TGViewer
Channel Public Channel
𝑩𝑳𝑶𝑶𝑫𝑯𝒀𝑴𝑵

𝑩𝑳𝑶𝑶𝑫𝑯𝒀𝑴𝑵

@bl00dhymn

ناشناس:
@Bl00dhymnBot

Main Channel: @Bl00dhymn
Discographies👇🏻
Bloodhymn: @BHDisco
Sangréa: @Sangreadisco
Sinful Confession: @SCDiscoo
Devils By Default: @DBDdisco
Subscribers
101
Photos
1.8K
Videos
102
Links
279
Recent Posts 14 shown
Post #12208 13
یه استراحت بکنم مغزه داره از دوردست باهام بای بای میکنه
Post #12204 14
Ignar Azren
Birthdate: Unknown
Partner: Odette Abbott
〰〰〰〰
در گذشته های بسیار دور، جایی که آتش در زندگی مردم نماد قدرت و پاکی به حساب میومد؛ پسری به اسم ایگنار ازرن متولد شد.
پدر ایگنار آهنگر پیری بود که برای بچه دار شدن با همسرش خیلی تلاش کردن؛ اما هر دفعه تلاششون به سقط ختم میشد و بچه ای در شکم همسر آهنگر باقی نمیموند.
خیلی حرف ها پشتشون بود. مردم میگفتن اجاقشون کوره، میگفتن توان بچه دار شدن ندارن، میگفتن حتی اگر بچه ای هم بدنیا بیاد توی فقر دست و پا میزنه و خلاصه یک عیبی روی اون زن و شوهر میذاشتن.
زن هر روز و هرشب به درگاه الهه آتش دعا میکرد تا یک بچه نسیبشون کنه. و در آخر وقتی که اونا به پنجاه سالگی رسیدن اولین و آخرین بچشون رو به دنیا اوردن، ایگنار.
اما بدنیا اومدن ایگنار به راحتی نبود.
الهه آتش بهشون گفته بود که اگر الان بچه دار بشن ممکنه مادر توی خطر بیفته، اما اونقدر حرف مردم برای خانواده آهنگر مهم بود که کسی به هشدارهای الهه آتش توجه نکرد.
و روزی که نوبت زایمان زن رسید، با هر فشار قسمتی از بدنش شروع به آتش گرفتن میکرد.
آهنگر نمیدونست باید چیکار کنه، دعا میکرد اما فایده نداشت اون پیامدهاش رو قبول کرده بود و حالا مجبور بود زنده زنده سوختن و خاکستر شدن زن حاملش رو تماشا کنه.
اما خب... بالاخره به چیزی که میخواست رسید. پسری که از خاکستر مادرش زاده شد و اسمش رو ایگنار گذاشتن.

بله درسته اون یک ققنوسه. ققنوسی که از بچگی شیفته یکی از دخترهای اشرافی شهر شده بود.
دختری که پدر و مادرش توسط عموش کشته شده بودن و حالا توی روستای ایگنار دنبال سرپناه میگشت.

ایگنار یجورایی اودت (هی میخوام نگم خودتیییی) رو درک میکرد. جفتشون مادری نداشتن، جفتشون با آتش قدرتمند شده بودن. اما جرات نزدیک شدن بهش نداشت.
نه نه اون دختر ترسناک نبود، اتفاقا برعکس زیباترین و خاص ترین دختری بود که ایگنار به عمرش دیده بود، اما میترسید دختر اون رو در حد خودش نبینه‌.
اون تا مدتی با ترس جلو رفتن زندگی کرد، تا اینکه نتونست تحمل کنه و با سر و صورتی دوده گرفته رفت پیش اودت تا باهاش حرف بزنه.
خب اودت اولش بهش اعتماد نکرد چون فکر میکرد اون یه آدم عادیه.
اما وقتی که فهمید ایگنار درواقع یک ققنوسه که حاضره بارها بخاطرش خاکستر بشه، گاردش رو پایین آورد.
اینکه چجوری عاشق هم میشن و داستانشون چجوری پیش میره چیزیه که باید بفهمیم.

