زرتشتیان افغانستان؛ از بلخ باستان تا مزارشریف و بازماندگان جامعهای کهن
افغانستان امروزی بخشی از سرزمینهای تاریخیای را در بر میگیرد که در شکلگیری و گسترش فرهنگ و دین زرتشتی جایگاه مهمی داشتهاند.
بلخ و باختر از نامهای برجسته در این پیشینهاند.
با وجود این، دربارهٔ سرنوشت زرتشتیان افغانستان، میزان حضور آنان در روزگار معاصر و حتی برخی مکانهای مرتبط با تاریخ اشوزرتشت، هنوز پرسشهای بسیاری وجود دارد.
در این مقاله، پیشینهٔ زرتشتیگری در افغانستان، جایگاه بلخ در سنتهای دینی، ادعای وجود آرامگاه اشوزرتشت در زیر مسجد کبود مزارشریف و گزارشهای مربوط به زرتشتیان این منطقه بررسی میشود؛ با این تفاوت مهم که روایتهای تاریخی و محلی از شواهد قطعی باستانشناختی جدا نگه داشته میشوند.
بلخ و باختر؛ سرزمینهایی با جایگاه ویژه در تاریخ زرتشتی
بلخ، در شمال افغانستان کنونی، یکی از مراکز مهم تاریخی منطقهٔ باختر بود.
باختر در روزگار باستان منطقهای گستردهتر از یک شهر و متفاوت از مرزهای افغانستان امروزی بود و بخشهایی از آسیای میانه را نیز در بر میگرفت.
نام بلخ در سنتهای ایرانی و روایتهای مربوط به تاریخ دین زرتشتی جایگاهی برجسته دارد. در روایتهای دینی و ادبی، این سرزمین با پادشاه گشتاسپ و گسترش دین اشوزرتشت پیوند یافته است.
در شاهنامه نیز داستانهای مربوط به گشتاسپ و اشوزرتشت در همین فضای تاریخی و اسطورهای روایت میشوند.
در اوستا نیز نام سرزمینهایی آمده است که پژوهشگران آنها را با بخشهایی از جغرافیای تاریخی شرق ایرانزمین مرتبط دانستهاند.
بااینحال، برای تفسیر این نامها باید به پژوهشهای زبانشناختی و تاریخی تکیه کرد؛ زیرا نامهای باستانی همیشه با مرزها و نامهای جغرافیایی امروز تطبیق مستقیم ندارند.
اهمیت بلخ در سنت زرتشتی به معنای آن نیست که همهٔ رویدادهای منسوب به اشوزرتشت در این شهر بهطور قطعی اثبات شدهاند.
زمان و مکان دقیق زندگی اشوزرتشت همچنان از موضوعات مورد بحث در پژوهشهای زرتشتیشناسی است.
آیا اشوزرتشت در بلخ درگذشت؟
در برخی روایتهای تاریخی و دینی، بلخ با زندگی و درگذشت اشوزرتشت پیوند دارد.
این روایتها بخشی از حافظهٔ تاریخی و دینی مربوط به شرق ایرانزمین را تشکیل میدهند؛ اما میان شهرت یک روایت و اثبات تاریخی آن تفاوت وجود دارد.
دربارهٔ زمان زندگی اشوزرتشت نیز دیدگاههای گوناگونی مطرح شده است. ازاینرو، تعیین یک سال مشخص برای درگذشت او یا معرفی مکانی معین بهعنوان آرامگاهش، بدون شواهد کافی، درست نیست.
این نکته اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا در نوشتههای عمومی گاهی روایتهای دینی، داستانهای تاریخی و فرضیههای جدید چنان در کنار یکدیگر قرار میگیرند که خواننده تصور میکند همهٔ آنها به یک اندازه مستندند.
پژوهش دقیق باید روشن کند که هر ادعا بر چه نوع مدرکی استوار است.
مزارشریف؛
آیا آرامگاه اشوزرتشت زیر مسجد کبود قرار دارد؟
مزارشریف شهری در شمال افغانستان و در نزدیکی بلخ است. این شهر بهسبب زیارتگاه مشهور خود، که امروزه با نام مسجد کبود و زیارتگاه منسوب به امام علی شناخته میشود، اهمیت دینی و تاریخی فراوانی دارد.
در کنار روایت رایج اسلامی دربارهٔ این زیارتگاه، دیدگاهی نیز مطرح شده است که میگوید آرامگاه اشوزرتشت ممکن است در زیر بنای کنونی مسجد کبود قرار داشته باشد.
این ادعا در مقالهای با عنوان «شناسایی آرامگاه زرتشت» نوشتهٔ برایان آرتور براون
(Brian Arthur Brown)
در وبگاه زرتشتیان منتشر شده است.
نویسنده تلاش میکند با تفسیر نام مزارشریف، روایتهای محلی و برخی نشانههای تاریخی، این فرضیه را مطرح کند.
بر اساس این دیدگاه، ممکن است مکان موردنظر پیش از آنکه در سنت اسلامی بهعنوان آرامگاه امام علی شناخته شود، جایگاه مقدسی با پیشینهای کهنتر بوده باشد.
نویسنده همچنین احتمال وجود سردابی قدیمیتر در زیر مجموعهٔ زیارتگاه را مطرح میکند.
بااینحال، لازم است مرز میان این ادعا و یافتههای اثباتشده روشن بماند. مقالهٔ یادشده یک تفسیر و فرضیهٔ تاریخی را ارائه میکند.
در همان وبگاه، دیدگاههای انتقادی نیز منتشر شدهاند که استدلالهای مقاله را گمانهزنانه میدانند و بر نبود شواهد کافی تأکید میکنند.
دانشنامهٔ ایرانیکا نیز در بررسی تاریخی مزارشریف، شکلگیری زیارتگاه شناختهشدهٔ شهر را به روایتی از دورهٔ سلجوقی، در سالهای ۱۱۳۵ تا ۱۱۳۶ میلادی، پیوند میدهد؛ زمانی که گفته میشود فردی از محل دفن امام علی در آنجا آگاه شد و آرامگاهی برپا گردید.
این گزارش بهخودیخود وجود یا نبود یک مکان مقدس قدیمیتر را اثبات نمیکند، اما نشان میدهد که تاریخ شناختهشدهٔ زیارتگاه اسلامی با روایتی مشخص آغاز میشود.
👇🏻👇🏻
Post #13032
46