- قهرمان کسی است که پیوسته انسان باشد. گاهی ضمن نبرد با دیگران و گاهی در جنگ با خود.
این مدت چشمم یا روی مانیتور لپتاپ بود یا روی صفحهٔ گوشی. از دیوارههای پشتی مغزم کسی مدام فریادِ عطشِ خوندن سر میداد و من نمیفهمیدم؛ تا هفتهٔ پیش که بالاخره این ندا رو لبیک گفتم.
ظهر، خشکی چشمها خستگیِ کاذبیو به جونم انداخته بود؛ با این حال تصمیم گرفتم قبل از خواب پنج صفحه از یک کتاب کمحجمو بخونم که این سلسله قطع نشه.
انتخابم «سگ» از اریک امانوئل اشمیت بود؛ نویسندهای که هر بار از بازیِ احساسیای که راه میاندازد متعجبم میکند و این بار هم کاری کرد که تا صفحهٔ آخر، داستان را دنبال کنم و کتاب را زمین نگذارم.
بعد از تمام شدن کتاب، نقدهای مثبت و منفیای که دربارهاش نوشته بودن رو خواندم و تصمیم گرفتم نظر خودم رو هم به این لیست اضافه کنم.
اشمیت در این اثر هم بیش از حد به احساسات خواننده بها میده و اونو برمیانگیزه؛ اونقدر که در ابتدا از تأمل دربارهٔ سؤال اصلی داستان دورت میکنه: با تمام ادعاهای عقلی و علمی، آیا هنوز هم انسان از حیوان برتره؟
نویسنده هرچقدر سگ رو نماد وفاداریِ بیقیدوشرط قرار میده، از ناامیدی دوباره و چندبارهاش از انسان و شکستش در آزمون انسانیت هم میگه.
«سگ» را برای گذروندن یک ساعت و نیم از یک بعدازظهر پیشنهاد میکنم؛ کتابی که شاید مثل من، آخرش انگشتبهدهان بمونید از انسانی که، حتی اگر وفادار نباشد، قصهگویی رو خوب بلده.
پ.ن.: تصویرِ ثبتشده در روز خرید کتاب
Post #5291
167
فازِ سوّم Photo