📌زورآزمایی در آسمان
کریدور دبی-تلآویو و احیای بازدارندگی
(محمد اصغری)
تحریمهای اخیر خزانهداری آمریکا علیه ناوگان هوایی ایران و امتناع فرودگاههای منطقه از ارائهی خدمات به پروازهای ایرانی، محاصرهی ژئوپلیتیک کشور را وارد فاز دشواری کرده است. در برابر این تهاجم ساختاری، تقلیل واکنشِ تهران به گلایههای دیپلماتیک یا طرح تهدیدات غیرواقعبینانه و (صدالبته متاسفانه) ناممکن مبنی بر ناامن کردن کل فرودگاههای منطقه، بازی در زمین محاسباتی دشمن است.
در دکترین بازدارندگی نامتقارن، هنگام انسداد شریانهای حیاتی، باید سوزنِ پرگارِ تهدید را دقیقاً روی نقطه درد شبکهی متخاصم قرار داد. خط هوایی دبی-تلآویو تنها یک نمونه کلیدی از دهها اهرم فشار عینی، مؤثر و در دسترس ایران است که معالاسف ارادهای برای فعالسازی آن وجود ندارد. برای درک چرایی این انفعال، باید همزمان به مختصات راهبردی این کریدور و اقتصاد سیاسی حاکم بر تصمیمات داخلی نگاه کرد.
رژیم صهیونیستی به دلیل جنگ و ناامنی در مرزهای زمینی خود، عملاً یک جزیره اقتصادی است. شریان حیات این جزیره، نه فقط برای جابهجایی شهرکنشینان بیجای فرنگنشین، که برای زنده ماندن صنعت هایتک به عنوان موتور محرک اقتصاد اسرائیل و جاذب سرمایههای خلیج فارس و جابهجایی کالاهای استراتژیک، وابستگی مطلقی به امنیت فرودگاه بنگوریون و خطوط هوایی امن نظیر کریدور دبی دارد.
حساسیت مهلک و آستانه درد پایین این رژیم در برابر امنیت هوانوردی، در حادثهی امروز به نمایش درآمد. مخابرهی کدهای اضطراری و امنیتی در پرواز شرکت فلایدبی به مقصد تلآویو و فرود اضطراری آن در عربستان، یک شوک روانی در افکار عمومی اسرائیل ایجاد کرد؛ تا جایی که نتانیاهو برای یک حادثهی داخل پروازی، فوراً جلسه اضطراری امنیتی تشکیل داد. این واکنش سراسیمه نشان میدهد که اختلال در کریدور سازش، تا چه حد میتواند سیستم عصبی-اقتصادی صهیونیستها را تحریک کند.
نکته عجیبتر این پرواز که ماهیت اصلی پروازهای به ظاهر غیرنظامی رژیم را نشان میدهد و پالسی بسیار نگرانکننده برای ایران است، اذعان منابع اسرائیلی به این نکته است که در پرواز فوق، یک گروه از خلبانان نظامی اسرائیلی که برای تمرینهای هوایی در امارات بودند، حضور داشتند. این یعنی اولا اسرائیل از این پروازها برای جابهجایی نیروهای نظامی استفاده میکند و ثانیا رژیم در امارات، در حال تمرین هوایی است!
در اوج همین محاصرهی هوایی علیه ایران، و در روزهایی که ماشین جنگی رژیم در حال پیشنوازی برای خون دوباره است، نتانیاهو در یک سفر ویژه با هواپیمای اختصاصی به ابوظبی میرود، ساعتها با بن زاید دیدار میکند و در کمال امنیت به تلآویو بازمیگردد. نکته فاجعهبار اینجاست که حتی با وجود افشای خبر این سفر در زمان حضور نتانیاهو در خاک امارات، هیچ سایهای از تهدید یا ناامنی بر سر هواپیمای او و کریدور هوایی میزبانش سنگینی نکرد. قاتل رهبران مقاومت در بیخ گوش ما و در آسمانِ همسایگان ما در امنیت مطلق پرواز میکند، اما پروازهای مسافربری ایران از نشستن در فرودگاههای همسایه محروم میشوند!
اما پرسش اساسی این است: چرا ایران از این اهرم فشار و دهها اهرم مشابه دیگر برای برهم زدن موازنه استفاده نمیکند؟ پاسخ را نباید در فقدان توانمندی نظامی یا اطلاعاتی جستجو کرد؛ بخشی از ریشهی این فلجِ راهبردی در اقتصاد سیاسی و شبکهی درهمتنیدهی منافع در داخل کشور نهفته است.
خط هوایی دبی-تلآویو و منافع شیوخ امارات، توسط یک دژ مستحکم داخلی به نام لابیهای اقتصادی امارات در ایران و خط فساد تهران-دبی محافظت میشود که بقا و سود خود را در گرو حفظ امنیت مطلق برای امارات میبینند.
هرگاه روی میز تصمیمسازان گزینهای برای ضربه زدن به منافع امارات مطرح میشود، این لابیهای قدرتمند پنجرههای اقدام را با قاطعیت میبندند. در واقع، این جریان فاسد و منفعتطلب، دست نظامی و امنیتی ایران را از پشت میبندد و امنیت اقتصادیِ دبی و به تبع آن تلآویو را بر بازدارندگیِ ژئوپلیتیک ما ارجحیت میبخشد.
مختل کردن رسمی- اعلامی یا غیررسمی- اعمالی کریدور هوایی دبی-تلآویو و تحمیلِ هزینه به شرکای منطقهای رژیم، یک پاسخ کاملاً متناسب در برابر تحریم هوایی ایران است؛ اما عملیاتی شدن این گزینهها، پیشنیازی تلخ و حیاتی دارد: عبور از سد لابیهای اقتصادی.
ما نمیتوانیم در یک جنگ موجودیتی با محور غربی-صهیونیستی درگیر باشیم، اما همزمان، شریانهای اقتصادی خود را در مدلی کاملا ربوییهودی به شریک اول صهیونیستها در خلیج فارس گره بزنیم. تا زمانی که تیغ ارادهی ملی، شبکهی فساد تهران-دبی را قطع نکند، اهرمهای فشار بینظیر ما یکی پس از دیگری در بایگانی محافظهکاری خاک خواهند خورد و آسمان منطقه، جولانگاه امن قاتلان و قفس پروازهای ایرانی باقی خواهد ماند.
@MuhammadAsghari
Post #228
218