TGViewer
محمد اصغری محمد اصغری @muhammadasghari · 437 subscribers
Post #238 91
📌آرش در تئاتر، خشایارشا در توییتر
ملی‌گرایی به مثابه‌ی کاتالیزور تسلیم

(محمد اصغری)

وزیر خارجه آمریکا در ایستگاه آتن، نبرد امروز ائتلاف غرب با ایران را به تقابل تاریخی یونان و امپراتوری هخامنشی گره زد. بلافاصله موجی هماهنگ و حماسی در میان چهره‌های جریان سازش و کارگزاران وفاقی به راه افتاد. فضایی رسانه‌ای آکنده از فخرفروشی به تاریخ ۲۵۰۰ ساله و تحقیر آفتابه‌ای پیشینه‌ی آمریکا.

اما در پس این غلیان احساسات ملی، یک پارادوکس شناختی نهفته: جریانی که برای دفاع از خاکسترهای یک جنگ باستانی یقه می‌درد، دقیقاً همانی‌ست که در برابر تهدیدات عینی، سخت و موجودیتی آمریکا و اسرائیل ، روزه سکوت گرفته. وقتی دشمن رسماً جان رهبری را تهدید می‌کند، آتش در هرمز داغ است و سایه شوم تهاجم مجدد بر سر کشور گسترده شده، این‌ها نه‌تنها خواستار تهدید متقابل نیست، بلکه با التماس از آمادگی برای توافق سخن می‌گوید.

کالبدشکافی این دوگانگی رفتاری، پرده از یک معماری روانی برمی‌دارد؛ جایی که ناسیونالیسم رمانتیک به ابزاری برای پنهان کردن انفعال ژئوپلیتیک تبدیل می‌شود.

در معادلات سخت امنیتی، پاسخ به تهدید وجودی، نیازمند پرداخت مالیات است. اگر دشمن موجودیت شما را تهدید کرد، شما باید ماشه را لمس کنید، کریدورها را ببندید و ریسک درگیری را بپذیرید. جریان سازش که اراده‌ای برای پرداخت این مالیات امنیتی ندارد، از میدان واقعی فرار می‌کند.

در مقابل، لفاظی تمدنی دشمن، یک موهبت برای این‌هاست. دفاع از هخامنشیان در توییتر، نه نیازی به شلیک موشک دارد، نه آمریکا را تحریک می‌کند و نه هزینه‌ای برای شبکه فساد امارات‌معاش ایجاد می‌کند. این یک نبرد شبیه‌سازی‌شده و بی‌خطر است. جریان واداده با پریدن وسط مجادله‌ی تاریخی، فرصت می‌یابد تا بدون شلیک حتی یک گلوله، ژست دفاع از ایران را به خود بگیرد.

این پدیده تنها به مجادلات مجازی محدود نیست. در همین روزها که کشور درگیر فرسایش یک جنگ ۲۰۰ روزه‌ست، استیج‌های نمایشی پایتخت، میزبان تئاترهایی با موضوعات اساطیری با دعوتی‌های کت‌شلواری شده‌اند.

گویی طبقه انتلکتوئل رمانتیک، جنگ را از روی زمین سخت خاورمیانه، به سن تئاتر منتقل کرده تا یک وانموده‌ی جنگی بسازد. در این پارادوکس، برای فداکاری آرش اسطوره‌ایِ روی صحنه اشک ریخته و حماسه سروده می‌شود، اما دقیقاً در همان لحظه، آرش واقعی، یعنی همان اپراتور موشکی، پیرمرد حاضر در خیابان و رزمنده‌ای که ایستاده تا مرزهای ایران را حفظ کند، انکار، تخطئه و به عنوان عامل تنش‌زا محکوم می‌شود! برای این جریان، دفاع از ایران تا زمانی مقدس است که در حد یک کمان چوبی هزاران سال پیش باقی بماند؛ موشک امروز که حافظ بقای همان مرزهاست، در منطق آن‌ها تنش‌زاست.

