صدای رعد و برق همیشه برای من فقط یک صدای بلند نبود؛ صدایی بود که هیجانم را بالا میبرد، و برایم حس زندگی داشت.... اما حالا همان صدا، شکل دیگری پیدا کرده! دیگر آن هیجان شیرین را ندارد؛ گاهی شبیه انفجار شنیده میشود، گاهی شبیه صدای جنگندهای که از بالای سرت عبور میکند... و بهجای اینکه منتظر باران باشم، ناخودآگاه با تپش قلب منتظر اتفاقی بد میمانم. شاید این تشبیهها درست نباشند، اما ترسی که در دل آدم مینشینند، واقعیست! تا روز قیامت لعنت به کسانی که کاری کردند صدای هیجانانگیز نعمت الهی، برایمان تبدیل به صدای ترسناک شود... 💔(:
برای عطرِ خاکِ بارانخورده، برای بوی نمخوردهی کوچهها، برای آن لحظه که باران تمام خستگیِ زمین را میشوید و جهان، دوباره آرام و تازه نفس میکشد... شُکر! 🌧️🤍
میدانم خستهای...! میدانم گاهی خستگی آنقدر زیاد میشود که انگار راه نفس کشیدن را هم برایت تنگ میکند اما عزیزِ دل، کمی دیگر دوام بیاور... یادت باشد تو تمام داستان را نمیبینی؛ فقط چند صفحه از کتاب زندگیات را میخوانی، و نویسندهی این کتاب، خداست. تو نمیدانی در صفحهی بعد چه نوشته شده؟! شاید همان آرامشی باشد که مدتهاست منتظرش هستی، شاید یک اتفاق زیبا، یک لبخند، یک شروع تازه و یا دعایی که فکر میکردی هیچوقت به آسمان نرسیده است. خداوند خودش میفرماید: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي كَبَدٍ» «همانا انسان را در رنج و سختی آفریدیم.» (سوره بلد، آیه ۴) اما این تمام ماجرا نیست؛ چون همان خدایی که سختی را میداند، وعده داده است: «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا» «همانا با سختی، آسانی است.» (سوره شرح، آیه ۶) پس به فردا کمی بیشتر اعتماد کن... به خدایی که حتی وقتی تو چیزی نمیبینی، راه را میبیند و آرامآرام تو را به سمت روزهای روشنتر میبرد.
پ.ن: دوام بیاور؛ هنوز زیباترین صفحههای کتابت نوشته نشده است.
تو زندگی یه سری درد و ابتلا هست که استخوان شکنه، استخوان سوزه... سعدی درباره اش نوشته: "مرا دردیست اندر دل، که گر گویم زبان سوزد و گر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد" همون وقتا که اندوه طولانی میشه، صبر لبریز و سکوت از دورت خردت میکنه، همون وقتا که لحظه به لحظه ای پر درده... برا همین شاعر تشبيه اش کرده به شکستن استخوان و گفته: " یک عمر در گلوی تو بغض، استخوان شکست" اینارو گفتم که بگم یه تعبیر لطیفی هست توی مناجات خمسه عشر، میاد خدا رو " یا جابر العظم الکسیر " صدا میزنه یعنی " ای کسی که استخوان شکسته را هم جبیره میکنی..." میخواد بگه بیچاره ترین حالت انسان هم به دست خدا حل میشه... (:
اَبوالقِربه 🌙¹³³«اگر حاج قاسم بود... همه بودند!» 💔(:
یادم هست وقتی بچه بودم، یکبار عکس حاج قاسم را در تلویزیون دیدم و پرسیدم: «این آقا کیه؟ شهید شده؟!» در جوابم گفتند: «اگر این آدم شهید بشه، ما خیلی چیزها رو از دست میدیم...!» آن روز، معنای حرفشان را نفهمیدم!! فکر میکردم «خیلی چیزها» یعنی یک فرمانده، یک آدم بزرگ، یک قهرمان... اما امروز میفهمم؛ گاهی رفتنِ یک نفر، فقط رفتنِ یک نفر نیست...! گاهی با رفتنش، یک تکیهگاه میرود، یک اطمینان کم میشود، یک پشتوانه خاموش میشود... و آدم تازه بعد از نبودنش میفهمد چه سایهی بزرگی بالای سرش بوده، که در پناه امنش جا خوش کرده... (: بلند شو علمدار... بلند شو و ببین بعد از تو چهقدر دلمان برای آن روزها تنگ شده... برای روزهایی که بودنت،خودش دلگرمی بود. حالا تازه میفهمم «همهچیزمان را از دست دادن» یعنی چه...؟!💔 کاش حاج قاسم بود... کاش...
با ناراحتی گفت: «کاش حاج قاسم بود... اگر بود، الان وضعیتمون این نبود...!» همین یک جمله کافی بود... انگار بغضی که مدتها گوشهی دل بچهها مانده بود، یکباره ترکید. یکی گفت: «اگر حاج قاسم بود، الان آقای شهیدمون هم بود...» یکی دیگر گفت: «اگر حاج قاسم بود، الان آقای رئیسی بود...» «اگر حاج قاسم بود، سید حسن هم بود...» و بعد، یکییکی اسمها آمدند... اسمهایی که دیگر فقط اسم نبودند؛ هرکدام تکهای از یک دلتنگی بزرگ بودند. «اگر حاج قاسم بود... همه بودند!» 💔(:
How can I read @mooon_133 without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for اَبوالقِربه 🌙¹³³: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does اَبوالقِربه 🌙¹³³ have?
اَبوالقِربه 🌙¹³³ (@mooon_133) has 167 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does اَبوالقِربه 🌙¹³³ know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.