TGViewer
نگرستان | مرتضی طباطبائی نگرستان | مرتضی طباطبائی @negarestan_taba · 183 subscribers
Post #61 414
از عبدالکریم تا عبدالرحیم؛ دگرگونی پارادایمی

پیش‌تر وعده کردم مقایسه‌ای میان سه رویکرد برجسته روشنفکری (- ِ دینی) داشته باشم: عبدالکریم سروش که خواستار قبض شریعت به نفع علوم و تخصص‌های مرتبط است، مصطفی ملکیان که به عقلانیت و معنویت در برابر تعبد فرامی‌خواند، و عبدالرحیم سلیمانی که پیشنهاد بازگشت به نسخه اخلاقی-عقلانی دین از طریق فقه قرآنی می‌دهد.

این سه جریان ممکن است برای هر دین دیگری نیز تکرار شوند و بنابراین سنجشی که در اینجا انجام می‌دهم می‌تواند برای هر دین دیگری جز اسلام (برای مثال دین زرتشتی) نیز در نظر گرفته شود. گفتنی است که مقایسه حاضر، از حیث احتمال اقبال متدینان و توفیق در تغییر مسیر فقه است، نه از حیث برتری ارزشی یا منطقی. همچنین این مقایسه میان روشنفکران است، نه کسانی همچون آیات منتظری، صانعی، صادقی تهرانی یا سیدکمال حیدری که هویت اولشان، فقاهت است.

چنان‌که پیش‌تر گفتم، اگر بتوان آینده‌ جدی‌ای برای یک جریان اصلاح دینی قائل بود، جریانی است «از جنس» آنچه عبدالرحیم سلیمانی در پیش گرفته؛ هم به لحاظ صوری و جایگاه ناقد و هم به لحاظ محتوایی.

از نظر صوری و جایگاه ناقد: هر سهٔ این متفکران، به‌درجاتی تحصیلکرده علوم حوزوی نیز هستند. ولی از این میان، سلیمانی است که با نگاه به ظاهرش می‌توان دانست خود را حوزوی می‌داند و فی‌بادی‌النظر (نیز) گمان رود مدافع دین و شریعت است. بنابراین نقدهای سلیمانی، به‌ گونه‌ای است که ناظر بیرونی در همان نگاه نخست (که بسیار مهم است)، آن را «نقد از درون» می‌بیند. از جهت روان‌شناختی این نوع نقدها جدی‌تر گرفته می‌شود و جنجالی‌تر است؛ زیرا اولا ناظر بیرونی تصور می‌کند که این ناقد، تسلط و دانش لازم را برای نقد و تحدی دارد، دوم اینکه شستش از احتمال یک دعوای جدی داخلی و انشقاق گفتمانی خبردار می‌شود. بنابراین چه به عنوان کسی که امیدوار به تغییراتی (از نظر او، اصلاحاتی) در گفتمان رایج است، چه به عنوان یک جزم‌اندیش دینی که نگران آسیب‌رسیدن به جریان سنتی است و چه به عنوان رهگذری بی‌خیال ولی کنجکاو که تنها پیگیر منازعات علمی است، این ناقد را جدی‌تر می‌گیرد تا ناقدانی که خود را خارج از حوزه تعریف می‌کنند و می‌نمایانند. اینجا پای بیم‌وامید بیشتری در میان است و هیجان در بین مخاطبان، موج می‌زند (فرض بر این است که سایر متغیرها، همچون سواد و هوش و  وجاهتِ و... ناقدان، تقریبا یکسان باشد و تنها تفاوت جدی، تفاوت در لباس و جایگاه باشد).