کارکرد پنهان این حماسه‌سرایی‌های بی‌هزینه، نقش آن‌ها در مکانیسم بیناانفعالی است. جامعه در زیر ضربات و فشارهای دشمن، لبریز از خشم می‌شود و مطالبه‌ی پاسخ، جدی می‌گردد. جریان سازش با ناسیونالیسم رمانتیک، این خشم متراکم را کانالیزه کرده و در تاریکی تئاتر، هشتگ‌های مجازی و مفاخرات در تاریخ‌مانده، کاتارسیس می‌کند و مخاطب، از نظر روانی ارضا و احساس می‌کند که غرور ملی‌اش ترمیم شده و مطالبه برای ضربه‌شست جدی به آمریکا یا اقدام پیش‌دستانه علیه رژیم رنگ می‌بازد. اینگونه است که ناسیونالیسم رمانتیک به مرفینی بدل می‌گردد که درد ناشی از فقدان بازدارندگی میدانی و حتی رتوریکال را تسکین می‌دهد، بی‌آنکه غده‌ی سرطانی دشمن را جراحی کند.

در نهایت، باید از خود پرسید که جریان سازش، چه سودی از این ردای کوروشی می‌برد؟ پاسخ در انباشت سرمایه‌ی نمادین است. این جریان برای پیشبرد پروژه‌ی اصلی خود، یعنی تسلیم گام به گام کشور، نیازمند یک نقاب مشروعیت‌بخش است.

دیالکتیک این گفتمان بسیار بی‌رحم است: غرب با انداختن طعمه‌ی شرق‌شناسانه و توهین به تاریخ، به نخبگان و سلبریتی‌های غرب‌گرای ما پاس گل می‌دهد. این‌ها با پاسخ به روبیو، در داخل کشور ژست میهن‌پرستی می‌گیرند. فردای همان روز، همین جریان نقاب‌دار رو به جامعه می‌کند و می‌گوید: ما که نشان دادیم تا چه حد مدافع اصالت و تاریخ ایرانیم؛ پس حالا به ما اعتماد کنید که می‌گوییم ایران متمدن نیازی به جنگ و درگیری ندارد و باید با واقع‌بینی، بر سر ابزارهای نظامی‌مان تفاهم کنیم!

این یک عملیات شناختی بی‌نقص است. کشاندن رادار محاسباتی یک ملت از روی تنگه هرمز واقعی به سمت تخت‌جمشید تاریخی، بزرگترین پیروزی برای واشنگتن است. طبقه‌ای که ترجیح می‌دهد امکان دفاع واقعی در میدان را با یک دفاع خیالی در تاریخ معاوضه کند، در حال خلع سلاح ذهنی یک ملت در میانه‌ی میدان مین است. ملتی که در اوج یک جنگ موجودیتی، پاسخ تهدیدهای عینی دشمن را تنها با اسطوره‌های در تاریخ‌مانده بدهد، به زودی جغرافیای امروز خود را نیز به تاریخ خواهد سپرد.

@MuhammadAsghari
More from @muhammadasghari
  1. Oct 11, 2026📌 شکاف محاسباتی چرا طوفان‌الاقصی یک ضرورت راهبردی پیش‌دستانه بود؟ (محمد اصغری) این بخش از…
  2. Oct 11, 2026📌 میناب، هیروشیما نیست! (محمد اصغری) هفت ماه از جنایت هولناک آمریکاییِ بمباران مدرسه‌ی شج…
  3. Oct 9, 2026📌مصیبت ۸ اکتبر (محمد اصغری) هفت اکتبر ۲۰۲۳ زلزله‌ای در قلب نظم آمریکایی منطقه بود. سنوار…
  4. Oct 9, 2026🎙فایل صوتی نهصد و هشتاد و هشتمین اپیزود رادیو جدال منتشر شد. 📣 #اپیزود ۹۸۸: ترامپ: تا ان…
  5. Oct 9, 2026📻 #صوت_برنامه 🎙 استاد محمد اصغری 🔻 سنوار چه گفت که شنیده نشد؟ 📆 پنج‌شنبه ۹ مهرماه ماه…
  6. Oct 9, 2026باید زمین بازی را به هم زد #رادیو_سیمافکر محمد اصغری «ما گرفتار گزاره‌هایی شدیم که این گزا…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →