✍️شب سوم: احساسات دوگانه و حسرتها
وقتی کسی میرود، ناخودآگاه قانونی نانوشته در ذهنمان شکل میگیرد: از او فقط باید به نیکی یاد کرد. کمکم شروع میکنیم به ساختن تصویر انسانی کامل و بینقص از او؛ و درست در همین نقطه است که عذاب وجدان به سراغمان میآید: «چرا فلان روز با او بحث کردم؟»، «چرا وقت بیشتری برایش نگذاشتم؟» و...
اما بیایید بیپرده اعتراف کنیم: رفتگان هم وقتی زنده بودند، انسانهایی معمولی بودند، درست مثل خود ما؛ با نقصها، بدخلقیها، خستگیها و
پیچیدگیها. در رابطهی ما با آنها حتماً دلخوری، سوءتفاهم و تنش هم وجود داشته است.
داشتن این احساسات متناقض به این معنی نیست که دوستشان نداشتیم. عشق واقعی در دنیای واقعی شکل میگیرد، نه در خیال. صمیمیت همیشه با اصطکاک همراه است.
علاوه بر این، لازم نبود همهچیز را کلمهبهکلمه به زبان بیاوریم. آنها ته دلشان میدانستند که برای ما عزیزند و ما هم میدانستیم.
بابت حرفهای نگفته خودتان را سرزنش نکنید؛ رابطهی شما یک رابطهی انسانیِ زنده بود، نه یک نمایشنامهی بینقص.
📚 رواقیگری و ببرهایی که برای عصرانه میآیند
@nashremilkan
