▫️مقدمهی ۱۸۹۵ انگلس و مسئلهی تاکتیک
ژوئیه 2026
صمد وکیلی
مقدمهای که فریدریش انگلس در سال ۱۸۹۵ براثر مارکس، «مبارزهی طبقاتی در فرانسه؛ ۱۸۴۸ تا ۱۸۵۰»، نوشت، یکی از مهمترین و بحثبرانگیزترین نوشتههای سالهای پایانی عمر اوست. اهمیت این متن از آنجا ناشی میشود که انگلس در آن به مسئلهای بسیار مهم پرداخت: روش انقلاب در شرایط جدیدسرمایهداری، دولت مدرن، ارتشهای سازمانیافته، گسترش حق رأی عمومی و رشد احزاب کارگری. خود انگلس میان استفادهی تاکتیکی از فعالیت قانونی و تبدیل آن به سیاست «قانونگرایی به هر قیمت» تفاوت میگذاشت. در نامه به لافارگ، انگلس تأکید کرد که این تاکتیک را فقط برای «آلمان امروز» مطرح کرده است وحتی در خود آلمان نیز ممکن است فردا دیگر قابل اجرا نباشد. برای فهم مقدمهی انگلس، نخست باید دید که این متن در چه شرایط مشخصی از مبارزهی طبقاتی در آلمانِ اواخر قرن نوزدهم نوشته شده است. انگلس در سال ۱۸۹۵ کسی است که تجربهای طولانی و پرفرازونشیب از مبارزهی طبقاتی را پشت سر گذاشته است: از انقلابهای ۱۸۴۸ تا شکست کمون پاریس، از رشد صنعت بزرگ تا گسترش سوسیالدمکراسی آلمان، و از سرکوبهای دولتی و قانون ضدسوسیالیستی تا استفادهی موفقیتآمیز جنبش کارگری از حق رأی عمومی و مبارزهی انتخاباتی. ازاین رو، مقدمهی او صرفاً بازنگری سادهای در گذشتهی جنبش کارگری نیست، بلکه تلاشی است برای ارزیابی دوبارهی تاکتیک پرولتاریا در شرایطی تازه؛ شرایطی که درآن قیام خیابانی و باریکادی دیگر جایگاه سابق خود را ندارد و در مقابل، سازمانیابی حزبی و فعالیت پارلمانی اهمیت بیشتری یافته است.از این رو، مقدمهی ۱۸۹۵ را نباید چرخش انگلس به رفرمیسم یا پارلمانتاریسم دانست. مسئلهی اصلی در این متن، تعیین شکل واحدی از مبارزه برای همهی زمانها و همهی کشورها نیست؛ بلکه سنجش تاکتیک با شرایط واقعی مبارزه است. خطای خوانش رفرمیستی دقیقاً در همینجا بود: تاکتیکی مشخص و مشروط را از زمینهی تاریخیاش جدا کرد و آن را به اصل عمومی گذار تدریجی و قانونی تبدیل نمود. نقد رزا لوکزامبورگ نیز متوجه همین جابهجایی بود؛ جابهجاییای که از مقدمهی انگلس نه راهنمایی برای تاکتیک انقلابی، بلکه سندی برای محدود کردن مبارزهی طبقاتی به پارلمانتاریسم ساخت.
🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://wp.me/p9vUft-5Hr
#انگلس #مسئله_تاکتیک #رزا_لوکزامبورگ #صمد_وکیلی#سوسیال_دموکراسی
Post #1232
1.76K