▫️طبقه در خود و برای خود
مایکل وستر
ترجمهی: کاووس بهزادی
سپتامبر 2026
🔸 اصطلاحات «طبقه در خود»، «طبقه برای خود» و «طبقه در و برای خود» که معمولاً به مارکس نسبت داده میشوند، درواقع بههمین صورت نزد او یافت نمیشوند. برای نمونه بوخارین در نظریهی ماتریالیسم تاریخی (۱۹۲۲) مطرح میکند که مارکس در فقر فلسفه این اصطلاحات را بهکار برده است. اما در آنجا و بهویژه در بخشی که بوخارین بهعنوان گواه این موضوع به آن ارجاع میکند، مارکس بین «یک طبقه» در برابر سرمایه که در آن تودهای از افرادِ فاقدِ مالکیت، بهگونهای پراکنده کنار هم قرار گرفتهاند و «طبقهای برای خود» تمایز میگذارد؛ طبقهای که این توده از خلال تعارضها، تجربهها و سازمانیابی به آن دگرگون میشود (...)، موقعیت عینیِ آن توده بر تکوین آگاهیِ مشترکِ آن (شکلگیری خودفهمی و هویت جمعی از خلال تجربه و کنش مشترک) تقدم دارد. از اینرو این دیدگاه که در نگاه نخست متناقض بهنظر میرسد و ای. پی. تامپسون با رقیب نظری خود آلتوسر پیرامون آن همنظر است، یعنی: مبارزهی طبقاتی بر [شکلگیریِ] طبقه (به معنای کامل آن) تقدم دارد.
🔸تکوین مفهوم طبقه نزد مارکس و انگلس به شرایطِ تاریخیِ معینی وابسته بود که امکاناتِ نظریهپردازی را محدود میکردند. تکوین نظری آغازینِ آنان بهطور عمده معطوف به رویاروییِ طبقاتیِ خاصِ سالهای ۱۸۴۰ بود که بهشکلی حاد و «آنتاگونیستی» تشدید شده بود. تامپسون در مقالههای نظریِ خود، بر پایهی شواهد تاریخی و تجربی، مفهوم «عرصهی نیروهای اجتماعی» [عرصهای از روابط متقابل، کشاکش و توازن میان نیروهای اجتماعی] را بیشازپیش بسط میدهد و باز هم در موازات با بوردیو آن را با مقولهی امکان تاریخیِ نهبهطور کامل از پیش تعیینشده پیوند میزند: در تحلیل روابط میانجنتری (اشراف محلیِ فاقد عنوان اشرافی) و عوام (تودههای فرودست و غیرنخبهی جامعه) [در سدهی ۱۸]، کمتر با رویاروییِ بیامانِ آنتاگونیستهای آشتیناپذیر مواجه میشویم و بیشتر با یک عرصهی نیروهای اجتماعی. «به آزمایشی در مدرسه فکر میکنم [...] که در آن جریان برق، صفحهای پوشیده از برادههای آهن را مغناطیسی میکرد.
🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://wp.me/p9vUft-5Qr
#طبقه #طبقه_درخود #طبقه_برای_خود
#مارکسیسم
#مایکل_وستر #کاووس_بهزادی
@naghd_com
Post #1253
1.22K