***افزونهای بر:
🖋
پدیده نوسکولاریسم در حوزه علمیه | قسمت اول: بنیادها
پس از انتشار یادداشت «
نوسکولاریسم در حوزه علمیه»، این نگاشته کوتاه با واکنشهای مختلفی مواجه شد که در اینجا تلاش میشود با روشنگری بیشتر، پارهای از ابهامات را بزداید:
۱. نوسکولاریسم یک یادداشت است و نه یک مقاله مستند علمی و از این رو انتظار نمی توان داشت که به تحلیلهای زمینهای و ساختاری و ارائه تعریفها و استدلالها بپردازد؛ این یادداشت میخواهد از یک حرکت حساس در حوزه علمیه شیعه پرده بردارد و مجال گفت و گو بر سر این راه و رویه را باز کند. از این رو، بی آن که بخواهد به مصادیق مشخص اشاره کند، تلاش میکند که ریشهها و پیشینههای این جریان را بازنماید و از آنجا، به منش و رویکردی که جسته و گریخته در بیان و بنان این گروه نمود مییابد، فهرستوار اشاره کند.
این یادداشت به همراه دو یادداشت بعدی که از بیمها و بایستهها سخن خواهد گفت، تنها درآمدی بر گفتوگوهای دقیقتر آینده است و از این رو، نویسنده صادقانه و بدون مجامله به بیان برداشت خود میپردازد و توصیف و تجویزهای خویش را به روشنی و بدون دستکاری با خواننده در میان میگذارد.
۲. دسته بندی های سیاسی در ایران را به هیچ روی نباید با رویکردهای فکری و اعتقادی اشتباه گرفت و از این رو، یادداشت یادشده هرگز به جبهه سیاسی خاصی توجه ندارد. بی گمان در هر دو یا چند جریان سیاسی کشور، شخصیتهائی با عقاید و اندیشه های مختلف میتوان یافت و بنابراین داوریهای فکری را کاملا با معیارهای معرفتی و به دور از تعلقات سیاسی باید انجام داد.
۳. حوزه علمیه در طول دهههای گذشته، از جنبه گستره موضوعی و دانشی و تنوع رویکردی و روششناختی، به فرارَوی از حوزههای تنگ گذشته خیز برداشته و به فراخناکی فزونتری در افق دید دست یافته که این مهم نه تنها باید محترم و مغتنم شمرده شود، بلکه در فراگستری و همافزائی آن تلاش مضاعف صورت گیرد.
از این رو، نگاشته نوسکولاریسم نه تنها باب پرسشگری و نقد علمی را در هیچ یک از حوزههای معرفتی نمیبندد بلکه حوزههای علمیه را آشیانه چنین نقد و نظرهائی می داند. بنابراین نوسکولاریسم نه بر هر گونه اصلاحگری و تجدیدگرائی، بلکه بر گرایشی که راه به سکولاریسم در معنای امروزین آن میبرد، اطلاق می گردد.
۴. به همین سان، باید گفت که در دهههای اخیر، موسسات آموزشی و پژوهشی گوناگون با تنوع در رشتههای علمی و رویکردی، در متن و حاشیه حوزه، پدید آمدهاند که میتواند نویدبخش افق تمدنی گستردهای برای جامعه ایران باشد و حوزه علمیه شیعه را به یکی از درخشانترین دوره های تاریخی خود نزدیک کند.
بنده شاید از معدود کسانی بودهام که در طول چند دهه گذشته با عمده مراکز یادشده علی رغم اختلاف جدی و فاحشی که با یکدیگر داشتهاند، با افتخار همکاری داشتهام و علی رغم دیدگاههای شخصی، ولی هرگز تقابل و تخریب هیچ یک از این نهادهای علمی و آموزشی را برنتافتهام.
۵. اینها را گفتم تا تاکید کنم که حساب یک جریان فکری که به نام «نوسکولاریسم» خواندهام، از همه این تلاشهای مبارک جداست و لزوم جداسازی این حرکت را از هر تلاش علمی قاعده مند باور دارم. در یادداشتهای بعدی خواهم گفت که اساسا مشکل این جریان برای امروز و فردای حوزه و تشیع از همین جا شروع میشود که رسما پایبند هیچ برنامه تاسیسی یا تکمیلی علمی نیست و طرحی برای تقویت و تحکیم بنیادهای دینی و حوزوی ندارد.
تاکید کنم که در این یادداشت به هیچ روی با اندیشه سکولاریسم به عنوان یک رویکرد فلسفی یا اجتماعی کاری ندارم، بلکه به جریانی که نام آن را «نوسکولاریسم »نام نهادهام و موطن آن را حوزههای کنونی میدانم، عطف توجه شده است.
این جریان از آن رو که به سکولاریته معاصر ایرانی نَسَب میبرد و ایدههای مرکزی خود را از آنان وام میگیرد، به سکولاریسم منسوب شده است و از آنجا که به دلیل تعلقات ظاهری یا واقعی، به سنت شیعی گره خورده است، از آشکارگوئی طفره میرود و یا واقعا دچار یک پارادوکس درونی میشود و از این رو ملغمهای از سنت و تجدد و یا ارزشگروی و عرفیگرائی میسازد و دردمندی و بیتفاوتی به سرنوشت شیعه و حوزه را یکجا به نمایش میگذارد. این پدیده به دلیل اثرپذیری از جریانهای تجددگرا و زاویهگیری با معارف بنیادین شیعه و نیز به دلیل فقدان رویکرد سازنده و اصولی و گرایش به نقد و سایش ارزشهای عمیق الهیاتی، از ویژگیهای انحصاری برخوردار است که آن را از سایر نوگرائیهای معاصر جدا میکند.
همین جا بگویم که از نظر بنده، بین نوسکولاریسم با نواندیشیِ دردمند، دانشپایه و دلنگران از آینده تشیع و حوزه، فرقهای فراوانی وجود دارد که از قضا، یکی از اهداف بنده در این نگاشتهها، فاصلهگذاری میان این دو طیف و جلوگیری از پناه گرفتن نوسکولاریسم در پشت جریانهای نواندیشانه حوزوی است.
➿ادامه دارد ➿