💡
عقل و اخلاق (۷)
معقول ثانی نبودن مفاهیم اخلاقی
📝 تقسیم معقولات به اولی و ثانی، از دستاوردهای دستگاه فلسفی اصالت ماهیت است. نمیتوان پذیرفت که اصیلترین مفهوم، یعنی «وجود»، از امور اعتباری مانند «ماهیت» استخراج شود.
📝 بنابراین، وجود بهعنوان معقول اولی شناخته میشود که مفاهیم ماهوی دیگر از آن به دست میآیند. در تبیین وجود، فیلسوفانی مانند ابنسینا مسیری را پیمودهاند که در نهایت به این نتیجه میرسد: اگر کسی وجود خارجی را نپذیرد، باید با تجربهای ملموس، مانند احساس درد (از طریق زدن مثلا)، به درک وجدانی آن هدایت شود تا حقیقت وجود را دریابد.
✅ اما دیدگاه مختار این است که عقل، همانگونه که محسوسات را درک میکند، در ظرف ادراک حقیقت معقول نیز قادر به درک معقولات است.
📝 عقل دارای قوهای است که با مواجهه با موطن وجود، حقیقت وجود را کشف میکند. این قوه به عقل امکان میدهد موجود را در ظرف موجودیت و عدم را نیز در همان ظرف وجود ادراک کند. بهبیان دیگر، عقل بهمحض درک وجود، بهطور همزمان درمییابد که وجود، طارد عدم است.
📝 درباره احکام عملی نیز همین قاعده صدق میکند. درک عدالت توسط عقل، در همان ظرف واقعیت خارجی رخ میدهد. هنگامی که عقل عدالت را ادراک میکند، جزئیات عدالت را نیز در همان لحظه درک میکند، بدون اینکه ابتدا به مفهوم کلی تبدیل شود و سپس مورد ادراک قرار گیرد.
📝 برای مثال، فردی که در خیابان شاهد زورگیری است، ظلم را در همان لحظه بهصورت حقیقتی عینی درک میکند، حتی اگر تعریف مفهومی دقیقی از آن نداشته باشد.
📝 بنابراین، دیدگاه صائب این است که عقل در ظرف حقیقت، اوصاف و احکام اخلاقی را کشف میکند. اگر عقل نتواند تمامی ویژگیهای یک فعل ارادی را بهطور کامل درک کند، نمیتواند به آن فعل حکمِ حسن یا قبح نسبت دهد.
🌐
https://sobhanimt.com 📲
@mtsobhani