➿ادامه افزونهای بر پدیده نوسکولاریسم در حوزه علمیه | قسمت اول: بنیادها
۷) نقد امامت الهی و تردید در ادله امامان اثنی عشر و خدشه در دو شرط مهم امامت یعنی عصمت و علم ویژه اهلبیت علیهم السلام و شک پراکنی در مورد ارکان ماورائی مهدویت و امام مهدی عجل الله فرجه همچون تولد و غیبت و رویدادهای عصر ظهور، از جمله مضامین مشترک در سکولاریته ایرانی از عصر مشروطه تاکنون است.
چنان که پیداست، این اصول و پارهای دیگر، با ارکان اندیشه تشیع و اتفاق عالمان شیعه از قدیم و جدید (از فقیه و متکلم و فیلسوف) در طول تاریخ سرناسازگاری دارد و از این رو، حضور نوسکولاریسم در حوزه علمیه یک پارادوکس یا دوگانه ناساز است.
مشکل نوسکولاریسم حوزوی این است که برخلاف روشنفکران، پائی در اسلام و تشیع دارد و سری در آستان این اندیشهها میپروراند. بحران فکری، سرگشتگی روششناختی و در نتیجه فقدان برنامه روشن برای اصلاح دانش و هویت حوزه از همین جا برمی خیزد و به دلیل این دوگانهگرائی در هویت و اندیشه است که از ایفای نقش مثبت و سازنده در پایگاه روحانیت شیعه بازمی ماند.
رویکرد انتقادی و تخریبی نوسکولاریسم نیز درست از همین نقطه برمیخیزد. در حالی که سکولاریسم با پیشنهاد پروژه تجدد در جامعه ایرانی به رنگ و تجربه غربی پا به پیش میگذارد، ولی نوسکولاریسم حوزوی، از یک سرگردانی و بیعملی عمیق در پروژه اصلاحی خود رنج میبرد. این گروه برای تحول جامعه ایرانی همسو با سکولاریته میداند که دین و دانشهای دینی، درمانی برای زخم انسان مدرن نیست و از این رو باید با سنت و گذشته بستیزد و اعتراض کند، ولی در همان حال، به دلیل تنافی بنیانهای سکولاریته با مکتب و سنت، از ورود به ارائه طرح تجددگرایانه با رنگ و لعاب دین محروم میماند.
به همین دلائل و شواهد است که این جریان علی رغم چالشگری در مسیر رشد حوزه شیعه، ولی همچون اسلافش در دهههای پیشینتر، توان همزیستی با دانشها و اندیشههای شیعی را ندارد. از این رو بر این باورم که نوسکولاریسم در آینده حوزه علمیه شیعه جایگاهی نخواهد داشت.
۹. گفته اند که یادداشت بنده به اتهام پراکنی و برچسبزنی روی آورده و با ادبیات تند به استقبال سکولاریسم حوزوی رفته است. نخست باید دانست که واژههائی چون «سکولاریسم» یا «روشنفکری» یا «مدرنگرائی» هرگز اتهامزنی نیست بلکه عناوینی است که صاحبان اصلی این ایدهها خود برگزیدهاند و بدان افتخار میکنند و البته هر کدام تعریفی برای آن برگزیدهاند. این که نوسکولارها در حوزه از چنین عنوانی تحاشی دارند و آن را فحاشی میدانند، از همان روست که به دلیل چهره دوگانه نمیتوانند خود را در آن ساحت مستقر کنند و یا از نمایان شدن بدین نام و نشان می گریزند. اما تعابیری چون «آوارگی فکری» و «سردرگمی روششناختی» را به معنای لغوی آن گرفتهام و در بالا نیز نشان دادم که چگونه این افراد در میانه مبانی مختلف و در رویاروئی با روشها و رویّههای گوناگون، در حال رفتوآمد هستند.
۱۰. در پایان از دوستانی که به جای کلی گوئی یا اتهامپراکنی، به اصل موضوع وارد میشوند و درباره هستی یا چیستی جریان نوسکولاریسم حوزوی سخن میگویند، با هر نگاهی که دارند، حرمت میگذارم. بسیاری از حاشیهها که به بنده رسید نشان از ناآگاهی نسبت به اصل موضوع که یک امر تخصصی است، داشت و برخی دیگر از همسوئی -هر چند ناآگاهانه - نسبت به رویکرد سکولاریته معاصر خبر می داد. مهم نیست که دوستان از چه زاویهای سخن میگویند و به چه مرام و آموزهای باور دارند، مهم این است که اگر وارد این میدان میشوند، پیشاپیش متن را با دقت بخوانند و به گزارههای متن تا اندازه امکان، بدون توجه به گرایشها و حب و بغضها نقض و ابرام کنند.
والله هو من وراء القصد
محمدتقی سبحانی – آذرماه ۱۴۰۴
🌐https://sobhanimt.com
📲@mtsobhani
Post #3318
556