TGViewer
یادداشت‌های کتابی یادداشت‌های کتابی @mybooknotess · 83 subscribers
Post #350 20
اشکش چکید و دیگرش آن آبرو نبود
از آب رفته هیچ نشانی به جو نبود
مژگان کشید رشته به سوزن ولی چه سود
دیگر به چاک سینه مجال رفو نبود
دیگر شکسته بود دل و در میان ما
صحبت به جز حکایت سنگ و سبو نبود
او بود در مقابل چشم ترم ولی
آوخ که پیش چشم دلم دیگر او نبود
حیف از نثار گوهر اشک ای عروس بخت
با روی زشت زیور گوهر نکو نبود
اشکش نمی‌مکیدم و بیمار عشق را
جز بغض شربت دگری در گلو نبود
آلوده بود دامن پاک و به رغم عشق
با اشک نیز دست و دل شستشو نبود
از گفتگو و یاد جفا کردنم چه سود
او بود بی‌وفا و در این گفتگو نبود
ماهی که مهربان نشد از یاد رفتنی است
عطری نماند از گل رنگین که بو نبود
آزادگان به عشق خیانت نمی‌کنند
او را خصال مردم آزاده‌خو نبود
چون عشق و آرزو به دلم مرد شهریار
جز مردنم به ماتم عشق آرزو نبود

• شهریار
  • ❤ 1
More from @mybooknotess
  1. Oct 9, 2026من نمی‌دونستم «صرصر» به چه معناست. خیلی واژهٔ جالبی بود. صرصر: تندباد، باد سخت و سرد
  2. Oct 9, 2026از باده در فصل خزان افتان و خیزان نیک‌تر ور یار دلداری دهد خود چون بود زان نیک‌تر؟ شد باغ…
  3. Oct 9, 2026• گوسفندی که می‌خواست بزرگ باشد، خیلی بزرگ ژوزف تئوبالد
  4. Oct 9, 2026متوجه شدم دیروز، روز کودک بوده؛ اما من کتاب کودک نخوندم. توی طاقچه گشتم و کتاب «گوسفندی که…
  5. Oct 9, 2026بارون توی مشت‌های سیاه ابر، خشکیده و آسمون خاموشه. باد می‌دوه، درخت می‌لرزه و طبیعت توی هی…
  6. Oct 9, 2026photo post
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →