🗒یادداشت
🔺اشتباهات رماننویسان ایرانی: اسماعیل فصیح و بادۀ کهن
✍محسن احمدوندی
پیش از این، خلاصهٔ رمان «بادهٔ کهن» را در کانال منتشر کردهام (اینجا). اسماعیل فصیح در این رمان دچار اشتباهاتی شدهاست که در ادامه به آنها خواهم پرداخت:
۱. اشتباه نخست در فصل دوم رمان و جایی است که دکتر آدمیّت از پری کمال دربارۀ گذشتهاش میپرسد و پری میگوید که لیسانسش را قبل از انقلاب از دانشگاه پهلوی شیراز گرفته و همانجا بوده که با همسرش رضا کمال آشنا شدهاست:
ـ «لیسانستون رو کجا گرفتید؟»
ـ «[...] بنده لیسانسم را از دانشگاه شیراز، قبل از انقلاب اسلامی گرفتم [...].»
ـ «صحیح، دانشگاه پهلوی شیراز آنوقتها وابسته به دانشگاه پنسیلوانیا بود.»
به چشمهای دکتر نگاه کرد. «همانجا بود که من با رضا آشنا شدم، رضا کمال.»
ـ «و چهطور شد بعد از شروع جنگ در آبادان ماندید؟»
ـ «او متعهّد بود.» لحن کلامش مطلق بود. «ایمان داشت. ماند. شهید شد.» (فصیح، ۱۳۷۳: ۲۶-۲۷).
از این بخش از رمان چنین برمیآید که پری کمال و رضا کمال دو غریبه بودهاند که برای نخستین بار در دانشگاه به هم برخوردهاند و با هم آشنا شدهاند؛ امّا فصیح این مسئله را در ادامۀ رمان بهکلّی فراموش میکند و در فصل ششم رمان میگوید که این دو دخترعمو و پسرعمو بودهاند. کسی هم نیست که از نویسنده بپرسد که کدام دخترعمو و پسرعمو برای نخستین بار در دانشگاه با هم آشنا میشوند:
[دکتر آدمیّت] موقع عقد فهمیده بود که نام خانوادگی خودش [پری] هم کمال است. با رضا کمال دخترعمو ـ پسرعمو بودند (همان: ۱۲۸).
۲. اشتباه دوم به ناآگاهی نویسنده از مسائل شرعی برمیگردد. میدانیم که عقد موقّت، چنانکه از نامش پیداست، مدّتزمان مشخّصی دارد که در هنگام خواندن خطبۀ عقد و با توافق طرفین تعیین میشود، یعنی زن و مرد توافق میکنند که برای مدّتی مشخّص زنوشوهر باشند، امّا فصیح بعد از رفتن پری کمال و تلاش دکتر آدمیّت برای یافتن او، دراینباره چنین مینویسد:
از روز سوم دکتر شروع کرد به پرسوجو و نگران شد. در خطبۀ عقد موقّت آنها زمان معیّنی ذکر نشده بود؛ بنابراین علاوه بر عشق و احساسهای یگانگی، آنها مثلاً زنوشوهر محسوب میشدند (همان: ۱۷۴).
نویسنده فراموش کرده که صحّت عقد موقّت منوط به تعیین مدّت آن است و اساساً عقد موقّت بدون تعیین مدّت معنا ندارد. این خطای فصیح نشان میدهد که اگر رماننویسی میخواهد در حوزهای بنویسد که اطّلاعاتی دربارۀ آن ندارد، باید قبلش در آن حوزه، اندک مطالعاتی داشته باشد که در بدیهیترین موضوعات دچار خطا و اشتباه نشود.
▪️منبع
ـ فصیح، اسماعیل. (۱۳۷۳). بادۀ کهن. چاپ اول. تهران: البرز.
[یادداشت بالا پیش از این در شمارهٔ سیوچهارم فصلنامهٔ قلم در صفحهٔ ۳۲-۳۴ منتشر شده است.]
📗شعر، فرهنگ و ادبیات
@mohsenahmadvandi
Post #5142
522