دموکراسی یا انتخابات؟
سید محمد هادی موسوی
دموکراسی را مردم سالاری و مشارکت مردم در حکمرانی تعریف کردهاند که یکی از مهمترین راه های دستیابی به آن، انتخابات است. در برخی کشورها مانند ایران، تنها نماد دموکراسی، انتخابات تلقی میشود در حالیکه انتخابات یکی از مراحل دموکراسی است. گرچه شاید بتوان گفت از نظر کمی و کیفی مهمترین بخش فرآیند دموکراسی است. پیشتر در دو یادداشت نمادهای جدید دموکراسی را شرح داده بودم (اینجا و اینجا)
از زمان افلاطون تاکنون، طی هزارن سال، فرآیند مردم سالاری تغییرات زیادی کرده است. مردم سالاری زمانی، حق اظهار نظر تمام مردم در تمام امور شناخته میشد (دموکراسی مشارکتی) اما امروزه در برخی کشورهای دموکراتیک این حق را نه تنها یک حق دموکراتیک نمیدانند بلکه اظهار نظر تمام مردم در تمام امور را سم مهلکی برای دموکراسی قلمداد میکنند. در آمریکا، دموکراسی نوینی (دموکراسی نیابتی) طرح ریزی شده که منتخبان فرهیخته که مصالح سیاسی و اقتصادی را بهتر و بیشتر از عوام مردم درک میکنند رییس جمهور را انتخاب کنند. اما به منظورافزایش مشارکت مردم در حکمرانی، تنوع انتخابات بسیار گسترده شده تا به روش دیگری بتوان فرصت ارائه نظر تمام مردم در تمام امور را فراهم کرد. از انتخاب کلانتر و شهردار منطقه تا انتخاب فرماندار و نمایندگان مجلس ایالتی و فدرال گرفته تا نظرسنجی ها و امضا دادخواست، همه پرسی و شرکت در نظرخواهی های تلویزیونی، تنوع کمی و کیفی انتخاب شهروندان است که به آنها اجازه میدهد در مسایل سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی، اظهار نظر نمایند.
#انتخابات، اوج فعالیت دموکراتیک شهروندان است اما پیش و پس انتخابات نیز دموکراسی جریان دارد. فعالیتهای حزبی، تهیه و بازنگری مانیفست، طراحی برنامههای حزبی و جناحی، فعالیتهای مدنی، رسانه ای، کمپینهای سیاسی و تبلیغاتی و غیره کارهایی هستند که شهروندان میتوانند پیش از انتخابات انجام دهند. #پیشاانتخابات، «کنش» اولویت دارد.
اما پس از انتخابات ماجرا قدری متفاوت است. معمولا هر انتخاباتی، مخصوصا انتخابات ریاست دولت، در یک فضای دو قطبی شکل میگیرد که یک برنده و یک بازنده دارد. در انتخابات، هر طرف به دنبال از میدان به در کردن دیگری است. فضای پساانتخابات، فضای پیروزی و شکست است. در #پساانتخابات «نتیجه» مهم است.
لذا تضاد منافع، همچنان بعد از انتخابات نیز وجود دارد. در جوامع کمتر دموکراتیک، انتخابات، صرفا یک روند اداری جهت تثبیت حکومت اکثریت بر اقلیت است. از این رو اقلیت پس از انتخابات، به حاشیه رانده شده، سهمی در قدرت نداشته و حتی در شرایطی سرکوب نیز می شود. اما در یک دموکراسی خوب، انتخابات صرفا بخشی از یک فرآیند دموکراتیک است. حتی اقلیت شکست خورده در انتخابات نیز در حکمرانی سهیم است. مشارکت اقلیت در حکمرانی باعث می شود که در دوران انتخابات، رقابت تبدیل به تقابل نگردد. نتیجه انتخابات، مسئله مرگ زندگی مردم نباشد و عقده های اقلیت هر چند سال یکبار فوران نکند. در کشورانگلستان، جناح اقلیت پا به پای جناح حاکم در دولت مشارکت دارد. معادل هر مقام در «دولت مستقر»، یک مقام از جناح اقلیت در «دولت سایه» وجود دارد. در مجلس که محل تجمع جناح اقلیت و اکثریت است همه افراد در کنترل امور اجرایی مشارکت می کنند و حتی طبق قانون اساسی سابق، برخی نمایندگان اقلیت مجلس عوام ممکن بود به عنوان رییس قوه قضاییه نیز منصوب شود.
در #دموکراسی، انتخابات یک تعویض روش حکمرانی نیست بلکه تعویض حکمران است از این رو جناح شکست خورده در انتخابات فعالیتهای زیادی در پساانتخابات خواهد داشت. مردم عادی و طرفداران هر دو جناج نیز همزیستی بیشتری با یکدیگر خواهند داشت. جناح شکست خورده در انتخابات معمولا به دنبال به شکست رساندن دولت مستقر نیست چرا که خود نیز به نحوری در حکمرانی مشارکت دارد. قدرت انتقاد و مطالبه گری از جناح حاکم را در بالاترین سطوح مختلف دارد. شکست خوردگان در انتخابات، رسانه های خود را به منظور روشنگری، در اختیار دارند و میتوانند بخشی از فرآیند دموکراتیک در جامعه خود باقی بمانند
اما در جوامعی که انتخابات، اصل است، شهروندان و کنشگران سیاسی هر چند سال یکبار تمام کنشگری خود را یکجا انجام می دهند از این رو به انتخابات مانند یک نبرد گلادیاتورها نگاه میکنند که اگر در آن پیروز نشوند، بازی مرگ و زندگی را باخته اند.
دموکراسی یا انتخابات، مسئله این است.
@neveshttar
Post #164
348