چندتا فکت از ایگنار🐤

🐤 ایگنار وقتی میخواد تنها باشه پرواز میکنه.
🐤 بخاطر سن بالای باباش بیشتر کارا رو خودش میکنه و یجورایی نون آور خونس.
🐤 همیشه تو بچگی بقیه بچه ها رو با مادراشون تماشا میکرد و غصه میخورد که مادر نداره.
🐤 درست نمیدونه باید با خانما چجوری رفتار کنه برای همین مردم رو تماشا میکرد. همین باعث شد خوندن احساسات مردم براش راحت بشه.
🐤 بره کبابی دوست داره.
🐤 چشماش واقعا از جشن آتیشن.
🐤 اگه عموی اودت دستش بیفته بلایی سرش میاره که مرغای آسمون به حالش بخندن چون خنده دار خواهد بود.
🐤 فصل مورد علاقش پاییزه چون کلا از رنگ نارنجی و زرد خیلی خوشش میاد.
🐤 دوست داره بیشتر تایم روزش رو پیش اودت باشه برای همین چندبار آهنگری رو ول کرده به امان خدا و باباش دعواش کرده.
🐤 میوه مورد علاقش پرتقاله.
🐤 دور چشماش خدادادی حالت تیره ای دارن که انگار سایه زده ولی نزده😂
🐤 بعضی وقتا که بیکاره شروع میکنه اکسسوری ساختن برای اودت، براش یک خنجرم ساخته.
〰〰〰
#Challenge
@Bl00dhymn
〰〰〰
  • ❤ 2
Post #12202 19
والدس: 😐😐😐😐😐😐
Post #12201 19
میگین دروغ میگم؟ الان میاد ریاکشن میده
Post #12200 19
درمورد پسرای یاسی باید بگم که حتی سارد و خاشن ترینمون هم یه تختش کمه
Post #12199 19
𝑩𝑳𝑶𝑶𝑫𝑯𝒀𝑴𝑵 نکن الان فکر میکنن گیی😔😂
من در دو حالت گیم. سرسی پسر بشه.
ددی رایدن
Post #12198 19
𝑩𝑳𝑶𝑶𝑫𝑯𝒀𝑴𝑵 چه سیسی چش قشنگی
نکن الان فکر میکنن گیی😔😂
Post #12197 19
𝑩𝑳𝑶𝑶𝑫𝑯𝒀𝑴𝑵 Photo
چه سیسی چش قشنگی
Post #12196 20
𝑩𝑳𝑶𝑶𝑫𝑯𝒀𝑴𝑵 Photo
اگه یه درصد نخواستیش افراد پشت صحنه رو ول کن خودم برمیدارمش🤣
Post #12195 20
🖤 پدر و مادرش هیچوقت درمورد شلاق هایی که خورده نمیفهمن چون بدن هالدن قابلیت سریع خوب شدن داره.
🖤 قدش ۱۸۸ سانتی متره و از بدنسازی هم خوشش میاد.
🖤 وقتایی که گند میزنه حسابی خودشو سرزنش میکنه. پس هروقت که دیدی یک گرگ سفید نارنجی گوشه ای نشسته و داره پنجه هاش رو لیس میزنه بدون ناراحته.
🖤 بعضی وقتا زیادی اخمو میشه ولی نگران نباش با یک بسته M&M (اسمارتیز) میتونی خرش کنی.
🖤 دستپخت خوبی داره ولی اگه حواست نباشه ممکنه خونه آتیش بگیره.
🖤 وقتایی که ناراحت میکنه و پشیمونه صبح که از خواب پاشی رو میز کنار تختت یک شاخه گل پر پر شده میبینی چون بچه گلو گرفته به دندونش و دوییده!

〰〰〰
#Challenge
@Bl00dhymn
〰〰〰
Post #12191 19
Halden Ashford
Birthdate: October 1st, (18 Years old)
Partner: Meliss Tess
〰〰〰〰
هالدن در خانواده ای استرالیایی بدنیا اومده، یک خانواده پر جمعیت شامل پدر و مادرش، سه خواهر و یک برادرش و هالدن بچه سوم خانوادس.
خانواده اشفورد یکی از خانواده های معروف شهرشونن ولی نه بخاطر ثروت و این چیزا (اونم دارنا ولی خب) اونا بخاطر خونی که در رگ هاشون جریان داره معروفن.
از زمان های قدیم تا الان اشفورد ها جزو بهترین نوع گرگ های تاریخ به حساب میومدن.
برعکس تمام داستان هایی که درمورد گرگ ها و گرگینه ها خوندین اونا توی ماه کامل تبدیل به گرگ نمیشن.
درواقع اون ها گرگ هایی بودن که با گذشت زمان و با استفاده از جادو یاد گرفتن چجوری تبدیل به انسان بشن و در کنار انسان ها زندگی کنن. پس فرم انسانی اونا فقط یک پوسته است و فرم واقعیشون نیست.
گرگ های Ulvaren از گرگ های معمولی کمی بزرگتر و پشمالو ترن، اونها برخلاف گرگ های معمولی یا گرگینه ها رنکشون با رنگ چشاشون معلوم نمیشه. (آلفا بتا اومگا) چون امکان نداره توی یک پک از اولوارن ها دوتا گرگ با چشم های مشابه پیدا کنی.
رنگ چشم اونا با قدرت هاشون رابطه مستقیم داره.
و حالا بریم سراغ اصل ماجرا و هالدن.

