▫️دربارهی مسألهی حق تعیین سرنوشت اوکراین
علی رها
اوت 2026
🔸مارکسیستهای راستین با اینکه اهمیت استقلال سیاسی از روسیه را به روشنی دریافته بودند، و به درستی بر همبستگی بینالمللی کارگری تاکید داشتند، شدت و حدّت آگاهی ملی را به خوبی تشخیص ندادند. بنابراین نتوانستند آن آگاهی ملی را به وجهی در مبانی نظری خود تلفیق کنند که از توان راهبری برخوردار گردند. مارکسیستهای معدودی که چنین تلاشی کردند، مانند میخائیلو مارکویک در صربستان، دست آخر با واپسگراترین تجلی ملیگرایی، یعنی ناسیونالیسم قومی افراطی میلوسویچ، همسو گردیدند! اوکراین نه فقط از چنین قاعدهای مستثنی نیست بلکه در عین حال ویژگیهای تاریخی خود را داراست که به آگاهی ملی در کلیهی شهروندان اوکراین - از کارگران گرفته تا رهبران احزاب رسمی - شدت بخشیده است.
🔸چپ اوکراین بهرغم جثهی نحیف و عدم برخورداری از یک تشکیلات سیاسیِ سراسری، با تمام توان در جنبش «میدان» شرکت کرد. باتوجه به اینکه میدان حرکتی علیه احزاب رسمی و نیز دولتِ حاکم بود، چپ از چنین فرصتی بهرهبرداری کرد و با شعار خود- سازماندهی از پایین، و تقویت توانمندی مردمی از پایین، وارد میدان شد.
🔸پرسشها فراوان است: چپ چگونه میتواند در شرایط جنگی، استقلال عملی و نظری خود را حفظ کند؟ بین تعهدِ به حقِ تعیین سرنوشت ملی و جذبشدن در ملیگرایی، تفاوت بسیار است. چپ چگونه میتواند از درون این جنبش سراسری ملی، درخواستهای مشخص و معینی را ارائه کند که نهایتا همگانی گردد؟ چپ از همین الان باید بداند که پس از پایان جنگ، چگونه از بازپس دادن سلاحهایی که در دست کمیتههای محلی و شهروندان است خودداری کند و به خودگردانی از پایین تداوم بخشیده و از آنجا بین دولت - ملت شکاف ایجادکرده و آن را تشدید کند.
🔸مطمئناً پرسشهای دیگری نیز میتوان به این پرسشها افزود. شاید مهم ترین پرسش این است که چپ چگونه میتواند در فرایند «کمونیسم-زدایی» کنونی در اوکراین، با تفکیک کامل خود از «کمونیسم»، نه فقط در مبارزات اقتصادی کارگری شرکت کند، بلکه همچنین بدیلی سوسیالیستی را ترویج کند؟ آیا چپ اساسا از چنین چشماندازی برخوردار است؟
🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://wp.me/p9vUft-5N3
#چپ_اوکراین #مارکسیسم_راستین #ملیگرایی #علی_رها #اتوکراسی #امپریالیسم_آمریکا
@naghd_com
Post #1246
1.51K