TGViewer
Channel Public Channel
نغمه های سكوت

نغمه های سكوت

@naghmehsokout

سكوتت را باور كن ، كه خدايي درون تو نغمه پرداز شده است .

دلنوشته هاي محمد صالحي

m.salehy@gmail.com

@m_salehy
Subscribers
307
Photos
204
Videos
99
Links
598
Recent Posts 20 shown
Post #1193 1.82K
تجربه هایی از جنس آنچه فراموش کرده ایم.

نمیدانم نوشته زیر از کیست ولی هر چه هست، تجربه هایی از معنای زندگی ای است که در هیاهوهای جهان مدرن گم کرده ایم:

🔴❤️: یاداشت یک #پسر_دیالیزی: ۷ درسی که از دستگاه دیالیز کلیه یاد گرفتم؛ درس‌هایی که فکر می‌کردم شاید در ۶۰ سالگی یاد بگیرم:

من یک پسر ۱۹ ساله هستم. هفته‌ای سه بار دیالیز می‌شوم. مردم مرا می‌بینند که چهار ساعت به دستگاه وصل هستم و دلشان به حالم می‌سوزد. اما حقیقت این است که این دستگاه چیزهایی به من یاد داد که هیچ مدرسه یا دانشگاهی نتوانست یادم بدهد.

اگر منتظر هستی رنج‌ها تمام شوند تا بعد زندگی را شروع کنی، این نوشته برای توست. آن را نگه دار، شاید روزی به کارت بیاید.

1⃣ سلامتی تضمین‌شده نیست
فکر می‌کردم سلامتی چیزی عادی است؛ مثل آنتن موبایل که همیشه در دسترس است. تا اینکه یک روز از خواب بیدار شدم و دیدم کلیه‌هایم دیگر نمی‌توانند خونم را تصفیه کنند. آن روز فهمیدم سلامتی چیزی نیست که برای همیشه صاحبش باشی؛ بلکه امانتی روزانه از طرف خداست که باید هر لحظه بابت آن شکرگزار باشی، پیش از آنکه از تو گرفته شود.

2⃣ یک روز معمولی، خودش یک نعمت است
یک روز معمولی، بدون درد، بدون بیمارستان و بدون آزمایش... اصلاً معمولی نیست؛ بلکه یک عید است.
ما خوشبختی را در سفر و پول جست‌وجو می‌کنیم، در حالی که گاهی خوشبختی در یک لیوان آب است که بتوانی بدون نگرانی بنوشی، یا در خوابی آرام و بدون درد.

3⃣ آدم‌ها هنگام بحران دو دسته‌اند
وقتی بیمار می‌شوی، نیمی از دوستانت ناپدید می‌شوند و کسانی که هرگز انتظارش را نداشتی، مثل برادر کنار تو می‌ایستند.
دیالیز فقط خون را تصفیه نمی‌کند؛ آدم‌ها را هم برایت غربال می‌کند و نشان می‌دهد چه کسی واقعاً دوستت دارد و چه کسی فقط تا وقتی حالِ تو خوب بود کنارت بود.

4⃣ قدرت یعنی ادامه دادن، نه گریه نکردن
قبلاً فکر می‌کردم آدم قوی کسی است که اشک نریزد. اما در بخش دیالیز بارها گریه کردم و فهمیدم قدرت واقعی این است که گریه کنی، از جا بلند شوی، اشک‌هایت را پاک کنی و با لبخند چهار ساعت دیگر درمانت را ادامه بدهی. قدرت یعنی تحمل کردن و ادامه دادن.

5⃣ زمان، ارزشمندترین سرمایه است
هفته‌ای ۱۲ ساعت روی دستگاه، ماهی ۴۸ ساعت و سالی ۵۷۶ ساعت از عمرم صرف دیالیز می‌شود. آنجا فهمیدم پول را می‌توان دوباره به دست آورد، اما زمان هرگز برنمی‌گردد. وقتت را با نفرت، کینه و حرف‌های بیهوده هدر نده. هر دقیقه‌ای که سالم و بیرون از بیمارستان زندگی می‌کنی، یک گنج واقعی است.

6⃣ برنامه‌های تو از مهربانی خدا مهم‌تر نیستند
برای ورود به یک رشته دانشگاهی، سفر و کار برنامه داشتم. اما همه برنامه‌هایم با نتیجه یک آزمایش، در یک روز تغییر کرد. یاد گرفتم برنامه‌ریزی کنم، اما نتیجه را به خدا بسپارم. آینده در اختیار تو نیست؛ آنچه در اختیار توست، فقط تلاش امروز توست.

