TGViewer
نگرستان | مرتضی طباطبائی نگرستان | مرتضی طباطبائی @negarestan_taba · 183 subscribers
Post #56 326
تاسیان: روایتی متفاوت از گذشته

در ایام تعطیلات فرصتی دست داد تا تاسیان را ببینم و حالا فرصتی که چندخطی درباره‌اش بنویسم. البته نه به عنوان ناقد فیلم یا فیلمنامه که مثلا انسجام داستان و شخصیت‌پردازی و روایت تاریخی و... چه قوت و ضعف‌هایی داشته است؛ بلکه صرفا بعضی برداشت‌های شخصی‌ام از کلیت داستان و به‌ویژه نگاه اخلاقی حاکم بر متن را با رویکرد توصیفی (و با اعتراف به احتمال خطا در تک‌تک برداشت‌ها) بیان می‌کنم. تا حد ممکن می‌کوشم داوری نکنم. پیشاپیش درجاتی از افشای داستان (اسپویل) را هم اطلاع‌رسانی و بابتش عذرخواهی می‌کنم تا تماشاناکردگانِ مصمم ضرر نکنند.

پیش از هر چیز به نظر می‌رسد فیلم در رفت‌وآمدی بین یک تراژدی عاشقانه، روایتی تاریخی و روایتی نمادین است. ولی خط اصلی داستان، همان تراژدی عاشقانه است که آغاز و پایان فیلم و بیشترین حجم فیلمنامه و خود عنوان را دربرگرفته‌؛ هرچند ممکن است گفته شود کل داستان را هم می‌توان برداشت نمادین کرد و در این صورت همه وقایع و عناصر را باید در آن قالب تفسیر نمود. پذیرش این مطلب دشوار است، زیرا غالب طرفداران تفسیر نمادین می‌گویند آنچه برای شیرین رخ داد، نمادی است از آنچه بر سر ایران می‌رود؛ درحالی‌که فیلم روایتگر عشقی شخصی است و آن‌همه که رخ داد، علت‌العللش یا دست‌کم مهم‌ترین علتش «عشق» بود. در ایران تراژدی مشابهی نداشته‌ایم که علت‌العللش عشق شخصی یا اساسا عشق به میهن باشد. به طور خاص درباره انقلاب ۵۷، تبیین‌های متفاوتی ذکر شده، از جمله تبیین‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، روان‌شناختی (وضعیت شاه)، بین‌المللی (دسیسه) و تبیین غالب یعنی دینی (اسلامی). ولی تبیین ملی‌گرایانه و میهن‌پرستانه‌ای در کار نیست یا جدی نیست.

اینکه در این رفت‌وبرگشت چه انگیزه‌ای وجود داشته دقیقا برایم روشن نیست. آیا برای حذر دادن از تغییرات انقلابی و هیجانی و تشویق به اصلاح است یا برای تحریک حس نوستالژی و یادآوری دوران خوش گذشته یا صرفا همایندسازی‌ برای ایجاد جذابیت و جنجال و بالا رفتن فروش. ولی احساسی که ایجاد می‌شود، احتمالا در کوتاه‌مدت و خودآگاه، احساس نوستالژی است و شاید در بلندمدت و ناخودآگاه، ایجاد هراس از شورش و تخریب غیرهدفمند و شورمند و ترغیب به کج‌دار و مریز پیش رفتن.

درباره خط داستانی عاشقانه، اگر فقط ما بودیم و همین روایت، مثلا داستان در تاریخی غیر از سال ۵۶ و جغرافیای خارج از ایران روایت می‌شد، برداشت نهایی، بر حذر داشتن از عشق‌های نامتعارف (با اختلاف طبقاتی و بدون رضایت خانواده) و انذار نسبت به هیجان‌سالاری در عشق می‌بود. اینجا شاید یک مدافع تفسیر نمادین و طرفدار رویکرد اصلاحات بگوید می‌توان تغییرات انقلابی را به عشق‌های هیجانی و فاقد منطق تشبیه کرد. ولی دشوار می‌توان این را پذیرفت؛ چون هسته هیجانی در یکی عشق است و در دیگری میل به تغییر و پیشرفت آنی. البته موافقم که کاشت دفن‌گونه سرو آزاد در آغاز فیلم هنگام تولد شیرین، و نهایتا مرگ او در پای همان سرو، گویا پیامی از نمادسازی کلی داشته است؛ رؤیای شیرین آزادی و نهایتا مرگ و ویرانی.

