Post #17993
26
ناگزاد سلام مرا پذیرا شو ای آنکه پاندورای این زندگی بی معنی منی.. ترا با صدای سکوت فریاد زدم و دیدم در هیچ انعکاسی آمد و مرا دوباره به سمت خود کشید با امواجی از تاریکی خواستم بشتابم به سویت ولی ای کاش.. سلیای عزیزم، میدانی من ترا نمیشناسم ولی میشناسم؟ من حتی نمیدانم…
دست اولس اشتباهی داشت معذرت.