7⃣ امید فقط یک کلمه نیست؛ امید یعنی هر جلسه درمان
برای من امید، یک جمله انگیزشی در شبکه‌های اجتماعی نیست. امید یعنی تزریقی که انجام می‌شود، دستگاهی که چراغ سبزش روشن می‌شود و پزشکی که می‌گوید: «نتایج آزمایش امروزت خوب است.» امید یعنی کارهای کوچک و مثبتی که هر روز تکرار می‌شوند.

این نوشته را برای این ننوشتم که غمگینت کنم؛ نوشتم تا شاید نگاهت به زندگی عوض شود.

بلند شو، یک لیوان آب بنوش و خدا را شکر کن.

بلند شو. بلند شو و رویایی را که مدام به تعویق انداخته‌ای، شروع کن.

بلند شو و روز معمولی‌ات را طوری زندگی کن که انگار یکی از روزهای عید است.


https://t.me/beshnofekrkon/2592
Telegram باورهای قدیم و اندیشه های نو کم کم به #سال_نو نزدیک می شویم، من برای کسی #آرزوهای عجیب ندارم ولی آرزو میکنم: انشاله #سالی باشد که برای همگان #عشق و #صلح و #زندگی در آن برجسته تر باشد. سالی که #تجربه های زیسته گذشتگان را همواره به خاطر داشته باشیم، که: 1⃣ #عمر می گذرد و حتی یک لحظه…
Post #1192 1.44K
گاهی فکر میکنم که آیا دنیا به این همه شلوغی چه نیاز دارد؟

شلوغی آدمها
شلوغی ماشینها
شلوغی مغازه ها
شلوغی صنایع
شلوغی نظرات
شلوغی بحثها
شلوغی سیاست بازان
شلوغی ادیان و مذاهب
شلوغی داد و هوارها
شلوغی مدعیان تربیت

و اصلا شلوغ کردن دور و بر با حرف زدنهای بی منطق و بی دلیل و بحثهای بر سر حق و باطلهای غیر قابل اثبات و و و و ...

چرا کمی ساکت نمی شویم، شاید حرفهایی در سکوت هست که از همه آنچه شنیده ایم و گفته اند و خوانده ایم، واقعی تر باشند؟


و اصلا چرا کمی بیشتر ساکت نمی شویم شاید کسی دیگر هم هست که حرفهایی برای گفتن دارد و نشنیدن مساویست با ازدست دادنهایی بی بازگشت؟

و خدایا اصلا مگر نگفته اند: شبیه ترین چیز به خداوند سکوت است؟( مایستر اکهارت عارف قرن 13 آلمانی)

پس چرا کمی ساکت نمی شویم؟

محمد صالحی - 1/7/1405

https://t.me/naghmehsokout/1143
Post #1191 1.78K
نمیدانم چرا بسیار آدمهایی که می بینم مدام در #حسرت گذشته هایی هستند که فلان نکرده اند و در دام رنجهایی که #ایکاش فلان کرده و یا بهمان نکرده بودند و در پس آن خود را آویزان ایکاش های جدیدی در آینده می کنند که با آرزوها و رویابافیهایشان گره خورده اند.

و این حسرتها و ایکاشها، چیزی جز رنج و اضطراب و ناامیدی برایشان به ارمغان نیاورده است.

اما می دانم زندگی #خط کش مستقلی از ما ندارد بخصوص که از ظاهر زیبای زندگی دیگران گذشته باشد و ما مدام بخواهیم خود را با آن تراز کنیم و نتیجه اش جز در رنج حسرتها و ایکاشها بروز نکند.
بلکه زندگی هر کس همانی است که برایش در حال وقوع است، با همه چالشهایی که جلوی او می گذارد،
چالشهایی از جنس بدست آوردن و از دست دادن، آرزو کردن و دویدن و نرسیدن، رویابافی و تلاش و رسیدن و ملال پس از آن و ....


و #پذیرش اینهاست که راه رشد و آرامش درونی ما را هموار می کند و به رنجهای ناشی از آن چالشها معنا می بخشد.

محمد صالحی 20/6/1405
https://t.me/naghmehsokout/1072
Post #1190 2.25K
انسان دنیای مدرن مدام در حال #مخفی کردن چیزی است و #نمایش چیزی دیگر.

البته شاید همیشه اینگونه بوده ولی امروزه خیلی برجسته تر شده است.

#خود_واقعیش را مخفی می کند و آنچنان برای نمایشِ #پسند_دیگران ژست می گیرد که کم کم خود نیز باورش شده که خود واقعیش نیز همین است.

مدام می خواهد از دیگران و جامعه #تایید بگیرد حتی ضمنی.

و همین امر باعث شده که از یک طرف مخفیگاه درونیش را بزرگتر و پنهانتر کند و از طرف دیگر قدرت کپی برداریش قوی تر و به روزتر شود.

و این امر البته در جوامع مذهبی مناسک زده، بسیار غلیظتر شده بطوریکه چتر ریاکاری و نفاق را بر همه چیز پهن کرده است.

بله شاید همیشه چنین خصلتی در انسان بوده است ولی در دنیای سنت، انسانِ دینی بیشتر بدنبال نمایش خود به خداوندی بود که بر همه چیزش شاهد بود. و جقدر زیبا بود خروجی چنین اتفاقات.

اما دنیای مدرن، انسان امروز را آرزومندتر، رویابافتر، سرگردانتر، شتابزده تر و مضطربتر کرده است چرا که مدام #میدود مبادا از چیزی عقب بیفتد ولی آنچه جا مانده است #خود_واقعی اوست و یک #زتدگی_آرام نزیسته.

محمد صالحی  ۱۵/۶/۱۴۰۵

https://t.me/naghmehsokout/937
Post #1189 2.13K
#انسان_مدرن سرگرمتر و راحت تر شده ولی خوشحال تر نشده است.

#انسان_گذشته علاوه بر جستجوی غذا و امنیت، بدنبال جستجوی معنایی بود که او را جزئی از یک کل بزرگ نشان می داد.

او خود را متعلق به یک گروه اجتماعی، آیینی جمعی و یا هر جریان پیوسته تاریخی می دانست که زندگیش را از یک آمدن و رفتن حیوانی، به یک #بودن ازلی ابدی در اقیانوس هستی تبدیل کرده و معنایی سرشار از شور و جاودانگی می داد.

امروزه اما، او تبدیل به انسان بسیار ماهری شده که امور اولیه زندگیش را هر چه راحت تر انجام می دهد ولی گویی دیگر تعلقی به یک #مای_جمعی و یا #آیینی که او را به یک جمع فعال متصل کند نداشته وبلکه #گمشده ای بزرگ بنام معنای زندگی و چرایی آن برایش به ارمغان آورده است.

محمد صالحی

https://t.me/naghmehsokout/1068
Post #1188 3.12K
ای ساربان آهسته ران کارام جانم می رود

دمی بر خوان سعدی بنشینیم و این صدای زیبا را زمزمه کنیم.❤️💥

https://t.me/naghmehsokout
Post #1187 1.92K
ما برای دستیابی به چیزهای مختلفی دعا میکنیم ولی دعا نمی کنیم که فضای روانی مناسب برای دریافت و لذت بردن از آنها را داشته باشیم.

وقتی زمانش رسید، آیا اصلا تشخیص می دهید که به آرزویتان رسیده اید؟
آیا احساس ارزشمندی می کنید؟ یا اینکه پا به فرار می گذارید و به همان عقاید و عواطف و احساساتی برمیگردید که جلوی زندگی ای که آرزویش را داشتید می ایستد؟

آیا مدام به دنبال بهانه تراشیدن و دلیل آوردن هستید که «نه، این دقیقا همان چیزی نبود که می خواستم»؟

شما نمی توانید زندگی تان را تغییر بدهید بدون اینکه از نظر روانی و عاطفی برای زندگی جدیدی آماده باشید. باید در زندگی تان برای تغییر فضاسازی کنید. امکان ندارد این پله ها را چند تا یکی کنید و زمین نخورید!

برای زیستن در آن زندگی که آرزویش را داشتید باید کار کنید و ذهنیت تان را تغییر بدهید.


دکتر بریانا جانسون

@spirit_and_life
https://t.me/naghmehsokout/1183
Telegram نغمه های سكوت #عدم_قطعیت، اصل دنیای فیزیک و متافیزیک من وقتی به #واقعیتهای جهان انسانی می نگرم #منطقی مطابق الگوریتمهای ذهنی ای که به آرزوهای انسانها بها بدهد نمی بینم. بلکه زندگی را تنها، بستر #چالشهای مدام و فراز و فرودهای مکرر تجربه میکنم. پس هیچ #قطعیتی در آن جز…
Post #1186 2.4K
تا کی می خواهیم ظاهر زندگی دیگران را زندگی کرده و خود را گروگان مهر تایید آنها نماییم؟

زندگی مجموعه ای از کنشها و واکنشهای ماست.

تا زمانی که انتخابهای ما بر اساس واکنش به کنش، تصمیم، نگاه و نظر دیگران باشد ما هر لحظه باید منتظر باشیم تا از دیگران چیزی ببینیم و یا بشنویم و آنگاه انتخاب جدید خود را انجام دهیم.

و این بزرگترین عامل تشتت در افکار، تصمیمات و رفتارهای ما شده و تبعا مهمترین علت رنج ما خواهد شد که روز بروز فربه تر و کشنده تر هم می شود.

شاید در جوانی، این رویکرد ما نسبت به دیگران، کمتر دارای اشکال دیده شود ولی در میانسالی به بعد که آن دیگران نیز یا نیستند و یا خود مسن شده و رویکردشان به زندگی کند و نسبت به بسیار اتفاقات بی تفاوت می شود، تراز ما را دچار اعوجاجی غیرقابل تغییر کرده و آنگاهست که متوجه می شویم از خود منزل مستقلی نداریم که در آن سکنا گزینیم، چرا که همه سالهای جوانی خود، مستاجر خانه دیگران و حتی شاید در خدمت بایدها و نبایدها و نیز ترازهای خوب و بد و زشت و زیبای آنها بوده ایم.

بیاییم امروز چک کنیم چند درصد انتخابهای ما کنش خود ماست که فردا دیر است.

محمد صالحی
https://t.me/naghmehsokout
Post #1185 2.7K
#جهان_مدرن، میدان مسابقه برای نو شدن مدام در چیز تازه ای است که می خواهد کشف کند.
گویی قرار نیست در آنچه امروز کشف و یا خلق کرده، دمی بیاساید و حظی ببرد و دوباره برخیزد و ادامه دهد.

نمیدانم آیا این چیزی که امروز بدست آورده و در حال فرار برای چیز دیگر است، همان نیست که دیروز برای یافتنش #آرزو می کرد؟

ماحصل این همه دویدن و جنگیدن مدام، #جهان_تکنولوژیکی است که نمی دانیم خبری که الان از آخرین کشفیات و اختراعات می شنویم، آیا همین آن کهنه نشده است؟

اما در این همه قیل و قال و شلوغی بازار کشف و خلق، تنها چیزی که فراموش شده، گویی خود انسانی است که قرار بوده اینجا #زیستن را در بستر انسانیت و #اخلاق و نوع دوستی و خدمت تجربه کند.

بله بشر از دوران #غار نشینی تا امروز را یکسره در کشف و اختراع دویده و امروز با افتخار یک پای در #کیهان و دیگر پا در #نانو اتم گذاشته است، اما آنچه در این مسیر چند هزار ساله عقب مانده است، شیوه ای از زیستن است که بر اخلاق و معنویتِ رو به آرامش استوار بوده است.

و آیا می شود امید داشت روزی را که او دمی #بیاساید و آن روی زندگیش را نیز به جلو آورد؟

محمد صالحی
https://t.me/naghmehsokout/1099
Post #1184 2.76K
#عکسهای تاریخی مشاهر و وقایع مهم سده اخیر👆

#جهان، همچون قطاریست که بر ریل خود، بی آنکه درگیر دغدغه های روزمره مسافرانش باشد، در حال عبوری پیوسته و بی توقف است.
و #مسافران آن نیز مدام در حال کم و زیاد شدنند، بی آنکه در حرکت آن قطار خللی بوجود آید.

هر لحظه #عده ای با هزاران آرزوی برآورده شده و نشده، از قطار به جهانی دیگر پرتاب می شوند بی آنکه خمی به ابروی آن وارد شود و #عده ای دیگر به جای آنها وارد شده تا همچون آن گذشتگان، چند صباحی آرزو کنند و بدوند و شاید برسند و شاید هم نه و روزی نیز بی آنکه خود بخواهند به آن جهان دیگر پرتاب گردند.