هالدن به عنوان یکی از اولوارن ها بدنیا اومد. خز های اون سفید برفی با ترکیب نارنجی ان و چشماش هاله ای از صورتی داره.
میشه گفت بچگی آرومی داشته، پدر و مادرش همیشه دوسش داشتن و حمایتش میکردن.
برخلاف چهرش که بنظر میاد بدبوی مدرسشونه اما جزو نرد های مدرسه بوده.
جوری که وقتی یک نفر جدید میومده مدرسه فکر میکرده قراره توسط هالدن بولی بشه ولی هالدن فقط درحال حل کلی مسئله شیمی و فیزیک بوده و برای تفریح هم توی تیم فوتبال مدرسشون بازی میکرده.
هالدن از اون دسته افراد بوده که همیشه برای یاد گرفتن چیزای جدید تلاش میکرده، یک روز به نوازندگی علاقمند میشه، فردا میخوام توی ورژن کاره ای بشه. پسفردا؟ بازیگر شده. یک گرگ کوشولوی Adhd بیشاره که همه چیزو باهم میخواد ولی در عین حال یک بد بویه چون توی همه چیز بده!
نه نه بذار توضیح بدم! هالدن اون پارتنریه که یک روز برات بهترین غذا رو درست میکنه ولی روز بعد...خب یادش رفته چیزی رو گازه و موفق شده آب رو زغال کنه.
باید اسمشو تو گینس ثبت کنی‌!

اگر پارتنری داشته باشه همه جوره سعی میکنه بخندونش و مراقبش باشه.
ولی یه مشکلی که وجود داره اینه که اون از Sarcasm به عنوان یک سیستم دفاعی استفاده میکنه تا احتمالا نفهمی چه سختی هایی کشیده.
درسته درسته اون همیشه حمایت خانوادش رو داشته، ولی بزرگ های پکشون از اون خیلی انتظارا داشتن.
پدربزرگش کسی بود که همیشه اون رو نقد میکرد. اون هیچوقت برای پدربزرگش کافی نبود.
هالدن یک گرگ نوزاد با خزای سفید نارنجی و چشمای هاله دار صورتی به عنوان خاص ترین عضو پکشون انتخاب شد ولی پدربزرگش از همون اول باهاش جوری رفتار میکرد که انگار معمولی ترین گرگ پکه.
هالدن متوجه نمیشد پدربزرگش میخواست اون بهترین ورژن خودش باشه یا صرفا یک پیر خرفت بود که به هالدن حسادت میکرد.
هالدن هیچوقت به خانوادش نگفت، نمیتونست بگه. میترسید بگه که اون گرگ دیوونه باهاش چیکارا کرده.

اون پیری با نقاب پدربزرگ دلسوز از پدرو مادر هالدن میخواست که هالدن رو بعضی وقتا تابستون ها پیشش ببرن تا باهم وقت بگذرونن و اونا هم از همه جا بیخبر قبول میکردن.
برای همین تابستون همیشه فصلی بود که هالدن ازش متنفر بود.
به محض اینکه میرفت پیش پیر خرفت، اون شلاقش رو بر میداشت و بدن گرگ سفیدمون بود زخمی میکرد.
اونقدر اینکارو میکرد که هالدن تا چند روز نتونه درست حرکت کنه. و در آخر هر تابستون مجبورش میکرد سکوت کنه وگرنه خانوادش رو جلوی چشماش سر میبره.
متاسفانه از اون خرفت برمیومد چون طبق گفته های پک، قوی ترین گرگشون بود.
پس هالدن مجبور بود تا سکوت کنه، و در سکوت به خدای ماه دعا کنه که پدربزرگش بمیره.
ولی اون نمرد.
سالها گذشت و هر تابستون برنامه همین بود، اونقدر شلاق میخورد که به قول پیر خرفت قوی بار بیاد ولی اون خرفتی فقط از قوی شدن هالدن میترسید و میخواد تو سری خور بار بیارش. اینجوری کنترلش راحت تر بود.

اما وقتی تابستون ۱۸ سالگی هالدن سر رسید همه چیز فرق کرد. هالدن دیگه کتک نخورد. مستقیم توی چشمای پدربزرگش خیره شد. قدرتاش داشتن خودشون رو نشون میدادن.
فقط خیره شدن به اون چشمهای هاله دار کافی بود تا بدن پیری شروع به چاک خوردن کنه و از خون ریزی زیاد بمیره.
درسته قدرت اون بریدن بدون لمس بود و حالا بزرگترین منتقد زندگیش توی خون خودش غرق شده بود.

و چقدر که شنیدن التماس هاش شیرین بود...


چندتا فکت از هالدن🖤

🖤هالدن بشدت آدم گیجیه برای همین همیشه برای کاراش تایمر میذاره.
🖤وقتی که عاشق پارتنرش میشه سعی میکنه سرسخت و Tough بنظر بیاد ولی اگه ملیس بگه بیا بغلم اونوقته که فقط یک پاپی کوچولوعه.
〰〰〰
#Challenge
@Bl00dhymn
〰〰〰
  • 🔥 1
Post #12190 19
نفر بعد ملیس آماده باش
  • 🎉 1
Post #12189 20
شما منو خودشیفته میکنین زشته نکنین
Older posts →

About this channel

How can I read @bl00dhymn without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for 𝑩𝑳𝑶𝑶𝑫𝑯𝒀𝑴𝑵: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does 𝑩𝑳𝑶𝑶𝑫𝑯𝒀𝑴𝑵 have?
𝑩𝑳𝑶𝑶𝑫𝑯𝒀𝑴𝑵 (@bl00dhymn) has 101 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does 𝑩𝑳𝑶𝑶𝑫𝑯𝒀𝑴𝑵 know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →