▫️در جستجوی پاسخی مقدماتی به جنگ
ژوئیه 2026
علی رها
این امر مسلم که در حال حاضر برای مردمی که مدتی است که زیر بمبارانهای هوایی و بدون پناهگایی امن در وحشت دائمی بهسربردهاند، الویت بلافصل توقف جنگ، و بازگشت به نوعی امنیت و آسایشی نسبی است، نباید بر هیچ انسان فهیمی پوشیده باشد. بحران انسانی بهجز تخریب اماکن مسکونی، آوارگی، و تلفات جانی، همچنین شامل تبعات درازمدت روحی و روانی، بهویژه برای کودکان و خردسالان است. به نظر میرسد که سرنوشت ما را کسانی در دست گرفتهاند که دغدغهی آنها ابداً سعادت، رفاه و آزادی مردم نیست. اینکه پس از پایان جنگ اولویت رژیم ج.ا. بازسازی مسکن و تأمین معیشت و جلب اعتماد مردم باشد، قابل شک است. نظام حاکم بهجز بقاء به فکر چیز دیگری نیست. آنها ثابت کردهاند که رمز بقاء نه رفاه، آسایش و آزادی مردم و گشایش فضای خفقانی، و یا رفع انسداد سیاسی-اقتصادی، بلکه تقویت بنیهی نظامی و قدرت سرکوب است. با این حال، جوّ رعب و وحشت ناشی از جنگ، تجربهی کشتار جمعی دی ماه را از اذهان حذف نخواهد کرد. برعکس، پس از خاموش شدن شعلههای جنگ، بیشک در مواجهه با بیکاری مزمن و فزاینده، تورم افسارگسیخته، و فقر و فلاکت عمومی، اعتراضات اجتماعی جان تازهای خواهد گرفت. اما در بحبوحهی جنگ، شکلگیری یک ذهنیت ملی و بعضاً ناسیونالیستی در برابر تجاوز خارجی در بخش وسیعی از اقشار جامعه، طبیعی و قابل فهم است. با اینکه ظهور چنین حسیاتی باعث بهرهبرداری نظام میشود، اما لزوماً به معنای حمایت آنها از ج. ا. نیست. وجه مشخصهی ملیگرایی، تمرکز بر مصائب خودی - واقعی یا تخیلی - و بیتفاوتی به رنج و درد «دیگری» است. تاریخ محکمهی داوری است! خطاهای گذشته را تکرار نکنیم. به یاد بیاوریم که گستردهترین جنبش سوسیالیستی، آنهم در یک تشکیلات بینالمللی، با شروع جنگ جهانی اول، فرو پاشید. آنگاه که ارزش «خاک» از «انسان» فزونی یافت، بهجای همبستگی، کارگر، کارگر را کُشت! به نابودی خود، به تخریب دگرِ خود، به جنگ، به تجاوز، به جنگافروزی و نظامیگری «نه» بگوییم. اما یک«نه» کافی نیست. راه خود را بهسوی آزادی، بهسوی آینده، باز کنیم؛ آیندهای که سرنوشت ما را با سایر مردمان منطقه و جهان پیوند زده است.
🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://wp.me/p9vUft-5GD
#علی_رها#مارکس #نه_به_جنگ#مبارزه_طبقاتی
Post #1231
2.12K