و این است روزمرگی دنیایی که اگر نفهمیم برای چه #امر_متفاوتی به آن آمده ایم، تفاوتی با چهارپایان نکرده و همه چیز را باخته ایم.

محمد صالحی

https://t.me/naghmehsokout/593
Post #1183 2.43K
#عدم_قطعیت، اصل دنیای فیزیک و متافیزیک

من وقتی به #واقعیتهای جهان انسانی می نگرم #منطقی مطابق الگوریتمهای ذهنی ای که به آرزوهای انسانها بها بدهد نمی بینم.

بلکه زندگی را تنها، بستر #چالشهای مدام و فراز و فرودهای مکرر تجربه میکنم.

پس هیچ #قطعیتی در آن جز همین وجود چالشهای مدام نیست.

اگر با قانون جذب و انتظار و مفهوم موفقیت زاویه جدی دارم،
بدین خاطر است که هر سه بر #اصل_قطعیت استوارند،
که من در این جهان، چنین اصلی نمی شناسم.

محمد صالحی

https://t.me/naghmehsokout/356

جهان اینجا، مطابق منطق مطلوب ما آدمیان نمی چرخد👇
https://t.me/beshnofekrkon/2839

نگاهی به افسانه قانون جذب👇
https://t.me/beshnofekrkon/2109
Telegram نغمه های سكوت زندگی یعنی رفتن و پذیرش ریسکهای راه ریسک و پذیرش خطر ، کار آنانی است که زندگی را رفتن در مسیری می دانند که چالشها و خطرات پیش رویش معلوم نیستند . ولی برای شکوفایی یک گل و رویین شدن قابلیتهای درونی آن ، راهی جز سر برآوردن از خاک ندارد . پس زندگی را با…
Post #1181 3.61K
ما بنام زندگانی یک نفس همش دویدیم 😔

جهان یکسره در سیری بی انتهاست
و ما، هر کداممان در جایی از آن به دنیا اضافه شده ایم و جایی نیز از آن خارجمان خواهند کرد..
نه ابتدایش در اختیارمان بود و نه انتهایش، حتی برایمان معلوم..

و در بین این دو نیز، چه بسیار اتفاقات است که نه در اختیار و نه در کنترل ماست ..

فقط می دویم تا به زعم خود، آن چیزهایی را که در آرزوی خود پرورانده ایم محقق کنیم،
باشد بقایمان را تضمین کنند

اما هنوز، حتی یک نفر بر تحقق چنین آرزویی توفیق نیافته است ..

و من مانده ام،
این همه دویدن و مال خود کردن برای چیست؟ 😔😔

محمد صالحی

https://t.me/naghmehsokout/999
Post #1180 3.3K
.
🌹🌷ساعت ۲ بامداد بود که راننده تاکسی برای آخرین سرویس شبش به آدرسی در یک محله قدیمی رسید.

بوق زد، اما کسی بیرون نیامد. دوباره بوق زد. خسته بود و می‌خواست برود خانه بخوابد، اما چیزی در دلش گفت کمی صبر کند.

از ماشین پیاده شد و زنگ در را زد.

صدای پیرزنی ضعیف از پشت در شنیده شد: «چند لحظه صبر کنید، دارم میام.»

در باز شد. پیرزنی ریزنقش با لباسی مرتب اما قدیمی که انگار متعلق به ۵۰ سال پیش بود، جلوی در ایستاده بود. یک چمدان کوچک هم کنار پایش بود.

پیرزن با لبخند گفت: «پسرم، می‌شه چمدونم رو بذاری توی ماشین؟ من توانش رو ندارم.»

راننده چمدان را گذاشت و کمک کرد پیرزن سوار شود. پیرزن آدرسی داد و گفت: «لطفاً از مرکز شهر برو، عجله‌ای ندارم.»

راننده گفت: «مادرجان، اون مسیر خیلی طولانیه، کرایه‌ت زیاد می‌شه.»

پیرزن با صدایی آرام گفت: «اشکالی نداره پسرم... من دارم می‌رم خانه سالمندان. دکتر گفته زیاد وقت ندارم. این آخرین باریه که شهرم رو می‌بینم.»

راننده خشکش زد. دستش را آرام برد و تاکسی‌متر را خاموش کرد.
«هر جا دوست داری بگو ببرمت مادر.»

