توضیح
دوست نادیده، جناب آقای پدرام رسولی، یادآور شدهاند:
«در کردی ناحیۀ ما (روستای سراب فش، به کردی پش، از دهات کنگاور) سگ مادۀ هفتپستان را «دَلِ هفتگوان» مینامند. «دل» dal (با لامِ غلیظ، نزدیک به تلفظ انگلیسی) به معنای سگ ماده است و «گوان» guān یعنی پستان. این تعبیر غالباً به عنوان دشنام به فردی وضیع، ژولیده و چرکین حواله میشود».
در پاسخ پرسش من که آیا این دشنام به مردان هم گفته میشود، نوشتهاند: «بله، مرد و زن ندارد؛ اتفاقاً مرد را بیشتر تخفیف میدهد.»
با تشکر از جناب آقای پدرام رسولی.
توضیحی دیگر
دوست نادیده، جناب آقای علی صادقی، یادداشت زیر را فرستادند که با تشکر از ایشان نقل میشود:
«خاطرم هست در مراسم تعزیه که در دههی شصت در شهر ما، ساوه، برگزار میشد، کسی که نقش شمر را بازی میکرد، قبل از ورود به گودال قتلگاه، رو به جمعیت میایستاد و چند بیتی در معرفی خودش میخواند. از جمله در میان این ابیات اشاره میکرد که: «چون سگ هفت پستان دارم» و وقتی به اینجا میرسید، لباس تعزیه را کنار میزد و پوشش سیاهی از زیر لباس پیدا میشد که بر آن هفت پستان را به رنگ سرخ خامهدوزی کرده بودند. البته ذاکری که این اشعار را میخواند، فقط یک نفر بود و آن هم از حفظ و من نه در ساوه و نه در تفرش، این اشعار را از کس دیگری نشنیدم.»
دو توضیح دیگر دربارهٔ یادداشت تصویر شمر
یکم.
استاد ارجمند جناب آقای دکتر امید طبیبزاده نوشتهاند که در کودکی ایشان، در قمصر و کاشان، به شمر، «سگ هفتپستان» میگفتند (بخوانید).
دوم.
دوست بزرگوارم، آقای دکتر نوید فیروزی به این ارادتمند خود نوشتهاند:
«در باب «دَل» هم بنده عرض کنم در گویش خوافی -که از گویشهای بکر و مهم خراسان است- ما «دَل» را اغلب به عنوان صفت سگ به کار میبریم: سگْ دَل*.
سگْ دَل در خوافی به سگ ولگرد ماده گفته میشود و خودِ «دَل» هم به تنهایی گاه در معنای ولگرد و بدکاره خطاب به انسان به کار میرود. همچنین چنانکه اشاره شد و در برخی گویشهای دیگر هم دیده میشود، «ل» در «دَل» تلفّظی غلیظ و مؤکَّد دارد.
*در گویش خوافی واژهها بدون کسرۀ میانجی به هم وصل میشوند: saq dal.».
https://t.me/n00re30yah
Post #1076
8.02K
نور سیاه چند سال پیش که برای خودم دربارهٔ سگ جستجوهایی میکردم، یادداشتی در همین کانال نوشتم با عنوان «یک باور عامیانه دربارهٔ شمر». ویراست تکمیلشدهٔ آن یادداشت، سالها بعد در مجلهٔ بخارا منتشر شد (اینجا). در بخارا (ش ۱۶۷، ص ۱۱۶) نوشتم: «در کودکی از خالهٔ مادرم…Telegram نور سیاه یادداشتهای ایرانشناسی میلاد عظیمی @MilaadAzimi