TGViewer
یادداشت‌های کتابی یادداشت‌های کتابی @mybooknotess · 83 subscribers
Post #346 21
بارون توی مشت‌های سیاه ابر، خشکیده و آسمون خاموشه. باد می‌دوه، درخت می‌لرزه و طبیعت توی هیاهوی بی‌‌صدای خودش غرق شده، کسی از غم بارون حرفی نمی‌زنه.
دلم بارون می‌خواد. دلم می‌خواد برم زیر بارون و گریه کنم. همهٔ چیزهایی که دیدم و شنیدم روی قلبم سنگینی می‌کنه. تمام این مدت فکر می‌کردم وقتی کسی یا چیزی از چشمم بیفته، دیگه به خاطرش نمی‌رنجم؛ اما حالا با ترس‌وتردید، از گوشهٔ چشمم به ماجراهای زمین‌ریخته شده نگاه کردم و ملغمه‌ای از احساسات، قلبم رو نشونه گرفتن. احساس دوری می‌کنم؛ نسبت به خودم، آدم‌های اطرافم، طبیعت، کتاب‌ها و کلمه‌ها. انگار قلبم رنگ‌وبوی پاییز گرفته. گلبرگ‌هام خونه رو ترک کردن. رگ‌هام زرد شدن و آسمونم تیره شده. قلبم زودتر از پیش تاریک می‌شه و خورشیدم مثل شعلهٔ یک شمع لرزونه.
مرز بین خواب و بیداریم رو گم کرده‌م. ذهنم مشوشه و از پیدا کردن سر این کلاف می‌ترسم. از آغوش امنم دورم و دست‌تنهام.
می‌دونم که پیداش می‌کنم. بالاخره این شور نم‌کشیده رو پیدا می‌کنم. شاید فردا، شاید پس‌فردا و شاید روزی که ابر به بارون اجازهٔ پرواز بده. شاید اون روز، زیر بارون، خودم رو میون اشک‌هام پیدا کنم.
  • ❤ 1
More from @mybooknotess
  1. Oct 9, 2026من نمی‌دونستم «صرصر» به چه معناست. خیلی واژهٔ جالبی بود. صرصر: تندباد، باد سخت و سرد
  2. Oct 9, 2026از باده در فصل خزان افتان و خیزان نیک‌تر ور یار دلداری دهد خود چون بود زان نیک‌تر؟ شد باغ…
  3. Oct 9, 2026اشکش چکید و دیگرش آن آبرو نبود از آب رفته هیچ نشانی به جو نبود مژگان کشید رشته به سوزن ولی…
  4. Oct 9, 2026• گوسفندی که می‌خواست بزرگ باشد، خیلی بزرگ ژوزف تئوبالد
  5. Oct 9, 2026متوجه شدم دیروز، روز کودک بوده؛ اما من کتاب کودک نخوندم. توی طاقچه گشتم و کتاب «گوسفندی که…
  6. Oct 9, 2026photo post
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →