💢 ۱۲ ژوئن روز جهانی مبارزه با کار کودکان
شفقت، در ذات خود باید بیطرف باشد؛ پاسخی انسانی به رنج، فارغ از رنگ، طبقه، یا جنسیت. اما واقعیت تلخ این است که شفقت، در عمل اغلب مشروط است. بسیاری از جوامع تنها به رنجهایی واکنش نشان میدهند که با تصویر قالبی آنها از «قربانی» همراستا باشد. اینجاست که پسران کودککار، در سکوتی غمانگیز، از صحنهی همدردی جمعی حذف میشوند.
در ادبیات، رسانه و سیاستگذاریها، کودککار اغلب با تصویری از دختری معصوم و مظلوم بازنمایی میشود. پسران، اگر هم دیده شوند، معمولاً در قامت کارگران کوچک، قهرمانان فقیر یا ستونهای نانآور خانه به تصویر درمیآیند. در این روایتها، رنج پسرانه نه مایه دلسوزی، بلکه گاه مایه تحسین است؛ گویی درد آنها، بخشی طبیعی از مردشدن است.
این تفاوت نگاه، مصداقی روشن از سوگیری در شفقت است؛ حالتی که جامعه برای برخی رنجها دل میسوزاند، و برای برخی دیگر، تنها شانه بالا میاندازد. این تبعیض عاطفی، تبعاتی فراتر از بیعدالتی رسانهای دارد. وقتی شفقت از یک گروه دریغ میشود، سیاست، بودجه، حمایتهای اجتماعی و حتی زبان هم آنها را فراموش میکنند.
پسران کودککار نهتنها بار فقر خانواده را بهدوش میکشند، بلکه اغلب از ابتداییترین حمایتهای اجتماعی، آموزشی یا درمانی نیز محروماند. آنها کار میکنند، کتک میخورند، ترک تحصیل میکنند و در معرض انواع خشونتها قرار دارند؛ اما در چشم جامعه، «مرد شدهاند». گویی کودکبودن آنها، به دلیل جنسیتشان، زودتر از موعد تمام شده است.
وقتی کودکی تنها بهدلیل پسر بودن، «مقاومتر» یا «قویتر» تصور شود، در عمل از بسیاری از حقوق انسانی محروم خواهد شد. و این، نه تنها بیعدالتی، که شکلی از خشونت خاموش است.
۱۲ ژوئن، روز جهانی مبارزه با کار کودکان، فرصتیست برای بازنگری در معیارهای شفقت. برای بازتعریف نگاهمان به قربانی. پسران کودککار، بهاندازه دختران کودککار سزاوار دیدهشدن، شنیدهشدن و حمایت هستند.
📌 NeoPesarism's :
🔗 Telegram
🔗 Instagram
🔗 twitter
Post #6991
1.97K