☰
💎 نحو | نحو تطبیقی
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
Haegeman (1994: 67):
►1. Maigret believes [that the driver is innocent].
►2. Maigret believes [the driver to be innocent].
►3. Maigret believes [the driver innocent].
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
● فعل «believe» در نمونههای بالا، سه نوع مفعول (موضوع درونی) متفاوت پذیرفته است. مفعول این فعل در نمونهٔ اول، یک بند پیروِ خودایستاست که مشخصههای دستوری زمان و شخصوشمار دارد. در نمونهٔ دوم، مفعولِ فعل یادشده، یک بند ناخودایستاست و صورت «be» هیچیک از دو مشخصهٔ زمان و شخصوشمار را ندارد. در نمونهٔ سوم بند وابسته هیچ فعلی ندارد و صرفاً رابطهای فاعلی ــ محمولی را بازتاب میدهد.
● اصحاب دستور زایشی، حَفِظَهُمُ اللَّهُ، سازهٔ درون قلاب را در نمونهٔ اول بند متمم میخوانند؛ نمونهٔ دوم را بند حالتنمایی ناروال مینامند؛ و به نمونهٔ سوم خردهبند میگویند. میدانیم که از سه الگوی ساختاری بالا، دستکم دو الگوی آن در فارسی یافت میشود: نمونهٔ اول و سوم.
◄۴. مینا میداند [که راننده بیتقصیر است].
◄۵. مینا [راننده را بیتقصیر] میداند.
● اما آیا نمونهٔ دوم ــ یعنی بند حالتنمایی ناروال ــ نیز در فارسی تولید میشود؟ آیا ساختار جملهٔ «۶» فارسی را میتوان همانند نمونهٔ «2» در انگلیسی دانست یا سازهٔ درون قلاب را صرفاً باید یک گروه اسمی تلقی کرد که بهشکل مصدر آشکار شده است؟ برپایهٔ فرض دوم، آیا جملهٔ «۶» ساختار سادهای همچون جملهٔ «۷» دارد؟
◄۶. مینا [بیتقصیر بودن راننده را] میداند.
◄۷. مینا [حقیقت را] میداند.
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
✔️Exceptional Case-Marking (ECM) =
حالتنمایی ناروال/ استثنایی
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
@MorphoSyntax
Post #1032
617
- ❤ 5
- ✍ 2