👇🏻👇🏻
برای شناخت بهتر کیتارا باید میان اطلاعات مربوط به سازهای شناختهشدهٔ یونانی و ویژگیهای بازسازیشدهٔ نمونهٔ نسا تفاوت گذاشت.
شباهت یک قطعه با سازهای یونانی میتواند در شناسایی آن راهگشا باشد، اما بهتنهایی تمام جزئیات تاریخی و فرهنگی اثر را روشن نمیکند.
دو بازسازی؛ هفت سیم و یازده سیم
یکی از نکات مهم مقالهٔ ددیولکین این است که پژوهشگر دو طرح بازسازی از کیتارای نقرهای نسا ارائه کرده است: یک نمونه با هفت سیم و نمونهای دیگر با یازده سیم.
این دو تصویر را نباید دو ساز مستقل کشفشده در نسا دانست. آنها دو پیشنهاد بازسازی برای ساز احتمالیای هستند که تنها بخشی از آن باقی مانده است.
اختلاف در شمار سیمها نشان میدهد که بازسازی شکل کامل ساز با محدودیت روبهروست. وقتی بخش عمدهٔ یک شیء از میان رفته باشد، پژوهشگر برای بازسازی آن باید از مقایسه با نمونههای دیگر و استدلال دربارهٔ ساختمان ساز بهره بگیرد. در چنین شرایطی، بازسازی بیش از آنکه تصویری قطعی از گذشته باشد، راهی برای نمایش یک فرضیهٔ علمی است.
ازاینرو، در انتشار مقاله همراه تصاویر باید زیرنویس روشنی درج شود: «بازسازی پیشنهادی آنتون ددیولکین از کیتارای نقرهای نسا؛ نمونهٔ هفتسیم» و «بازسازی پیشنهادی آنتون ددیولکین از کیتارای نقرهای نسا؛ نمونهٔ یازدهسیم».
تصاویر عمومی سازهای یونانی یا بازسازیهای جدیدی که در منابع دیگر دیده میشوند، نباید بهجای شکلهای اصلی مقاله معرفی شوند.
آیا کیتارا بخشی از یک تندیس بزرگ بوده است؟
یکی از پیشنهادهای مهم ددیولکین این است که قطعهٔ نقرهای احتمالاً بخشی از یک تندیس برنزی یا نقرهای بوده است.
بر پایهٔ این فرضیه، اثر باقیمانده خود یک ساز مستقل نبوده، بلکه بازوی ساز موسیقیای بوده که در دست یک پیکره قرار داشته است.
این احتمال میتواند توضیح دهد که چرا از ساز کامل و پیکرهٔ اصلی اثری در دست نیست. تندیسهای بزرگ ساختهشده از فلزات گرانبها در جهان باستان بارها ذوب شدهاند تا فلز آنها برای ساخت اشیای دیگر مورد استفاده قرار گیرد. ازاینرو، باقی ماندن تنها یک قطعه از چنین اثری غیرممکن نیست.
بااینحال، نباید این توضیح کلی را بهعنوان سرگذشت قطعی همین تندیس مطرح کرد. شواهد موجود نشان نمیدهند که پیکره دقیقاً چه شکلی داشته، در چه مکانی نصب بوده یا به چه شخصیتی تعلق داشته است.
ارتفاع حدود ۸۰ سانتیمتر تا یک متر نیز برآوردی از اندازهٔ ساز بازسازیشده است؛ نه اندازهگیری یک ساز کامل که به همان شکل تا امروز باقی مانده باشد.
آیا نوازنده آپولون بوده است؟
از آنجا که کیتارا در سنت هنری یونانی با آپولون ارتباط داشت، ممکن است این پرسش مطرح شود که آیا تندیس گمشدهٔ نسا نیز تصویر همین ایزد بوده است.
پاسخ علمی این است که هویت نوازنده مشخص نیست. ددیولکین نیز با احتیاط به این مسئله میپردازد.
در هنر یونانی، شخصیتهای دیگری نیز با کیتارا یا سازهای مشابه نمایش داده میشدند؛ از جمله اروس، هیاکینتوس، موزها، مئنادها، شاعران و سنتاورها.
برای شناسایی یک پیکره معمولاً به مجموعهای از شواهد نیاز است: سر و چهره، لباس، حالت بدن، ویژگیهای همراه، نشانههای اسطورهای و زمینهٔ باستانشناختی. در مورد اثر نسا، چون پیکرهٔ اصلی در دست نیست، نمیتوان هویت نوازنده را با اطمینان تعیین کرد.
بنابراین، جملهٔ «این ساز متعلق به تندیس آپولون بوده است» از شواهد موجود فراتر میرود. بیان دقیقتر این است که «اگر قطعه واقعاً بازوی کیتارا باشد، ممکن است به پیکرهای از یک موسیقیدان یا شخصیت اسطورهای تعلق داشته باشد؛ هویت آن شخصیت ناشناخته است».
تاریخ ساخت؛ از سدهٔ سوم تا سدهٔ نخست پیش از میلاد
ددیولکین بر پایهٔ ویژگیهای سبکی، اثر را به فاصلهٔ سدهٔ سوم تا سدهٔ نخست پیش از میلاد نسبت میدهد.
این بازه، تاریخگذاری پیشنهادی پژوهشگر است و باید به همین صورت معرفی شود.
تاریخگذاری سبکی بر مقایسهٔ شکل، تناسبات، جزئیات ساخت و نمونههای هنری همدوره استوار است.
این روش در تاریخ هنر و باستانشناسی کاربرد فراوان دارد، اما نتیجهٔ آن به کیفیت شواهد و نمونههای مقایسهای وابسته است.
به همین دلیل، بهتر است از عبارت «بر پایهٔ پیشنهاد ددیولکین، این اثر به سدههای سوم تا نخست پیش از میلاد تاریخگذاری میشود» استفاده کنیم و از بیان تاریخ ساخت بهصورت قطعی بپرهیزیم.
اهمیت این یافته برای شناخت هنر اشکانی
اگر تفسیر ددیولکین پذیرفته شود، کیتارای نقرهای نسا میتواند شاهدی برای حضور یک ساز با سنت هنری یونانی در محیط اشکانی باشد.
چنین یافتهای در کنار دیگر آثار باستانشناختی میتواند به بررسی ارتباطات فرهنگی در آسیای مرکزی کمک کند.
👇🏻👇🏻
Post #12983
102
- ❤ 1