در فضیلت میهندوستی
حدود ۱۳ سال پیش بود که در دیداری با یکی از خویشان، مواجههای متفاوت با یک دیدگاه میهندوستانه داشتم؛ روزگاری که بیشتر تحت تأثیر نگرش جهانوطنی بودم و پیداست آن دیدگاه و استدلال میهندوستانه، چنان شوکّی برایم داشته که هنوز با جزئیات به خاطرش دارم.
سال ۹۱ بود که تازه به عنوان دانشجوی دکتری در دانشگاه اصفهان پذیرفته شده بودم. پسرخالهام آقاجواد هم چند خیابان پایینتر از دانشگاه، شرکتی تأسیس کرده بود و به خاطر رفاقتی که از ایام کودکی داشتیم، هر بار با اشتیاق دعوتم میکرد که به دفترش بروم. یک بار، بخت یار شد و سراغش رفتم. از هر دری سخن گفتیم و آن لابهلا پرسیدم اینجا دقیقاً مشغول چه کاری هستی؟
آقاجواد، پسر توداری است. از جزئیات کارش برایم نگفت، ولی گفت که در کار صادرات است. گفت که من در این سالهای کار در بازار، این را آموختهام که صادرات، بهویژه در شرایط خاص ایران، بسیار دشوار است. اما کار در حوزه واردات، هم آسانتر است و هم بسیار پرسودتر، و همکارانم اکثراً در کار وارداتاند و خیلی زود خودشان را میکشند بالا. حتی گفت شریکش که بهتازگی از او جدا شده بود، برای همین بوده که از کار در حوزه صادرات ملول شده و مسیرش را به واردات عوض کرده.
پرسیدم پس تو چرا ماندی؟
پاسخ داد: من برایم فقط پول مهم نیست. دوست دارم از کاری که میکنم حسّ خوبی داشته باشم. با کمک به صادرات، احساس میکنم در حال خدمت به کشورم و مردمش هستم و این برایم باارزشتر از پول واردکنندگی است. پاسخش برایم تکاندهنده بود و او را در ذهنم به جایگاهی رفیع و یگانه فرا برد و از آن روز به بعد، به مناسبتهای مختلف، به یاد این حرفش میافتادم.
البته میدانم که واردات هم میتواند به سود اقتصاد یک کشور باشد، جایی که کمبود کالا باعث رشد قیمت شده است. همینطور مطلعم که آزاد گذاردن بازار و واردات، خودش به ایجاد فضای رقابتی کمک میکند و نهایتا تولیدکننده داخلی را هم به بهبود کیفیت محصولاتش وامیدارد. همینطور منکر این نیستم که کسی میتواند بگوید انگیزه خدمت، میتواند خدمت به نوع بشریت باشد، نه فقط به هموطنان. ولی همچنان دیدگاه آقاجواد را دیدگاهی فضیلتمندانه میدانم! شاید چون معتقدم نیت او، نیتی نفعطلبانه نبود، بلکه انساندوستانه و علاوه بر آن، قدرشناسانه بود؛ قدرشناسی از همه مواهبی که «میهن» در اختیارمان گذاشته است. اما شاید هم اصلا چنین مسیر استدلالیای از ذهنم نگذشته، و دلیل اینکه به رغم تفاوت دیدگاهم با او، حرفش بر دلم نشسته و چنان رسوخی کرده، این باشد که ما شهودی اخلاقی به نفع میهندوستی داریم؛ شاید.
به هر روی در این نوع میهندوستی یا میهنپرستی، هیچ احساس نخوت و برتریای در کار و هیچ آزاری هم به شهروندان ملل دیگر نمیرسد؛ بلکه هدف و نیت، صرفاً قدردانی و قدرشناسی نعماتی نامرئی است که گاهی به چشم مدعیترین روشنفکران و دانشگاهیان نمیآید، ولی مردم کوچه و بازار بهخوبی قدر و قیمتش را میشناسند. چهبسا اگر در مقاطع حساس تاریخ ایران، قاطبه روشنفکرانمان نیز چنان دیدگاهی داشتند، امروز جایگاه و وضع کشورمان این نبود که اکنون شاهدیم.
@negarestan_taba
Post #22
494
- 👍 9
- ❤ 7