سهمی مقدماتی در نقد خرد ابزاری و هوش مصنوعی
علی رها
ژوییه 2026
در مناقشات کنونیِ نظریهپردازان جهان سرمایهداری پیرامون هوش مصنوعی و اهمیت سرنوشتساز آن برای جوامع بشری، گرایش غالب چه در نزد اقتدارگرایان و چه اصلاحطلبان سوسیال دموکرات، دولتگرایی است. دولت اقتدارگرای ترامپ خواستار جذب و ادغام رؤسای شرکتهای هوش مصنوعی در دولت است و سوسیال دموکراتی مانند برنی سندرز نیز خواهان نظارت مستقیم دولت و حتی سهیمشدن دولت در چنان شرکتهایی است اما با این ترفند که سهم دولت همسان مشارکت شهروندان در ادارهی مسیر حرکت هوش مصنوعی است. از اینرو، از هر دوسو، با اهدافی متباین، دولتگرایی وجه غالب است.
برخلاف انتظار و تصور برخی از حامیان متعصب فناوریهای فوقِ مدرن، از جمله روباتیکس، هوش مصنوعی، فناوری نانو، و غیره، شرکتهای عظیم فناوری به هیچوجه نه حاملان «دموکراسی مشارکتی» در محیط کار هستند و نه مدافع تعمیق «دموکراسی لیبرال» در سطح جامعه. کاملاً برعکس. آنها در محیط کاری، اتوکراسی مدیر عاملان را اِعمال کرده و در عرصهی اجتماعی به واپسگراترین گرایشات «پسا-دموکراتیک» ماننددونالد ترامپ، دخیل بستهاند. در ذهنیت بسیاری از نظریهپردازان معاصر جزمی سمج و تاریخی نهادینه شده است که گویا علم و فناوری فینفسه «بیطرف» است و صرفاً جنبهای ابزاری دارد. یعنی علم و فناوری بهخودیخود «خنثی» است و از اینرو میتواند در خدمت اهدافی متباین و حتی متناقض درآید؟ اما میتوان استدلال کرد که نظر به واقعیت انکارناپذیر رقابتهای نظامی در جهان، فناوری بهعنوان وسیلهی پیشبرد مقاصدی سیاسی بهکار گرفته شده است. بهعنوان نمونه، زمانی دانشمندان اتمی چنان مجذوب خودِ فرآیند «عینی» روشهای تجربی و بهقدری شیفتهی پیشبرد اکتشافات «شیرین» علمی خود شده بودند که نسبت به عواقب کارِ خود و چگونگی بهرهبرداری از نتیجهی کارشان بیتفاوت ماندند.
«پوزیتیویسم» و ادراک بیواسطه یا بصیرتگرایی دینی، دچار عارضهی مشابهی هستند؛ هردوی آنها در تبیین معنای زندگی به مفاهیم و مصادیقی استناد میورزند که نسبت به هستی انسان وجودی بیرونی دارند. مطلقگرایی هردوی آنها فرا-انسانی است. مهندسان جزمیات علمی و ریختهگران تجریدات دینی، هردو در حراست و حفاظت از نظم موجود همپیماناند. در نیمهی سدهی نوزدهم، یعنی در اوان گسترش صنعت ماشینی و علم مدرن، کارل مارکس تعارض بنیادین جامعه معاصر را در ستیزهی آشتیناپذیر علم و صنعت با فلاکت مدرن خلاصه میکند. به بیان او انگار همه چیز بهواسطهی افسون «نیرنگ عقل» به ضد خود آغشته شده است. منابع نوظهور توانمندی نیروهای مولد اجتماع، سرچشمهی مستمندی و نیاز گردیدهاند: «بهنظر میرسد که نتیجهی کلیهی اختراعات و پیشرفتها، اعطای هستی تعقلی به نیروهای مادی و تبدیل هستی انسانی به نیرویی مادی بوده است.» #هوش_مصنوعی #اتوماسیون #علی_رها #سرمایهداری #طبقه_متوسط
https://wp.me/p9vUft-5Iq%D9%87%D9%88
Post #1234
1.91K