آن شب، آن‌ها دو ساعت در خیابان‌های خلوت شهر چرخیدند.
پیرزن ساختمانی را نشان داد که قبلاً آنجا منشی بود.
جلوی خانه‌ای ایستادند که او و همسر مرحومش سال‌های اول زندگی‌شان را آنجا گذرانده بودند.
حتی جلوی یک پارک قدیمی توقف کردند و او چند دقیقه در سکوت به تاب‌ها نگاه کرد و اشک ریخت.

وقتی اولین اشعه‌های خورشید در آسمان پیدا شد، پیرزن گفت: «خسته‌شدی پسرم، دیگه بریم.»

وقتی به جلوی آسایشگاه رسیدند، دو پرستار منتظر بودند. راننده چمدان را تا داخل برد.

پیرزن کیف پولش را درآورد و پرسید: «چقدر می‌شه؟»

راننده گفت: «هیچی.»

پیرزن گفت: «اما تو زحمت کشیدی، باید نون ببری خونه.»

راننده خم شد، دستان چروکیده پیرزن را بوسید و گفت: «مسافر زیاده مادر، اما امشب من مسافر خدا بودم.»

پیرزن با چشمانی تر گفت: «تو لحظات آخر یک پیرزن رو رنگی کردی. خدا به زندگیت رنگ بده.»

راننده در را بست و رفت. آن روز دیگر مسافری سوار نکرد. او تمام روز در خیابان‌ها چرخید و به این فکر کرد که اگر آن بوق آخر را نمی‌زد و می‌رفت، چه اتفاقی می‌افتاد؟

ما همیشه منتظر لحظات بزرگ و پر سروصدا هستیم تا زندگی کنیم، غافل از اینکه گاهی بزرگ‌ترین لحظات زندگی، در سکوت و یک مهربانی ساده پنهان شده‌اند.

نکته اخلاقی:

هیچ‌وقت برای مهربانی کردن عجله نکنید، شاید آن شخص در حال تجربه آخرین لحظات زندگی‌اش باشد.

ما انسان‌ها تنها خاطره‌ای هستیم که از هم باقی می‌مانیم؛ سعی کنیم خاطره‌ی شیرینی باشیم.

@bavarh
https://t.me/naghmehsokout/1111
Telegram نغمه های سكوت ما روح هایی هستیم که اینجا در این سرزمین خاکی، در قالب جسمانی و در جوشش با دیگران و مهرورزی به آنها و تصفیه خود از منیت ها و آرزوها و دلخوریها و .. تمرین بالندگی میکنیم، و آنگاه که بالنده شدیم از جسم خارج شده، در لایه ای والاتر و در فضایی که ویژگی بارز…
Post #1179 3.73K
#حسرت گذشته را نخور
نه میتوانی به آن برگردی
و نه مطمئنی که اگه آنجا بودی و مسیر دیگری را میرفتی، الان بهتر بودی...


بله؛

امروزۀ ما نتیجه و برایند همه گذشته ایست که داشته ایم.

اگر هر یک از اجزاء گذشته ما غیر از آنی بود که داشته ایم،
امروز دیگر کسی که اینجاست، ما نبودیم؛

و چه بسا، سرنوشتی دیگر، در زندگی دیگر با همه نواقص و رنجها و ایکاش های خودش داشتیم.

و شاید همین الان، نسخه دیگری از ما با تحقق همان تغییرات در گذشته،
در جهانی موازی این جهان وجود داشته باشد.
با چه احساس و حالت و شرایط، نمی دانم.

بنابراین، جای هیچ حسرت و ای کاشی نیست،
جز سعی در
#اصلاح آنچه خطا می دانیم،
و
#تکمیل آنچه ناقص می پنداریم؛
بشرط آنکه،
#ترازمان را از انتظارات و یا تصویرهای القایی جامعه از خوشبختی و موفقیت، جدا کرده،
به وجدان و
#عقلانیت خود مراجعه کنیم.

محمد صالحی – 1/7/1402
https://t.me/naghmehsokout/1046
Post #1177 2.14K
سال نو میلادی بر همگان مبادک

🙏امیدوارم،
این روزهای پر #التهاب برای بسیار مردمان کشورهای مختلف، به #آرامشی سرشار از صلح و زندگی بدل شده؛

و #شهوت قدرت و ثروت بسیار رهبران سیاسی و مذهبی جهان را که وجود شومشان، چیزی جز سختی و ناامیدی و مرگ برای دیگر مردم ندارد، در آنها سرد کرده؛

باشد که #جهان، نفسی تازه کند
و
#زندگی، بی دغدغه در آن جریان یابد. 🙏

محمد صالحی

https://t.me/naghmehsokout/1177
Post #1176 5.17K
عمر که میگذره، میفهمی بعضی جنگیدن‌ها چقدر بی‌معنی بود...!

