▫️جنسیت و کلیت پیچیدهی مفصلبندی شده در برابر تقلیلگرایی در نظریهی انتقادی
ژوئیه 2026
یولیا دوک
ترجمهی: کاووس بهزادی
بحث دربارهی اینکه جامعهی بورژوایی را چگونه باید بهدرستی توصیف کرد، فقط یک اختلاف نظری نیست؛ این بحث به کنش سیاسی و مسئلهی رهایی نیز گره خورده و از همینرو مناقشهبرانگیز است. چند سال پیش، مباحثات سیاسی شدیدی دربارهی سیاست طبقاتیِ «جدید» یا پیونددهنده شکل گرفت (مراجعه کنید به: کاندیاس2017) که هنوز هم ادامه دارد. پرسش اصلی این است که آیا و چگونه مفهوم «طبقه» میتوانددوباره به محورِ مرجعِ چپِ اجتماعی بدل شود و این انتخاب چه مناسبات سلطهای را برجسته یا کمرنگ میکند. همچنین این اختلافنظر اهمیت دارد که آیا باید ـ بسته به زاویهی نگاه ـ نقدی مشخصاً فمینیستی،ضدنژادپرستانه، یا سرمایهداریستیز مطرح شود یا اینکه نقدی مشترک از جامعهی بورژوایی و کنش سیاسیِ شالودهریزی شده بر آن در دستور کار قرار بگیرد.
به این معنا، با شیوهی تولید سرمایهداری، جامعه بهصورت مجموعهای از حوزههای نسبتاً مستقل ـ مانند دولت، حقوق، علم، دین یا خانواده ـ شکل میگیرد و در هر مورد در گسترهای متفاوت، حوزهها و شیوههای عملیِ مستقل و خاصی شکل میگیرند. این امر بدین معناست که شکلِ تقسیم کار جامعه، نوعی تمامیتیابیِ تاریخیِ معینِ کنشهای اجتماعی است. در این چارچوب، شیوهای خاص از مواجهه با طبیعت،با بدن، با خودفهمیهای جسمانی، روانی یا فکریِ افراد، و نیز با اعمال سرکوب، خشونت و هدایت شکل میگیرد. زندگیِ انسانها ـ یعنی شیوههای همکاری، همزیستی و کارِ مشترک آنها، صرف نیروها، تولید ثروت و در عینحال تصاحب آن توسط اقلیت جامعه ـ همان شکلی است که این یکپارچهسازی در آن تحقق مییابد. اما این شکل، همهنگام شکلِ سلطه، فرودستی، سازش، کنشهای روزمره، سوژهمندسازی [فرایندی که طی آن فرد بهمثابه سوژه شکل میگیرد، یعنی هویتیابی، دستیافتن به آگاهی و ...]، دانش و باورها نیزهست (دمیروویچ 2018: 261). به این معنا طبقهی بورژوا فقط در کارخانه یا بورس شکل نمیگیرد و سمتگیریاش صرفاً بر اساس منطق محاسبهی سود نیست. این طبقه بهطور مداوم به مسائلی چون زایش و تربیت، ازدواج و خانواده، جنسیت، بدن و قابلیتهای رهبری نیز پرداخته است (همانجا.: 281). از این منظر در نگاه دمیروویچ به سرمایهداری و مناسبات سلطهای که در آن عمل میکنند ـ برخلاف انتقادی که در آغاز از سویآولنباخر مطرح شد ـ تمرکز صرفاً بر انباشت سرمایه و تقدم آن بر دیگر حوزههای اجتماعی نیست. او چنین رویکردی را نوعی تقلیل سرمایهداری به اقتصاد و نابرابریِ اقتصادی میداند. در مقابل مفهوم «کلیت پیچیدهی مفصلبندیشده» به این معناست که شکلهای سوژهمندسازی، فرودستی، سازش، و نیز خانواده، حقوق و دولت، بهعنوان کنشها و شیوههایی مشخص، اما در عین حال بههمپیوسته درک شوند.
🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://wp.me/p9vUft-5I8
#جنسیت #کلیت_پیچیده نظریه_انتقادی #یولیا_دوک#کاووس_بهزادی
Post #1233
1.86K