TGViewer
Channel Public Channel
「𝑴𝒖𝒕𝒂𝒗𝒆𝒓」

「𝑴𝒖𝒕𝒂𝒗𝒆𝒓」

@mutaver

"𝐵𝑒𝒶𝓊𝓉𝒾𝒻𝓊𝓁 𝓉𝒽𝒾𝓃𝑔𝓈 𝒹𝑜𝓃'𝓉 𝒶𝓈𝓀 𝒻𝑜𝓇 𝒶𝓉𝓉𝑒𝓃𝓉𝒾𝑜𝓃."

• 𝑽𝒂𝒍𝒌𝒚𝒓𝒊𝒆 •

ɪꜱꜰᴘ / ɢᴇᴍɪɴɪ / 9ᴡ1

@Mutaverbot
Subscribers
51
Photos
2.2K
Videos
303
Links
229

Showing posts older than #9455 · Back to latest

Older Posts 15 shown
Post #9451 14
حس‌ کار کردن نیس
دلم میخواد تو این هوا روی چمن دراز بکشم بخوابم
ولی مورچه های گودزیلا چیز دیگه ای مد نظر دارن
چمن هم نداریم
  • 🤣 3
Post #9450 17
My survival depends on me running wild
Post #9443 20
🔚 Photo
چه خوشگله ذوقمرگ شدم-
Post #9438 18
‌🕷 ‌nocturne 🔛 Forward this message so I can give you a photo like this based on your daily vibe ( Also specify your pronouns )

This post (sticker, poll or similar) has no web preview. Open in Telegram

Post #9432 18
𝑩𝑳𝑶𝑶𝑫𝑯𝒀𝑴𝑵 For Lilay 💎 〰〰〰 #Challenge @Bl00dhymn 〰〰〰
الان من چه بلایی باید سر خودم بیارمیبدرنمبدبنمیردمیبنردمینبدرمنیردمیبندرمنیدرمنیبدرنمیبدرمینبردیمنبردیبنمردیمردیمبریدبر
Post #9429 17
𝑩𝑳𝑶𝑶𝑫𝑯𝒀𝑴𝑵 #Challenge 〰〰〰〰 درود به اهالی بلادهیم دوباره با یک چالش دیگه برگشتیم. فوروارد الزامیه. (اسکرین شات بدین اگر چنل پرایوته، یا توی گروه و پیوی میفرستین) 〰〰〰〰 این چالش درواقع قسمت دوم چالش قبلی که برای مدل مو و رنگ مو بود هستش. توی این قسمت قراره کاراکتر شما…

This post (sticker, poll or similar) has no web preview. Open in Telegram

Post #9428 18
「𝑴𝒖𝒕𝒂𝒗𝒆𝒓」 Taylor Swift – willow
Audio
Post #9416 21
「𝑴𝒖𝒕𝒂𝒗𝒆𝒓」 League Of Legends – Sacrifice
ولی من هنوز هم درگیر اینم
و میدونی یهو چیو کوبوند توی ذهنم؟
اینکه اونقدر تسلیم دنیای بزرگسالی و کلیشه های درگیرش شدم
که هیچوقت نفهمیدم رویام چی بود
هیچوقت نتونستم بفهمم
فکر کردم درستش اینه که دکتر، مهندس یا کسی شم که افتخار بیاره.. پول بیاره...

ذهنم الان داشت پرواز میکرد
پشت میز کار نشستم و تصور می‌کردم جسمم نشسته و کار دفتری میکنه ولی روحم جدا شده و تغییر شکل میده و جاهایی میره که هیچوقت نمیتونم برم

همه ی اینا مثل یه انیمیشن توی ذهنم موج گرفت
این آرزوم بود
اینکه بنویسم و بعدش به تصویر بکشمش طوری که همونطوری که من به وجد میام بقیه هم بیان
تن بقیه هم مور مور بشه
هیچوقت ذهنه من روی زمین نبود
همیشه اون بالا بالاها در حال پرواز و رهایی بود

برای همین مینوشتم
و وقتی دیدم نمیتونم پرواز کنم نوشتن رو رها کردم....

زندگی نذاشت به چیزایی که من رو به وجد میاره برسم...

من با کتاب به وجد نمیومدم
با فیلم و کارتون میومدم
اینکه اون صحنه هایی که میبینم همش باعث میشه از هیجان گریم بگیره
و حتی وقتی کتاب میخوندم همه ی اینارو تصور میکردم...

الان ذهنم از بین رفته و تبدیل به سنگ شده... و نمیدونم اصلا درست میشه یا نه...

وقتی نوشته های دوران نوجوونیم رو میخونم تعجب میکنم
فکر میکنم چطوری تونستم اینارو بنویسم...؟
حتی مامان هم به وجد میومد و تعریف میکرد.. و میدونم مامان اگه چیزی بد باشه میگه....
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →