یادم باشد به او بگویم: توی دنیا، هر چیزی، جایی، عوضی دارد. هر جا که مردی، مردانگی کند، جایی، مردی میترسد. هرجا کینهای زخم بزند، جایی عشقی پیدا میشود. تو هم در عوضِ کابوس توی دنیا هستی. وقتی به طرفم میآیی، وقتی خشخش دامنت را که گلهای آفتابگردان دارد میشنوم، همهچیز پشت سرت محو میشود به چشمهایم، فقط تو را میبینم.
• شرق بنفشه (شهریار مدنیپور)
Post #5301
236