📌 آقای قالیباف، چه خبر از نظم جدید منطقه؟
کالبدشکافی یک رویافروشی
از اخراج آمریکا تا محاصره هوایی
(محمد اصغری)
آسمانِ منطقه به روی پروازهای ایران بسته شده است؛ این صریحترین و بیرحمانهترین پیامِ واقعیت در برابر ادعاهای پرطمطراق سیاستمدارانی است که در ماههای اخیر، افکار عمومی را با ادعای نظم جدید منطقهای بمباران کردهاند. در حالی که رئیس مجلس، در توییتها و مصاحبههای متعدد از شکلگیری ترتیبات جدید امنیتی با مشارکت همسایگان سخن میگفت و نوید میداد که کشورهای منطقه از آمریکا ناامید شده و به آغوش ائتلاف با تهران پناه آوردهاند، واقعیت میدانی سیلی سختی به این خوشخیالی راهبردی نواخت. همسایگانی که قرار بود پایههای این نظم جدید باشند، امروز نشان دادند که حتی اختیار یک برج مراقبت و باند فرودگاه در خاک خود را مستقل از اراده واشنگتن ندارند.
ساختن کلانروایتِ موهومِ دست یافتن به نظم جدید منطقه، یک خطای محاسباتی ساده نبود؛ بلکه کارکردی کاملاً مهندسیشده برای سرپوش گذاشتن بر یک انفعالِ بزرگتر داشت. جریان حاکم بر تصمیمسازیهای سیاست خارجی، برای فروختنِ تفاهم اسلامآباد به افکار عمومی ایرانی، نیاز به خلق یک پیروزیِ تمامشده داشت؛ حال آنکه ایران تنها در گامهای اول ولی مهم حرکت در مسیر پیروزی اصلی قرار داشت. آنها باید به بدنه انقلابی و جامعه میباوراندند که ما در حال تثبیت نهایی یک پیروزی بزرگ هستیم و هژمونی آمریکا در منطقه فرو ریخته است، تا از این طریق، امرِ دفاعِ سخت را جمع کنند، خشم عمومی از انفعال را تخدیر نمایند و به روند مذاکرات اعتبار ببخشند. آقای قالیباف و ستاد انتخاباتی بیست سالهاش با تکرار ادعای مشارکت با همسایگان برای امنیت، عملاً به تسهیلگر این فریب راهبردی تبدیل شدند.
فاجعه اصلی اما در لایههای پنهان این ادعاها رخ داد. به بهانه همین ترتیبات امنیتی جدید و توافق اسلامآباد، عملاً شبکهی قدرت و عمق استراتژیک ما در منطقه به سمت نوعی انضباط تحمیلی و محدودیت سوق داده شد. تحت عنوان زیبای کمک به ثبات و هماهنگی منطقهای، دست بازوهای عملیاتی میدان از بغداد تا بیروت برای اقدام مستقل و خارج از چارچوبهای کنترلشده، تا حد قابل اعتنایی محدود شد. در واقع با ایده خاماندیشانه همکاری با همسایگان، ناخواسته با روند تحدید و تجمیع توان متحدان همراهی کردند تا آرامش منطقه حفظ شود؛ آرامشی که مطلقاً در خدمت تثبیت هژمونی آمریکا و امنیتl متحدان واشنگتن بود، نه به نفع محور مقاومت.
این رویکرد، دقیقاً ورود به منجلاب برجام منطقهای است. ایده خطرناکی که تصور میکند میتوان با دولتهای کاملاً وابسته به ساختار امنیتی آمریکا، ائتلاف مستقل منطقهای ساخت. موفقیتهای نسبی و ارزشمند ما در تقابل با آمریکا، هرگز به معنای فروپاشی ساختار اقتدار واشنگتن در غرب آسیا نبوده است. آمریکا منطقه را تخلیه نکرده، بلکه در حال گذراندن یک سنتز است؛ رژیم تروریستی آمریکا با پوستاندازی و تطبیق دادن خود با شرایط جدید، در پی آن است تا سلطه ساختاریاش را از طریق همین همسایگان به ظاهر دوست ما، تعمیق و تثبیت کند.
مشکل آقای قالیباف و همفکرانش جایی است که حتی غنایم یک جنگِ برده را هم باز در داخل چارچوبی آمریکایی جستجو میکنند. قالیبافها مردان پیروزی بزرگ نیستند، چون اساسا امکان اندیشیدن و طراحی فراتر از نظم استعماری مستقر را ندارند.
النهایه طراحان این ادعای دکترینال باید پاسخ دهند: کشوری که اختیار آسمانش در دست سنتکام است و اقتصادش با یک تلفن خزانهداری آمریکا قفل میشود، چگونه میتواند شریک استراتژیک ما در نظم جدید باشد؟ تقلیل دادن مفهوم ژئوپلیتیک به چند لبخند دیپلماتیک و عکس یادگاری، نتیجهای جز خلع سلاح استراتژیک ایران ندارد. نظمی که در آن آسمان به روی ما بسته باشد و میدان مقاومت به اسم مصلحت دولتها محدود شود، نظم جدید نیست؛ همان نظم کهنهی آمریکایی است که اینبار با دستخط و امضای دیپلماتهای خودمان در حال تثبیت است.
@MuhammadAsghari
Post #224
282