از نظر محتوا: سروش فقها را خطاب قرار می‌دهد که گستره احکامشان را محدود کنند. این در حالی است که نه فقها منتظر و تابع فرامین بیرونی‌اند، نه مؤمنان از پرسیدن مسائلشان در حوزه‌های گوناگون دست می‌کشند. برعکس، فقهْ پویایی خود را در این می‌بیند که در هر عرصه نوپدیدی که در صدر اسلام و نیز ادوار فقهای گذشته مطرح نبوده، بتواند پاسخ‌گوی مسائل باشد.
البته در دوره‌هایی که شریعت‌گریزی تقویت می‌شود که بیشتر ناشی از عوامل سیاسی و اجتماعی است (نه توصیه‌های روشنفکران به قبض فقه)، فشار بیرونی بر فقها برای تغییر رویکرد افزایش می‌یابد، ولی حتی چنین فشاری به کمتر سخن گفتن فقها نمی‌‌انجامد، بلکه می‌کوشند متفاوت‌تر و مُد روزتر (نه لزوما اخلاقی‌تر) حرف بزنند. این، همان چیزی است که در این سه دهه دیدیم و به رغم نقدهای سروش و همفکرانش، عقب‌نشینی فقها به حوزه عبادیات را شاهد نبودیم.

اما رویکرد ملکیان که عنصر اساسی دینداری را تعبد می‌خواند، خطابش به فقها نیست، بلکه به خود مردم است. به آنان می‌گوید پاسدار عقلانیت و دغدغه‌مند معنویتتان باشید که با تعبد مطلق جور درنمی‌آید. این نیز منجر به تغییر یا اصلاحی در مسیر فقه نمی‌شود. چون فقها اصلا خود را مخاطب ملکیان نمی‌بینند. البته باید گفت که خود ملکیان نیز دغدغه تحدید یا تغییر فقه و شریعت را ندارد و به گفته خودش، تنها دل‌نگران انسان‌هاست.

اما محتوایی که سلیمانی تولید می‌کند، احتمالا از دو جهت بر تغییر رویکرد فقه و ایجاد جریان دوم و متفاوتی در حوزه‌های علمیه، اثرگذار(تر) خواهد بود: یکی نقدهایی که خود سلیمانی درباره فقه مطرح می‌کند و بر اساسش توقع می‌رود فقه جدیدی (بنا به انتظار مخاطبانش، فقهی عقلانی‌تر و اخلاقی‌تر) ارائه دهد و در مرحله بعد، پس از آنکه اقبال عمومی نسبت به او دیده شد، رقابت در میان فقها و عالمان دین، به‌ویژه در نسل‌های جوان‌تر پدید می‌آید تا فقه محبوب‌تری ارائه کنند که از نقدهای عقلانی-اخلاقی پیش‌گفته مصون باشد. حال در این واکنش ثانویه، چه فقها خود را ذیل جریان سنتی تعریف کنند، چه اینکه همچون سلیمانی منتقد فقه رایج نیز باشند، نتیجه نهایی این است که کلیت فقه به سمت تغییر جدی می‌رود.

البته چه‌بسا گفته شود پدید آمدن رویکرد نقد اخلاقی فقه، نتیجه یا در امتداد رویکرد سفارش به قبض فقه است، که این به‌آسانی قابل انکار نیست.

@negarestan_taba
  • ❤ 10
  • 👏 1
  • 👌 1
More from @negarestan_taba
  1. Sep 29, 2026🌐به همت معاونت پژوهشی دانشگاه ادیان؛ 🔹کرسی علمی-ترویجی «سودگرایی سلبی و نسبتش با منطق حذ…
  2. Sep 27, 2026نشانه‌های رسواساز در واگذاری پژوهش به هوش مصنوعی درباره سپردن کار به هوش مصنوعی* (و نه است…
  3. Sep 18, 2026استفاده از هوش مصنوعی با سپردن کار به هوش مصنوعی فرق دارد. دومی به‌راحتی لو می‌رود (دست‌کم…
  4. Sep 17, 2026آیا بذل جان، کاری افراطی و زیاده‌روانه نیست؟ شاید در نگاه ابتدایی به نظریه حد وسط ارسطو که…
  5. Sep 12, 2026کانال خوبی که گلچینی از واپسین اخبار و مطالب خبرگزاری‌ها و وب‌سایت‌های معتبر فلسفی همچون d…
  6. Sep 11, 2026میم‌‌ها (طنز تصویری) را بسیار دوست دارم؛ هم از نظر مفید و مختصر بودن، هم از لحاظ طنازی‌شان…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →