نوشتههای دریافتی
▫️تغییر قدرت یا تغییر مناسبات قدرت؟
چرا تغییر سیاسی بدون سازمانیابی اجتماعی به رهایی نمیرسد؟
5 ژوئیه 2026
امید سجادی
مسئله اصلی در لحظههای بحران تاریخی فقط این نیست که چه کسی قدرت سیاسی را در دست میگیرد،بلکه این است که چه روابطی باقی میمانند و چه نیروهایی توان تبدیل یک بحران به دگرگونی واقعی را دارند.
در بسیاری از تجربههای تاریخی، جامعه میان دووضعیت گرفتار شده است: از یک سو میل به رهایی از سلطه سیاسی و از سوی دیگر خطرجایگزینی یک شکل قدرت با شکل دیگری از سلطه. یک حکومت میتواند سقوط کند، اما اگرساختارهای مالکیت، توزیع ثروت، کنترل نهادی و مناسبات نابرابر اجتماعی تغییر نکنند، نظم پیشین ممکن است در قالبی تازه بازسازی شود.
آزادی نه فقط یک وضعیت حقوقی یا وعده سیاسی، بلکه توانایی یک جامعه برای سازمانیابی،تصمیمگیری و اثرگذاری بر مناسبات قدرت است. تغییر پایدار زمانی رخ میدهد که مردماز موضوع تغییر به نیروی سازنده تغییر تبدیل شوند.
درتجربه تاریخی، فروپاشی حکومتهای اقتدارگرا نتیجه یک عامل منفرد نیست. تمرکز صرف بر لحظه سقوط، بخش مهمتری از مسئله را پنهان میکند: چرا پس از سقوط یک حکومت،بسیاری از روابط قدرت همچنان ادامه مییابند؟ اقتدارگرایی را نمیتوان تنها به ویژگیهای شخصی رهبران یا ساختارهای امنیتی محدود کرد. در بسیاری از موارد،اقتدارگرایی شکل سیاسی نظمی اقتصادی و اجتماعی است؛ نظمی که هنگامی که دیگر قادربه تولید رضایت پایدار نیست، بیشتر به اجبار و سرکوب متکی میشود.قدرت فقط از طریق زور اعمال نمیشود؛ بلکه از طریق هژمونی، یعنی تولید رضایت و پذیرش اجتماعی نیز بازتولید میشود. زمانی که یک نظم سیاسی مجبور میشود بیش از پیش به اجبار متوسل شود، میتوان آن را نشانهای از بحران در توانایی تولید رضایت دانست.حکومت هنوز ممکن است قدرتمند باشد، اما رابطه آن با جامعه دچار فرسایش شده است.
🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://wp.me/p9vUft-5Gj
#قدرت_سیاسی،#سازمان یابی، #امید_سجادی، #بحران_هژمونی
Post #1230
2.12K