📘مسجدالاقصی و قرآن (۲)
رازگشایی از یک چیستان
✍🏻 دکتر #محسن_بنائی
بدینگونه ما با (دستکم) سه گزارش گوناگون درباره معراج روبروییم. ابناسحاق محمد را از مسجد الحرام به مسجد الاقصی و از آنجا به آسمان میبرد، ابنسعد محمد را در شب هفدهم ربيع الاول يك سال پيش از هجرت از دره (شعب) ابیطالب به بیت المقدس و در شب هفدهم رمضان هيجده ماه پیش از هجرت از خانهاش به آسمان میبرد و طبری او را از کنار کعبه یکراست به آسمان میفرستد[۱]. این گزارشهای باهمستیز از چشم تاریخنگاران سدههای دیرتر پنهان نمانده بودند، چنانکه مقدسی مینویسد:
«در يادكرد مسرى و معراج:
بدان كه هيچ چيز به اندازه اين قصه مورد اختلاف نيست. اما معراج، بعضى از مردم منكر آن هستند و بعضى از مردم معتقدند كه معراج همان مسرى است. سپس در چگونگى مسرى اختلاف كردهاند»[۲]
داستان ولی به همینجا پایان نمیپذیرد. ابنسعد در دنباله گزارش خود مینویسد:
«پيامبر (ص) به جبرئيل گفت: قوم من سخن مرا تصديق نمىكنند، او گفت: ابوبكر كه صديق است تو را تصديق خواهد كرد و من پيش جمع زيادى آمدم كه نماز خود را گزارده و سلام داده بودند، و ميان حجر [اسماعيل] ايستادم و بيت المقدس در نظرم ظاهر شد و شروع به خبر دادن از نشانههاى آن به مردم كردم يكى از ايشان پرسيد مسجد چند در دارد؟ و من درهاى مسجد را نشمرده بودم و همچنان به مسجد الاقصى مىنگريستم و درها را مىشمردم و به آنها خبر مىدادم»[۳]
“هفدهم ربيع الاول يك سال پيش از هجرت” برابر است با ۳۰ اکتبر ۶۲۱ میلادی. در این سال ایرانیان هنوز در اورشلیم هستند و سربازان شهروِراز (پادشاه ساسانی) هفت سال پیش از آن در سال ۶۱۴ کلیسای دوشیزه ورجاوند بر روی کوه مقدس را با خاک یکسان کردهاند. پس به هنگام معراج هیچ پرستشگاهی – چه اسلامی و چه مسیحی و چه یهودی - بر فراز کوه مقدس درکار نبوده است، که محمد بخواهد در کنار آن فرود آید. شاید گفته شود نویسندگان قرآن از پیروزی ایرانیان بر رومیان و ویرانی آن “کلیسا/کنیسه/پرستشگاه دوردست” آگاه نمیبودهاند. این سخن نیز نادرست است، زیرا سوره روم نه تنها سخن از شکست رومیان میراند، که به باورمندان نوید پیروزی زودرس آنان را هم میدهد. گذشته از آن محمد هنگامی از شمار درهای مسجدالاقصی سخن میگوید، که ایرانیان و همپیمانان یهودیشان بر فراز کوه مقدس چیزی جز انبوهی از ویرانهها برجای نگذاشته بودند (برای نمونه کلیسای دوشیزه ورجاوند یا به گفته تاریخنگاران مسلمان گنبد ایلیاء) و دانسته نیست که او به کدام مسجد مینگریسته و دربهای آن را میشمرده است. تنها برداشت باورپذیر از این آشفتهگوئیها و این ستیز میان قرآن و سیره این است که بپذیریم ابنسعد (و همه دیگرانی که داستان معراج را نوشتهاند) دست به بازتابش دانستههای روزگار خود به زمانهای گذشته زدهاند. اگر در سال ۶۲۱ در بیت المقدس ساختمانی درکار نبود تا کسی شمار دربهای آن را بداند، بروزگار ابنسعد (۷۸۴ تا ۸۴۵) مسجد الاقصی بیش از ۱۰۰ سال بود که ساخته شده بود و شمار دربهای آن را همگان میدانستند و ابنسعد نیز بمانند دیگر همکارانش افسانههای خود را بر پایه سازههای روزگار خود پرداخته است.
اکنون بار دیگر به داستان معراج بازمیگردیم. پرسشی که در میان میآید این است که جایگاه مسجد الاقصی در این میانه چیست و چرا ابناسحاق و ابنسعد محمد را به بیت المقدس میفرستند؟
🌐برشی از مقاله را در کانال نقدآگین (اینجا)، و متن کامل این مقاله را در تلگراف (اینجا) بخوانید.
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۹ دقیقه
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Post #654
1.53K