برهان شر، از منظر فلسفه اخلاق
یک بیمار روانی جنسی یا پدوفیلی (مرد)، دخترکی ۷ساله را میفریبد و به او تجاوز میکند و سپس او را میکشد و سر به نیستش میکند. این بیمار روانی تحت تاثیر جبر بیماری که خودش سبب آن نشده است چنین میکند و بنابراین گناهکار نیست.
خدای همه جا حاضر و نزدیکتر به رگ گردن دخترک و مرد پدوفیلی، در مدت همه این اتفاقات تماشاگر بوده است. چرا خدای همهتوان کاری نمیکند؟
این پرسش را یکی از دوستان برایم ارسال کرده و خواسته تا آن را از منظر فلسفه اخلاق بررسی کنم. این مثال، در واقع از سنخ مثالهایی است که ویلیام رو، فیلسوف انگلیسی معاصر مطرح میکرد و در امتداد برهان شرّ جی. ال. مکی، فیلسوف استرالیایی است که وجود شرّ در جهان را با وجود خدای همهدان، همهتوان و خیرخواه مطلق ناسازگار میدانست.
بررسی اصلی این برهان، در حوزه فلسفه دین و الهیات انجام میگیرد، چراکه خداباوران باید توضیح دهند که چگونه میتوان همزمان به چنان خدایی قائل بود و در عین حال، شرور را در جهان، اعم از شرور طبیعی و شرور اخلاقی توجیه کرد. شاید بتوان برهان شر را سهمگینترین و چالشانگیزترین برهان علیه خدای ادیان، بهویژه ادیان ابراهیمی دانست و البته فیلسوفان دین موحد، از جمله جان هیک و پلنتینگا تلاشهایی برای پاسخ به این مسئله انجام دادهاند و همچنان جزو مباحث مهم فلسفه دین است.
ولی از منظر فلسفه اخلاق، چه میتوان گفت؟ در اینجا صرفا نظر شخصیام را بر اساس تأمل اولیه بیان میکنم. در مثال حاضر، عاملی که در حال ارتکاب جنایت است، بیماری روانی فرض شده که فاقد کنترل بر رفتار خود است. پس در این صورت، مسئولیت اخلاقی از او سلب میشود و نمیتوان اخلاقاً قضاوتش کرد؛ هرچند مجازات حقوقیاش محفوظ است و باید از جامعه دور نگاه داشته شود. بنابراین باید مسئولیت اخلاقی را در جای دیگری جست و سرزنش اخلاقی، متوجه عاملهای اخلاقیای است که اجازه دادهاند آن دختربچه با چنان فرد بیماری، تنها شود. از نگاهی سکولار، این افراد مسئول میتوانند عبارت باشند از والدین یا سرپرستان دختربچه، تا همه عوامل مسئولی که در آزاد گذاردن شخص جانی در جامعه سهلانگاری کردهاند. ولی از نگاه یک فرد موحد، خدا نیز در همه لحظات توان جلوگیری از این فاجعه را داشته و به وضعیت نیز علم داشته، بنابراین سهم اصلی مسئولیت با اوست و اگر قائل به حسنوقبح عقلی و لزوم عادل بودن خدا باشیم، تنها در صورتی که این خداوند بتواند اولاً به نحو بهتری در جهان دیگر برای دختربچه جبران کند، ثانیاً خود دختربچه از این جبران رضایت داشته باشد و ثالثا این جبران، بتواند سایر تبعات را برای بستگان و نزدیکان دختربچه نیز پوشش دهد (در جهان فعلی یا جهان آتی)، این مسئولیت بهدرستی تحقق یافته است. بنابراین از قبل، فرض یک جهان باقی برای حل این مسئله ضروری است. البته ممکن است غیرموحدان یا مستشکلان بگویند خداوند از آغاز نباید اجازه وقوع چنین جنایتی را میداد، ولی حتی در جهان سکولار و قانون مدنی نیز ما، «جبران» را معقولترین روش برای به عهده گرفتن مسئولیت میدانیم. لذا اگر خداوندِ موحدان، دلیلی نهانی برای ایجاد شر در جهان داشته باشد، به نظر من با آن نوع جبرانی که گفتم مسئولیت اخلاقی خود را به عهده گرفته است. ازآنجاکه در غالب ادیان، خداوند را به سبب وسعت رأفت و رحمتش، قادر و مایل به چنین جبرانی میدانند، به نظر میرسد موحدان بتوانند از این طریق، مسئولیت اخلاقی را به طور کامل بر عهده خداوند قرار دهند.
@negarestan_taba
Post #21
395
- 👍 9
- ❤ 2
- 👎 2