در سالهای اخیر، حوزویان، دانشگاهیان و روشنفکران پرشماری با طرح مباحث جدید و متفاوت، ایدههای خود را به جامعه عرضه کردهاند، ولی تا آنجا که من میشناسم و میدانم، هرگز با چنین اقبالی مواجه نبودهاند. به نظر میرسد سلیمانی اردستانی، هم در موضوع، هم در روش و هم در غایت، با آن جریان عمومی (که نگارنده را نیز شامل میشود) متفاوت است:
۱. موضوع: سلیمانی «بهطور جزئی» به مسائل «مورد دغدغه عموم مردم» میپردازد. از جمله موضوعاتش اینهاست: خلق مناسک جدید دینی (حرمسازیها، عزاداریها و دهههای جدید)، اذن پدر برای ازدواج دختر، امکان جانشینی خداوند برای زنان، مسئله لعن بنیامیه، انتظار منجی و همین مسئله ولایت پدر بر فرزندان. این در حالی است که موضوع فکر سایر حوزویان و روشنفکران، یا دغدغههای درونی جامعه خودشان است، مثل فقه پویا و بسط فقه و فقه قرآنی (در بین حوزویان) و بحث علم بومی و وارداتی، تعریف دانشگاه و بروکراسیهای پیشرفت علمی (در بین دانشگاهیان)، یا بسیار کلی است و جزئیات زندگی روزمره را نادیده میگیرد، همچون مباحث مربوط به لیبرالیسم/سوسیالیسم، یا صرفا دغدغههای شخصی خود پژوهشگر است (به دلیل سهولت تشخیص، از ذکر عناوین خودداری میکنم). حتی کسانی بودهاند که از موضع اخلاق و فرهنگ وارد بحث شدهاند، ولی در موضوعاتی که تنها دغدغه شخصی خودشان بوده گفتهاند، از ترجیحات و تفریحات مورد علاقهشان تا آسیبهایی که در زندگی تجربه کردهاند. متفکران پرشماری بودهاند که با یکی از این سه رویکرد، مطالب بسیار جدید و متفاوت و بعضا دقیق و سودمندی ارائه کردند، ولی در جلب توجه جامعه کامیاب نبودهاند. برعکس، حتی روشنفکرانی داشتهایم که پیشتر موضوع بحثشان، دغدغههای مردم بود و با اقبال خوبی روبهرو بودند، ولی سپس با مشغول شدن به تدریس و ترویج یک مکتب خاص عرفانی یا فلسفی، آن اقبال را از دست دادند.
۲. روش ارائه: سلیمانی در ارائه بحث خود، عمدتا از دو روش «مناظره با متخصصان» و «پرسش و پاسخ عمومی» استفاده میکند. اولی جذاب و جنجالی است و دومی، سودمند و کاربردی. درحالیکه سایر حوزویان و روشنفکران معمولا از روشهای سخنرانی (تکگویی)، نگارش متن، انتشار صفحات اول کتاب یا مقاله یا نهایتا گفتوگو با یک مجری بهره میگیرند. بدون اینکه بخواهم ارزشداوری کنم، باید گفت تفاوت روشن است و مردم در پلتفرمی همچون اینستاگرام، روشهای ارائهٔ نوع دوم را نمیپسندند. ضمنا سلیمانی، بیانی ساده و صریح دارد و تکلفات و مغلقگوییها و نیز ملاحظهکاریها و احتیاطهای معمول ما دانشگاهیان را ندارد.
اخلاق ارائه او نیز متفاوت است. سلیمانی لایو میگذارد تا پاسخگوی پرسشهای کاربران باشد و این پرسشها را ولو بسیار عجیب و غیرآکادمیک، با حوصله و احترام پاسخ میدهد و حتی در کامنتها، با اهانتها میسازد. کاربری برایش نوشته بود: «ولی آخوند خوب، آخوند مرده است». لایک کرده و پاسخ داده بود: «ممنونم❤️». این تفاوت روشی، احتمالا ناشی از روحیه استادی سلیمانی و در عین حال نشاندهنده همدلی و راحتی او با مردم است.
غایت: در مجموع به نظر میرسد که هدف سلیمانی، زدودن فقه و دین از اموری است که آنها را غیراخلاقی و غیرعقلانی میداند و به دنبال بازگشت به اصل اسلام (البته از نظر خودش یا با قرائت خودش) است. او نیز همچون بعضی فقهای جدید ولی کمترشناختهشدن بین عموم، از فقه قرآنی سخن میگوید، ولی روشن است که خود فقه قرآنی برایش موضوعیت ندارد، بلکه صرفا طریقیت دارد تا بتواند روایت عقلانیتر و بهویژه اخلاقیتری از فقه به دست دهد. حتی خود عنوان اخلاق نیز برایش موضوعیت ندارد.
در این سالها روشنفکران فراوانی بودند که خود عنوان اخلاق، برایشان موضوعیت داشته و شاید به همین دلیل سراغ مسائل اخلاقیای میرفتهاند که به هر دلیل، مورد دغدغه عموم جامعه نبوده است، همچون گیاهخواری یا همجنسگرایی. ولی نقد اخلاقی فقه، آنگونه که سلیمانی انجام میدهد، بهوضوح برای تسهیل و بهبود زندگی عموم مردم یا بخشهای پرجمعیت جامعه همچون زنان یا اهل سنت است. احتمالا به همین دلیل است که جمعیت بزرگی از مردم، سلیمانی را صدای خود یافتهاند و با او همراه شدهاند.
آنچه گفته شد، صرفا تحلیل شخصیام بود از دلایل اقبال مردم به این متفکر حوزوی. بنابراین هرگز به معنای قبول یا رد مواضع و مدعیات ایشان نیست و در هر مورد، جای بحث و نقد، فراوان است که عمدهاش چهبسا در تخصص من نباشد. ولی تصور میکنم اگر قرار باشد در عالم اسلام یا تشیع نیز یک نهضت اصلاح دینی پدید آید (فارغ از مثبت یا منفی بودن این اتفاق)، با فعالیتهایی از جنس سلیمانی خواهد بود. بدیلهای دوگانه آن، یعنی رویکرد دکتر سروش و استاد ملکیان و قوتهای رویکرد سلیمانی نسبت به این دو را اگر عمری باشد در مطلب دیگری بیان خواهم کرد.
@negarestan_taba
Post #60
352
- ❤ 5
- 👏 3
- 👍 2