از هیجانانگیزترین قسمتهای خوندن یه کتاب برای من، آخرشه؛ همونجا که کتاب رو میبندی، چند ثانیه/دقیقه به روبهروت خیره میشی، دفترت رو باز میکنی و اسم کتابو به لیست خواندههات اضافه میکنی و بعد، تلاش میکنی جاش بدی بین کتابهای قفسۀ مربوطه، و تا آخر روز به داستان فکر میکنی.
امروز علاوه بر کتاب، سریالی که چند ماهه درگیرش بودم هم تمام شد. هر دو پایان مشابهی داشتن، حسرت و گیر افتادن در گذشته. ترکیب ترسناکی رو با هم ساختن و نتیجهٔ غریبی رو رغم زدن برای خواننده/بیننده.
ارتباط عکس با متن؟ گذشتن و رفتنِ پیوسته.
#حال_نگاشت
Post #4969
123
