▫️پیدایش کارگر شناختی
در اندیشهی فرانکو براردی بیفو
اوت 2026
کلکتیو چپ
ترجمهی ساسان صدقینیا
در این نوشته میکوشیم تحلیل کارِ شناختی را در اندیشهی فرانکو براردی بیفو ترسیم کنیم، با این هدف که روند تحول آن و نقاط عطف اساسیاش را نشان دهیم. بر این باوریم که این بررسی میتواند سهمی مهم در تحلیل دگرگونیهای آنچه «سرمایهداری شناختی» نامیده میشود، داشته باشد. موضوعی که بحث دربارهی آن در وبگاه ما با بررسی سازوکار دانشگاه نولیبرال آغازشده است. شتاب فناوری و اقتصاد، ذهن اجتماعی را در معرض چنان اضافهبار شناختی قرار داده است که الگوهای شناختی بهجامانده از دوران نوسنگی دیگر توان پردازش محرکهای برخاسته از فضای اطلاعاتی را ندارند. همزمان، ساحت حسی نیز تحت تأثیر تشدیدمداوم برانگیختگی قرار گرفته است؛ روندی که ارگانیسم انسانی را تا مرز ظرفیتش برای پردازش تجربههای اروتیک و زیباییشناختی پیش میراند. بیفو این وضعیتِ بیشبرانگیختگی را «نوروماگما» مینامد. نوروماگما از درهمتنیدگی حوزهی تولید و حوزهی اطلاعات پدید میآید و نهتنها شیوههای تولید را بازتعریف میکند، بلکه ذهن اجتماعی را نیز دگرگون ساخته و در نتیجه، اشکال سیاست، هنر و فرهنگ را متحول میکند. در نتیجهی چنین تحولاتی،مفهوم سنتی طبقات اجتماعی نیز کهنه و ناکافی میشود. ساختار اجتماعی تحت سلطهی مغز جمعی قرار میگیرد؛ نظامی از کارکردها و تعاملات شناختی که کار فکری، اطلاعات و ارتباطات را دربر میگیرد. بنابراین تمرکز تحلیل از تقسیمبندیهای سنتی طبقاتی ــ که خود دستخوش دگرگونیهای اساسی شدهاند ــ به بررسی تعاملات میان این حوزهها منتقل میشود. برای مثال، پیدایش شبکهای از کارگران مستقل اهمیت ویژهای دارد؛ افرادی که درون طبقهی متوسط سنتی، ویژگیهای کار وابسته و کارآفرینی را بایکدیگر ترکیب میکنند.
🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://wp.me/p9vUft-5Lm
#کارگر_شناختی#برادری_بیفو #ساسان_صدقی_نیا # نوروماگما #علیه_کار #کلکتیو_چپ
Post #1242
1.67K