📌 پرچم دروغینی به نام پرچم دروغین
(محمد اصغری)
امروز باز هم در آستانه ضربات سخت پیشبینیپذیر دشمن، و همزمان با مجموعهای از اتفاقات امنیتی در منطقه، موجی هماهنگ در صفحات و رسانههای امنیتی داخلی با ترجیعبند هشدار نسبت به سناریوی پرچم دروغین ، راه افتاده؛ با این ادعا که رژیم قصد دارد با هدف گرفتن یک هواپیما یا فرودگاه، فاجعهای انسانی رقم زده و با متهم کردن ایران، زمینه را برای اجماعسازی و حمله نظامی فراهم کند. رسانهها هم با ذوقزدگی تیتر میزنند: ما هوشیاریم و در تله اسرائیل نمیافتیم!
اما با نگاهی عمیقتر به واقعیتی تلخ میرسیم: تلهی اصلی، خودِ همین کلانروایتِ «پرچم دروغین» است که از سوی دشمن برای فلج کردن سیستم محاسباتی ایران طراحی و پمپاژ شده است.
در جنگهای نامتقارن، بقای یک کشور در گرو اقدامات پیشدستانه، متهورانه و تغییرِ ناگهانی معادلات میدان است. وقتی ماشین جنگی دشمن با برتریِ تکنولوژیک و لجستیکی در حال پیشروی است، تنها راه توقف آن، وارد کردن ضربات غیرقابل پیشبینی به شریانهای حیاتی اوست.
کارکرد عملیات شناختی دشمن این است که با پررنگ کردن خطر پرچم دروغین، یک پارانویا و سوءظنِ سیستمی در نهادهای تصمیمساز ایران ایجاد کند. با تزریق این گزاره که هرگونه اقدام نامتقارن یا حادثه امنیتی در منطقه، نقشه اسرائیل برای گیر انداختن ماست، سیستم دچار فلج تحلیلی میشود. نتیجه این است که دستگاه امنیتی و نظامی ما، به جای طراحی عملیاتهای پیشدستانه برای موازنه وحشت، به شدت محتاط، دستبهعصا و منفعل میشود تا مبادا در تله بیفتد. این دقیقاً همان انفعالی است که اسرائیل برای اجرای نقشههای بعدی خود به آن نیاز دارد.
حالا هم درست زمانی که در بخشی از بدنه قدرت در ایران، ایده حمله پیشدستانه یا برخورد نامتقارن با محاصره هوایی، جدی شده، بلافاصله پروژه پشیمانسازی از این بلندپروازی کلید میخورد. نمونه اخیر آن نوع برخورد با هشدار صریح دبیر شعام بود: اگر ایران پرواز نداشته باشد، هیچ کشوری در منطقه پرواز نخواهد داشت!
از سوی دیگر بررسی الگوهای رفتاری دشمن در چند سال اخیر نشان میدهد که همواره در آستانهی ضربات سخت و قابلپیشبینی آمریکا و اسرائیل علیه ایران یا محور مقاومت، کلیدواژهی پرچم دروغین در فضای رسانهای و امنیتی ایران ترند میشود.
وقتی دشمن قصد دارد ضربهای مهلک وارد کند، میداند که خطر واکنش نامتقارن ایران بالا است. بنابراین، پیش از شلیک، ابتدا ذهن حریف را با این ویروس شناختی آلوده میکند که هرگونه تنش یا حادثهی مشکوک، بازی ما برای مشروعیتبخشی به حملهی اصلی است؛ پس آرام بمانید!
این کارزار رسانهای-شناختی، به طرز دقیقی ایران را در بزنگاههای حیاتی، در موضع دفاع اخلاقی و اثبات بیگناهی قرار میدهد؛ به جای آنکه ایران در موضع تهاجم استراتژیک قرار گیرد. ذوقزدگی رسانههای داخلی از اینکه ما دست دشمن را خواندهایم، در واقع جشن گرفتن برای موفقیت دشمن در مهار ارادهی ماست!
یکی از دردناکترین نتایج این اختلال شناختی، برخورد سلبی با دستاوردهای میدان است. در طول هفت ماه گذشته، بخش مهمی از اتفاقات و حوادثی که توانست بخشی از معادله فشار را به نفع ایران و محور مقاومت تغییر دهد، بلافاصله توسط بیانیههای رسمی دولت یا بخشهایی از رسانههای داخلی، با برچسب عملیات پرچم دروغین اسرائیل تخطئه شد.
این بدان معناست که دشمن موفق شده است در محاسبات امنیتی ما یک بیاعتمادی عمیق نسبت به کنشهای متهورانه و تغییردهندهی معادلات ایجاد کند. وقتی خود ما هر ضربهی دردآوری به منافع دشمن را کار خود آنها (برای اجماعسازی علیه ما) تفسیر میکنیم، عملاً دست بازوهای عملیاتی خود را برای طراحی سناریوهای خلاقانه و نامتقارن میبندیم. و چرا کسی نمیپرسد که مگر اجماع نساختهای هم مانده که دشمن نداشته باشد؟! اوج اجماع در همین تحریم هوایی رقم خورد، پس در باد خیال خام مقابله با اجماعسازی نباید ماند که دشمن نیازی به اجماع ندارد!
هوشیاری اطلاعاتی لازمهی بقا در خاورمیانه است؛ اما تقلیل دادن استراتژی کشور به فرار از تلههای خیالی، همان نقطهای است که ارادهی مقاومت را عقیم میکند. دشمن با پمپاژ سناریوی پرچم دروغین، یک دیوار شیشهای گرداگرد ذهن تصمیمسازان ما کشیده است؛ دیواری که ما را در حالت دفاع منفعلانه فریز میکند.
در حالی که ما با افتخار در حال اثبات این هستیم که فلان حادثه ما نبوده و نقشه خودشان است، دشمن در حال آمادهسازی برای وارد کردن ضربهی بعدی در اوج اطمینان از احتیاط مفرط تهران است. رهایی از این تله، نیازمند عبور از پارانویای سیستمی و بازگشت به دکترین ابتکار عمل در موازنه تنش است؛ دکترینی که در آن، ما زمین بازی را با اقدامات پیشدستانه تعریف میکنیم، نه آنکه صرفاً از بازی کردن در زمین طراحیشدهی دشمن، اجتناب ورزیم.
@MuhammadAsghari
Post #229
347