📌 تله پنجره خروج
(محمد اصغری)
یکی از مهلکترین خطاهای محاسباتی که امروز در محافل تصمیمگیر کشور رسوب کرده و جریان موسوم به «وفاق» نیز با ولع در حال پمپاژ آن است، ضرورت ساختن پنجره خروج برای ترامپ است. این شبهتئوریِ سازشکارانه مدعی است که ترامپ و ماشین نظامی آمریکا تحت فشارهای انتخاباتی یا داخلی، به دنبال راهی آبرومندانه برای خروج از بحران هستند و ما نباید با افزایش تنش و استفاده از اهرمهای سخت، اراده آنها را برای جنگ تحریک کنیم!
نتیجه این انجماد پارادایمی، چیزی جز خلع سلاح ارادی ایران، تمرکززدایی از اهرمهای بازدارندگی و باز گذاشتن دست دشمن برای تحمیل جنگهای ویرانگر ۴۰ روزه و ترور رهبران نبوده است.
در این میان چند نکته حائز اهمیت است:
۱. کوری استراتژیک نسبت به عقبه اقتصاد سیاسی ترامپ
کسانی که با توهم بازگشت به مذاکره و چشم دوختن به انتخابات کنگره به دنبال رام کردن واشنگتن هستند، هیچ درک و شناختی از عقبه سیاسی ترامپ ندارند. روی کار آمدن ترامپ، صرفاً یک تغییر سلیقه انتخاباتی در افکار عمومی آمریکا نبود؛ بلکه خروجی یک کودتای درونگروهی و زلزله سیاسی در عمق لابیهای صهیونیستی بود. غلبهی طیف افراطی امثال شلدون آدلسون، سینگر و فالیک بر طیف دموکرات و سازشکارِ لابی یهود (که قتل جفری اپستین تنها یک عارضه ظاهری از این تسویه حساب بود)، نشاندهنده یک تغییر دکترین اساسی است.
ترامپ صرفاً مجری و پیمانکار یک آرزوی ۳۰ ساله صهیونیستی برای غلبه مطلق بر منطقه و نابودی کامل اهرمهای قدرت ایران است. برای این جریان که ایدهی استفاده از بمب اتم علیه ایران را علناً تئوریزه میکند، محاصره کامل و فروپاشی ما یک هدف راهبردی است، نه یک تاکتیک قابل مذاکره. در برابر چنین ماشین وحشی و هدفمندی، جستجوی پنجره خروج برای دشمن، چیزی جز خودکشی محض نیست.
۲. عملیات شناختی دشمن و پالسهای مرگبار انفعال
دشمن با درک این خطای راهبردی در تهران، یک عملیات شناختی تمامعیار را بر اساس دکترینهای نظامی خود کلید زده است. آنها از یک سو با مانور جنگندهها و ارسال پیامهای واسطهای عربی، سیگنال ارعاب میفرستند و از سوی دیگر، توهم امکان دیپلماسی را زنده نگه میدارند تا دستگاه محاسباتی ما را دچار فلج تصمیمی کنند.
متأسفانه دستگاه دیپلماسی ما دقیقاً در همین تله افتاده است. در شرایطی که رژیم صهیونیستی و آمریکا در اوج کمبود مهمات پدافندی قرار دارند، آقایان به جای تصاعد بحران، سیگنالهای مرگبار ضعف مخابره میکنند: از مصاحبههای التماسگونه رئیسجمهور با فاکسنیوز (برای آرام کردن بازار هدف ترامپ)، تا شرکت خارج از عرف در جشن ملی سعودی، مماشات در برابر خباثتهای امارات و کاهش تنش در بابالمندب. این رفتارها به واشنگتن ثابت میکند که پس از ترور رهبر شهید، که سد اصلی در برابر واگذاری اورانیوم غنیشده بود، بخش مهمی از جریان قدرت در تهران فاقد اراده برای استفاده از اهرمهای بازدارنده است.
۳. هدر رفتن اهرمهای ژئوپلیتیک؛ از خلیج فارس تا بابالمندب
فاجعهبارتر از انفعال دیپلماتیک، هدر دادن اهرمهای فشار کشور در روز روشن است. مسدودسازی تنگه هرمز وقتی فاقد هدفگذاری کمّی (مثلاً رساندن کف قیمت نفت به عددی مشخص) باشد و تهدیدات متناظری برای تحقق آن اعمال نشود، به یک مانور واکنشی و بیاثر تقلیل مییابد.
ما به جای طراحی عملیاتهای دستاورد-محور (نظیر از کار انداختن کامل یک فرودگاه تا زمان تحقق هدف)، به شلیکهای واکنشی، محدود و صرفاً برای ارسال اخطار بسنده کردهایم. وقتی نفتکش ما در ۸۰ کیلومتری چابهار مصادره میشود و اقدام متناسب و دردآوری صورت نمیگیرد، یا خطوط قرمز پروازی برای شکار هواگردهای دشمن پیش از رسیدن به مرزها تعریف نمیشود، دشمن مطمئن میشود که ارادهای برای حفظ ابتکار عمل در موازنه تنش وجود ندارد.
اما نکته آخر؛ تلهی پنجره خروج همان سرابی است که ماشین نظامی و امنیتی ما را درگیر خطای محاسباتی کرد و راه را برای جسارت دشمن در ترور و جنگ پیشدستانه هموار ساخت. پرواضح است تنها راه توقف این ماشین کشتار، عبور از محافظهکاری است.
بازدارندگی با التماس و ترحمخریدن ساخته نمیشود؛ بازدارندگی نیازمند تعریف خطوط قرمز خشن و بیبازگشت همانند انهدام لولههای انتقال نفت منطقه در برابر هرگونه تجاوز به منافع ما، فعالسازی هستههای مقاومت بینالمللی برای شکار بانیان ترور رهبرانمان، و تغییر استراتژی به سمت تولید حداکثر تلفات انسانی و اقتصادی برای دشمن است. تا زمانی که این نگاه تهاجمی جایگزین توهم دیپلماسی و مماشات نشود، این انفعال، تنها فرش قرمزی برای جنگ و محاصرههای سنگینتر فردا خواهد بود.
@MuhammadAsghari
Post #225
171