تهیونگ در مواجه با واکنش کوک؛ با صراحت لب زد که چشمهاش ریز شده بود و اخم کمرنگی روی پیشونیش نقش بسته بود و بخاطر منظرهی تحریک کنندهای که از بالا میدید و از پوزیشنهای مورد علاقهاش برای بلوجاب شدن عضوش توسط کوک محسوب میشد، زبونش بیاراده روی لبهاش چرخید و خیسشون کرد و بخاطر درد و لرزش عضوش توی باکسرش هیس آرومی کشید! دیدن جونگکوک توی اون موقعیت که مقابلش به زانو افتاده و بیتاب و بیقرار؛ نالههاش رو زیر کرواتش مخفی میکنه، باعث شده بود عضوش سختتر از قبل بشه و حالا خیس شدن باکسر جذب و تنگش رو که قطرههای پریکامش علت و باعثش بود، به وضوح حس میکرد!:
_باید یکم دیگه طاقت بیاری تا اون عکس کوفتی رو بگیریم و بعد بریم توی ماشین!
_لعنت بهت .. دارم میگم .. نمیتونم-
جونگکوک به سختی در حالی که نفس نفس میزد؛ بدون وقفه لب زد و دستش رو روی عضو دردناک و تحت فشارش گذاشت و بیوقفه مالشش داد که پشت سوند و باکسر جذب و شلوارش گرفتار شده بود و تهیونگ اما فورا؛ فرصت رو غنیمت شمرد و با سر زانوش به سینهی جونگکوک که نیپلش همچنان تحت فشاره گیره بود؛ ضربه زد و با تحکم جواب داد:
_میتونی؛ باید بتونی!
بعد از نالهی تحریک کنندهی بلند کوک، گوشهی لب پایینش رو به دندون گرفت و ادامه داد:
_بخاطر من یکم دیگه تحمل کن ..
مکثی کرد و بعد از برداشتن زانوش از روی سینهی کوک، در کسری از ثانیه به ساید ملایمش برگشت و به سختی به زبون اورد:
_لطفا بیب؟
جونگکوک که همیشه روی درخواستهای ملایم تهیونگ نقطه ضعف داشت و کمتر مواقعی این ساید رو ازش میدید، بیاراده و ناباورانه لب زد:
_الان داری ازم درخواست میکنی تا مقاومت کنم؟!
_آره!
تهیونگ بلافاصله با اطمینان و قاطعیت جواب داد و اضافه کرد: ازت میخوام یکم دیگه صبر کنی، برای همچی! از جمله دیک لعنتی من تو خودت و بعد برام بیای؟
جونگکوک که متوجهی شرایط وخیم تهیونگ که کاملا مشابه خودش بود؛ شده بود و میخواست از این فرصت نهایت استفاده رو ببره، به زحمت روی پاهاش ایستاد و با چسبوندن و فشار دادن برآمدگی شلوار خودش به عضو سخت شدهی تهیونگ و قلاب کردن دستش دور گردن پسر بزرگتر، با تخسیِ همیشگیش پرسید:
_چطوره اینطوری مقاومت کنم؟
_فاک بهت جئون جونگکوک، الان موقع تلافی کردن نیست، هست؟!
تهیونگ بلافاصله؛ با مخفی کردن نالهی مردانهاش نالید و بخاطر حرکت جسورانه و فوق تحریک کنندهی جونگکوک که باعث درد بیش از حد عضو تحت فشارش شد، با اخم پررنگی به کوک خیره شد و جونگکوک اینبار مماس با لبهای تهیونگ در حالی که خمار به همون نقطه نگاه میکرد، با لحن دستوری گفت:
_پس منو ببوس و تا در اتاق بغلم کن، تا بتونم تحملش کنم؟
همزمان با پوزخند تخسی یک تای ابروش رو بالا انداخت و بخاطر نفسهای سریع و صدادار تهیونگ؛ پوزخندش تبدیل به نیشخند دندونمایی شد و ترکیب هرم داغ نفسهاش؛ با نفسهای پر حرارت تهیونگ؛ باعث شد حس کنه باکسرش هر لحظه حتی با وجود سوند خیستر میشه:
_فرصت طلب لعنتی!
تهیونگ متقابلا همراه با نیشخندی گفت و بعد از بوسهی خشنی به لبهای خطیِ موردعلاقهاش، جثهی نسبتا سنگین و عضلهای جونگکوک رو با تمام قدرت؛ براید استایل بغل کرد و همچنان که درگیر زبون سرکش جونگکوک داخل دهنش بود، به طرف در اتاقِ کنفرانس حرکت کرد؛ تا زودتر بعد از اون عکسبرداریِ اجباری، بتونه توی ماشین میک لاوِ هیجان انگیزشون رو شروع کنه!
" پارت 5 ، پایان "