توصیه افراطی به اصلاح فرهنگ، مصداقی از اخلاقفروشی
اصطلاح moralism در فلسفه اخلاق* که امروزه دارای بار منفی است، به معنای تأکید بیش از حد، نابجا یا غیرواقعگرایانه بر اصول اخلاقی و یا طرح اصول بسیار دشوار و پرهزینه اخلاقی است. اگر بخواهیم واژهبهواژه ترجمه کنیم، باید بگوییم اخلاقگرایی؛ ولی با توجه به بار منفی این اصطلاح از یک طرف، و اصطلاحاتی همچون زهدفروشی و فخرفروشی در زبان پارسی، به نظرم بهتر است این اصطلاح را «اخلاقفروشی» ترجمه کنیم.
سوای فیلسوفان اخلاق و نظریهپردازان اخلاق که ممکن است به سبب نادیده گرفتن اقتضائات جهان واقع و سروکار داشتن با ایدئالهای ذهنی، در دام اخلاقفروشی بیفتند، در زندگی روزمره نیز کسانی که خود را اخلاقاً برتر از دیگران میپندارند یا همدلی ناچیزی با عموم دارند، در معرض چنین آسیبی هستند.
یکی از مصادیق اخلاقفروشی میتواند این باشد که وقتی مردمِ جامعهای در شرایط دشوار اقتصادی و معیشتی قرار دارند و بر اساس هرم مزلو، قادر به تأمین طبقه اول نیازهای خود نیستند و در شرایطی که این وضع وخیم، کاملاً تحمیلی و خارج از اراده مردم است، از موضعی برتر و بدون در نظر گرفتن وضعیت جامعه، مرتباً به سرزنش و نصیحت مشغول باشیم، هر مشکل و ضعف و خطایی را به ضعف فرهنگ نسبت دهیم و مردم را برای اصلاح وضعیت، به درون خودشان، مطالعه کتاب (کدام کتاب؟ معلوم نیست، فقط کتاب!) یا اصلاح فرهنگی احاله دهیم. مانند این است که یک عابد زهدفروش، با دیدن مردمِ در حال مشقت، به آنان بگوید هر چه میکشید از عبادت نکردن به اندازه کافی است!
بله، هر جامعهای برای پیشرفت، به غنای فرهنگ نیاز دارد؛ ولی اولاً زیست انسانی، کاملاً تابع اولویتهاست و وقتی کف نیازهای فیزیولوژیک تامین نشده باشد، نمیتوان انتظار داشت مردم بر سقف فرهنگ قدم بردارند. به قول جلالالدین بلخی، «رستم چه کند در صف، دسته گل و نسرین را»؛ ثانیاً حتی در شرایط رفاه نیز بهترین اقدام برای فرهنگسازی، عمل فرهنگی است، نه زبان به طعن و نصیحت گشودن.
* در نقد ادبی و هنری، moralism معنای دیگری دارد و منظور از آن، قضاوت اثر هنری بر اساس معیارهای اخلاقی است. برای مطالعه بیشتر درباره معنای moralism در حوزه فلسفه اخلاق، به مقاله خانم جولیا درایور با همین عنوان، مراجعه کنید:
Julia Driver, Moralism, Journal of Applied, Philosophy, 22 (2):137–151 (2005)
@Negarestan_taba
Post #12
495
- 👍 8
- ❤ 1