اما درباره تصویر اخلاقی حاکم بر فیلم، برداشت من نیز مانند اکثریت این بود که چپ‌‌ها متهم اصلی‌اند. حتی فرهیختگان این جریان (استاد و دانشجو) در فیلم، نمادهایی هستند از خیانت، نفع‌پرستی، آدم‌فروشی، بی‌وفایی و مهم‌تر از همه رؤیافروشی و تخریبگری.

سه گروه دیگر، یعنی «راست‌گرایان مذهبی»، «راست‌گرایان لیبرال» و «ساواک» (که نماینده اصلی حاکمیت است) به درجات مختلفی، خاکستری نشان داده می‌شوند، هرچند هر سه، خاکستری مایل به سفید.
شخصیت‌پردازی اخلاقی راست‌گرایانِ مذهبی که در فیلم، پای دیگر انقلاب‌اند، منفی‌ نیست. نه منش و شخصیتشان بد نمایش داده می‌شود، نه روش مبارزه‌شان خشونت‌آمیز، نه نیتشان شوم و پلید. راست‌گرایان لیبرال یا سکولار که در رأسشان جمشید نجات و خانواده‌اش است نیز پلید و خبیث نشان داده نمی‌شوند. در فکر ساخت و آبادانی‌اند، دست به‌خیرند و احساسات میهن‌پرستانه دارند. نهایتا ساواک نیز دست‌کم با روایت غالبی که پس از ۵۷ شنیده‌ایم تفاوت جدی دارد و سفیدتر نشان داده می‌شود. سعید در عین اینکه به اقتضای شغلش درشتی‌هایی با مردم دارد، فردی وظیفه‌شناس، تا جایی از فیلم بامعرفت و بامرام و نسبتا منطقی نمایانده می‌شود و با آن نامه آخر فیلم، مشخص می‌شود دلسوز و دغدغه‌مند هم بوده است.

نهایتا اینکه شخصیت‌های متفاوتی در این فیلم از علاقه به ایران می‌گویند و تصویری که از مناظر زیبای شهری و روستایی ایران ارائه می‌شود، حسی از اهمیت میهن‌دوستی را نیز منتقل می‌‌کند.

سوای همه قوت‌ها و ضعف‌های فیلمنامه به‌ویژه مشکلاتی که در شخصیت‌پردازی امیر و انسجام داستان وجود داشت، به نظرم سریال متفاوتی است که مخاطب را به بازاندیشی انقلاب دعوت می‌کند، چپ‌ها را به لجن می‌کشد و وطن را عزیز می‌شمارد.
@negarestan_taba
  • ❤ 3
  • 💔 2
  • 🥰 1
  • 👏 1
  • 😢 1
More from @negarestan_taba
  1. Sep 29, 2026🌐به همت معاونت پژوهشی دانشگاه ادیان؛ 🔹کرسی علمی-ترویجی «سودگرایی سلبی و نسبتش با منطق حذ…
  2. Sep 27, 2026نشانه‌های رسواساز در واگذاری پژوهش به هوش مصنوعی درباره سپردن کار به هوش مصنوعی* (و نه است…
  3. Sep 18, 2026استفاده از هوش مصنوعی با سپردن کار به هوش مصنوعی فرق دارد. دومی به‌راحتی لو می‌رود (دست‌کم…
  4. Sep 17, 2026آیا بذل جان، کاری افراطی و زیاده‌روانه نیست؟ شاید در نگاه ابتدایی به نظریه حد وسط ارسطو که…
  5. Sep 12, 2026کانال خوبی که گلچینی از واپسین اخبار و مطالب خبرگزاری‌ها و وب‌سایت‌های معتبر فلسفی همچون d…
  6. Sep 11, 2026میم‌‌ها (طنز تصویری) را بسیار دوست دارم؛ هم از نظر مفید و مختصر بودن، هم از لحاظ طنازی‌شان…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →