💢 جامعه در بزنگاههای خاص، دچار بحرانهای عاطفی میشود. حوادث تلخ و تکاندهندهای که احساسات عمومی را جریحهدار میکنند، نه فقط در سطح خبر، که در عمق روان جمعی اثر میگذارند.
در چنین زمانهایی، مردم بهطور طبیعی نیاز به تخلیهی روانی پیدا میکنند؛ جامعه به دنبال مقصر میگردد، به دنبال معنابخشی به رویداد هولناک میرود.
اینجا اما یک خطر بزرگ شکل میگیرد:
فرایند تعمیم خطای فردی به گروهی بزرگتر؛ یا به زبان سادهتر: "قربانیسازی جمعی".
مشاهده میشود که پس از وقوع یک جنایت فردی (قتل الهه حسیننژاد ) در بستر خدمات اینترنتی حملونقل، موجی از بیاعتمادی، بدگمانی و حتی نفرت عمومی علیه کل رانندگان اسنپ در حال شکلگیری است.این اتفاق نه عادلانه است، و نه به نفع سلامت اجتماعی.
وقتی در شرایط بحران، "وجدان جمعی" جامعه به شدت هیجانی میشود؛ مرز میان «یک فرد خطاکار» و «یک گروه شغلی شریف» کمرنگ میگردد.مردم تحت تاثیر این جو روانی، تمایل پیدا میکنند که یک صنف کامل را به عنوان مظنون در نظر بگیرند، و اینجاست که قربانیسازی آغاز میشود.
امروز دقیقاً با همین وضعیت روبهرو هستیم:
گروهی از مردم میپندارند که شغل یا جنسیت رانندگان، بهخودیخود آنها را در معرض اتهام قرار میدهد.
اظهاراتی مطرح میشود که گویی رانندگان اسنپ به طور ذاتی تهدیدآمیز هستند.
فراخوانهای غیررسمی به تحریم یا بدبینی عمومی علیه این شغل در شبکههای اجتماعی به چشم میخورد.
در این میان، واقعیت ساده اما مغفول این است که:
اکثریت رانندگان اسنپ، مردانی هستند که در دل شرایط سخت اقتصادی امروز، برای تامین معیشت خانوادههای خود تلاش میکنند.
هزاران راننده روزانه میلیونها سفر بیحاشیه و امن انجام میدهند؛ اما یک حادثهی جنایی موجب شده که اعتبار شغلی و حتی امنیت روانی آنها زیر سوال برود.
در جامعهای که همچنان بار مالی خانوادهها بر دوش مردان نهاده شده، این حرفه برای بسیاری از آنان تنها روزنهی امرار معاشی آبرومندانه است؛ تلاشی صادقانه برای حفظ کرامت خویش در دل شرایط اقتصادی دشوار.
اگر اجازه دهیم که فضای احساسی این روزها، شکل پایدار بیاعتمادی و بدبینی علیه رانندگان ایجاد کند، دو خطر بزرگ در پیش داریم:
1: نابودی اعتماد اجتماعی در روابط روزمره: وقتی راننده و مسافر با سوءظن متقابل به هم نگاه کنند، امنیت روانی هر دو از بین میرود.
2:به حاشیه راندن گروهی از مردان شاغل که شرافتمندانه کار میکنند، و ضربه به اقتصاد خانوادههای آنان.
نباید با موجسواریهای هیجانی و تعمیمهای ناعادلانه، حق نانآوری میلیونها نفر را به خطر انداخت.
ما هم امنیت را میخواهیم، هم عدالت را. اما عدالت یعنی دیدن هر فرد در جایگاه خودش — نه تبدیل یک حادثهی فردی به برچسب جمعی.
📌 NeoPesarism's :
🔗
Telegram🔗
Instagram🔗
twitter