« #مستربین » توی این ۵۵ ثانیه از رفتار و برخورد خودش در جوانی، انتقاد می‌کنه .

خیلی از ماها در نوجوانی و جوانی، توی کنترل خشم، موفق نبودیم. اما با تاخیر متوجه شدیم که دنیا برای همه ی موجودات ؛ « #جا » داره برای زندگی؛ بشرطی که ما سهم اونارو هم در نظر بگیریم!

و کلا،
اگر توجه می کردیم که همه چیز ما عاریه و #امانتی بیش نیست که خیلی زود پس خواهند گرفت، شاید کمی مهربانتر، آرامتر، بخشنده تر و با مدارای بیشتر با دیگران، طبیعت و حیوانات برخورد می کردیم.

محمد صالحی

https://t.me/naghmehsokout/1062
Post #1175 724
پس زبان محرمی خود دیگرست
👈🏿 همدلی از همزبانی بهترست
غیرنطق  و  غیر  ایما  و  سجل
صد هزاران ترجمان خیزد ز دل


#مولانای_جان 💙

دل ترا در کوی اهل دل کشد
تن ترا در حبس آب و گل کشد

هین غذای دل بده از همدلی
رو بجو اقبال را از مقبلی

@Neyestanmolana💞
https://t.me/naghmehsokout/1175
Post #1174 1.06K
🌹🌷ساده منم، باده منم، از همه‌جا رانده منم
از نفس افتاده منم، خنده‌ی افسرده منم


نور منم، شور منم، بنده‌ی مجبور منم
نفخه‌ی آن صور منم، زنده‌ی در گور منم

ساز منم، راز منم، قافیه‌پرداز منم
پشتِ‌هم انداز منم، عارفِ طنّاز منم

گشنه منم، تشنه منم، زخمیِ هر دشنه منم
بر لجن آغُشته منم، سویِ تو برگشته منم

پیر منم، شیر منم، از همه دل‌گیر منم
آیه‌ی تطهیر منم، سوره‌ی تکویر منم

راه منم، چاه منم، در دلِ گِل-کاه منم
گرچه گدا شاه منم، فرصتِ کوتاه منم

هوش منم، گوش منم، عاقلِ مدهوش منم
یادِ فراموش منم، آتشِ خاموش منم

هست منم، مست منم، آیِنه در دست منم
گفت مرا پست منم، لایقِ این شست منم

باد منم، شاد منم، هفت‌صد و هفت‌داد منم
معنیِ اعداد منم، رابط ابعاد منم

گریه‌ی یعقوب منم، طاقتِ ایوب منم
ساقیِ مشروب منم، پیشِ‌تو مغلوب منم
http://telegram.me/bavarh

یادآوری: شاعر ظاهرا یاسین ابوالفتحی است که به امید یاسین مشهور است.

کانال نغمه های سکوت
https://t.me/naghmehsokout/89
Post #1173 1.07K
مرا به گریه میار 😢

ژاله اصفهانی

گیاه وحشیِ کوهم، نه لاله‌ی گلدان
مرا به بزم خوشی‌های خودسرانه مبر

به سردی خشن سنگ، خو گرفته دلم
مرا به خانه مبر
زادگاه من کوه است.

ز زیر سنگی یک روز سر زدم بیرون
به زیر سنگی یک روز می‌شوم مدفون
سرشت سنگی من آشیانِ اندوه است.

جدا ز یار و دیارم، دلم نمی‌خندد
ز من طراوت و شادی و رنگ و بوی مخواه.

گیاه وحشی کوهم در انتظار بهار
مرا نوازش و گرمی به گریه می‌آرد
مرا به گریه میار...

پ.ن:
گاهی در گوشه دنجی از کوچه دلتنگی،....👇

https://t.me/naghmehsokout/89
Older posts →

About this channel

How can I read @naghmehsokout without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for نغمه های سكوت: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does نغمه های سكوت have?
نغمه های سكوت (@naghmehsokout) has 307 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does نغمه های سكوت know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →