TGViewer
𝐌𝐨𝐜𝐡𝐢 𝐛𝐨𝐲 𝐌𝐨𝐜𝐡𝐢 𝐛𝐨𝐲 @mouchiboy · 130 subscribers
Post #4582 244
تکیه داده بود به نرده‌های کنار خیابون.
نمی‌دونست چقدر بود که بارون می‌بارید، اما تعداد رعد و برق‌هایی که آسمون رو توی شب روشن کرده بودن رو خوب حفظ بود.
تمام تنش از بارون خیس شده بود، اما اهمیتی نداشت؛ ذهنش داشت به آتیش می‌کشیدش.
فندک زیپوش رو از جیبش درآورد و بین صدای رعد و برق‌هایی که می‌زد، افکارش رو با باز و بسته کردن در زیپوش کنار هم می‌چید.
چشماش خسته بودن، اما هنوز صبر کرده بود تا بتونه آرامش زندگیش رو به دست بیاره؛ حتی اگه به قیمت تموم شدنش توی این راه بود...
رعد و برقی زد و انگار برق خشم، بین تمام صبرهاش، توی چشماش هم معلوم شد. قرار بود خشمش رو اندازه‌ی تمام سختی‌هایی که توی این راه کشیده بود، مهار کنه.
نگاهی به دستاش انداخت؛ دستایی که بارها از خشمی که نتونسته بود جلوش رو بگیره، کبود شده بودن و خودش رو ترسونده بودن.
این دفعه نباید می‌ذاشت خشمش برنده بشه. باید با صبر و منطق پیش می‌رفت.
شده بود آسمون؛
صبرش بارون بود،
خشمش رعد و برق،
و ابرهاش منطق...
یه منطق سیاه.
  • 💘 5
More from @mouchiboy
  1. Oct 8, 2026اینو ببینیدد
  2. Oct 8, 2026video post
  3. Oct 8, 2026-
  4. Oct 8, 2026document post
  5. Oct 8, 2026𝙋𝙤𝙬𝙚𝙧 𝙙𝙧𝙚𝙨𝙨𝙚𝙙 𝙞𝙣 𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 🍸
  6. Oct 8, 2026پاکش کنم؟
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →