سبک زندگی زیرزمینی
امیر هاشمی مقدم: روزنامه قانون
گزافه نیست اگر بگوییم سبک رایج زندگی درصد قابلتوجهی از نسل جوان ایرانی، امروزه زیرزمینی است. «زیرزمینی» پسوندی است برای انواع فعالیتهایی که با ارزشهای حاکم در تضاد است و از سوی گروههای معترض، در مکانی به دور از دسترس ناظرانِ حاکم انجام میشود. «زیرزمینی» به تعبیر انسانشناسان، نوعی «ضد فرهنگ» است. ضدفرهنگ به گروههایی گفته میشود که ارزشها و باورهایشان با باورهای فرهنگ جامعه اصلی ناهمخوان است. اما اطلاق ضدفرهنگ به فعالیتهای زیرزمینی به معنای این نیست که طرفدارانشان تعداد اندکی را تشکیل میدهند. برعکس؛ بسیاری از فعالیتهای زیرزمینی در ایران، همچون دیگر کشورها مخاطبان بسیاری دارد و تنها به دلیل ناهمخوانی با دیدگاههای حاکم «زیرزمینی» میشود. اما در واقع بستری فراهم میآورد برای آنانکه گریزان از سیاستهای حاکماند.
در میان همه فعالیتهای زیرزمینی، موسیقی شهرت بیشتری دارد. بدون اغراق میتوان مدعی شد نسل جوان امروز کشورمان، بیشترین گرایشاش به موسیقی زیرزمینی است. اتفاقاً از دل این موسیقی افراد برجستهای هم بیرون آمدند که بعضاً در کشورهای دیگر نیز شناختهشده و مورد توجهاند. سینما و فیلم زیرزمینی نیز فعالیتی دیگر است که شاید بینندگانش در خارج از مرزهای ایران بیشتر از بینندگان داخلی باشد. حتی برخی از این فیلمها به جشنوارههای بینالمللی راه یافته و مقام آوردهاند.
اما نسل امروز ایران فراتر از موسیقی یا فیلم، «زیرزمینی» شده است. جوانان امروزی زندگیشان را در زیرزمین میگذرانند. دور همنشینیهایشان، تفریحاتشان، بازیهایشان، دوستیهایشان، خورد و خوراکشان، کشمکشها و دعواهایشان، قهر و آشتیهایشان و در یک کلمه زندگیشان زیرزمینی شده است. مکانهایی که این سبک زندگی در آن جریان دارد، در واقع پاتوقهای دور از نظاره و به نسبت امنی (از نظر کنشگران آن) است که بخش عمدهای از زمانشان را در آنجا سپری میکنند.
هرچه محدودیتها بیشتر شده، گرایش به سبک زندگی زیرزمینی نیز بیشتر شده است. اتفاقاً همچون سایر موارد، برخورد پلیس با «زیرزمینیها» نه تنها هیچ کمکی به کاهش میزان این سبک زندگی نکرده، بلکه نشان داد که بدون تفاوت نسبت به آن در حال رشد و افزایش است. این پدیده حتی در شهرهای کوچک (بهویژه شهرهای دانشگاهی) به شدت رایج است. همانگونه که موسیقی و فیلم زیرزمینی در اعتراض به شرایط موجود پدیدار شد، آنچه که من در اینجا «سبک زندگی زیرزمینی» نامیدهام نیز در اعتراض به شیوههای زندگی رایج یا مورد تأیید طبقه حاکم به وجود آمد. این اعتراض در واقع دو جنبه را در نظر قرار داده است: نخست اینکه برای زندگیاش خلأ و کمبودی را احساس کرد. بدین معنی که چیزی و جایی برای گذران اوقاتش نیافت. دوم اینکه آنچه نظام ارزشی حاکم در این راه به وی عرضه کرده بود، در واقع معنایی به جز مورد نخست برایش نداشت. یعنی جوان امروزی شیوههای پیشنهادی نظام حاکم را برای گذران اوقات فراغت، دور هم بودن، بازی، خورد و خوراک نپذیرفت و آنها را مناسب حال خود نیافت. «پیادهروی به همراه حیوانات خانگی ممنوع» «برگزاری مسابقات و بازیهایی همچون تفنگهای آبپاش ممنوع» «تماشای بسیاری از مسابقات ورزشی همچون فوتبال برای خانمها ممنوع» «دوچرخهسواری و بسیاری از ورزشهای دیگر برای خانمها ممنوع» و بسیاری از ممنوعیتهای دیگر. در چنین شرایطی است که سبک زندگی زیرزمینی با اعلان رفع همه این ممنوعیتها و محدودیتها، جذابیت ویژهای برای جوانان یافته و به عبارت دیگر، تنها گزینه موجود بر سر راه آنان است.
در واقع سبک زندگی زیرزمینی نه تنها دربر گیرنده مجموعه رفتارهای است که در حوزه عمومی ممنوعه اعلام شده، بلکه خود بزرگترین مصرفکننده تولیدات سایر فعالیتهای زیرزمینی نیز هست. بدین معنی که عمده موسیقیای که در زندگی زیرزمینی طرفدار دارد، موسیقی زیرزمینی است؛ فیلمهایی که عموماً در این سبک زندگی دیده میشود، فیلمهای زیرزمینی است و به همین ترتیب تا آخر. از دل موسیقی زیرزمینی، شاهکارهایی چند بیرون آمد؛ از دل سینمای زیرزمینی نیز فیلمهای ارزشمندی پدیدار شد؛ اما باید دید از دل سبک زندگی زیرزمینی که چند سالی است به شدت رواج یافته، چه بیرون خواهد آمد. بیگمان نسل دهه هفتادیها و هشتادیها انقلاب بزرگی در سبک زندگی ایرانیان ایجاد خواهند کرد که سخن گفتن از آن، شاید اکنون زود هنگام باشد؛ اما برای کاهش پیامدهای آسیبزای آن (از طریق کاهش کارشناسانه ممنوعیتهای سلیقهای از حوزه عمومی و خصوصی)، اکنون هم دیر شده است.
اگر این نوشته را میپسندید، برای دوستانتان نیز بفرستید.
دیگر یادداشتهای رسانهای مرا میتوانید در کانال «مقدمه» بخوانید:
https://t.me/moghaddames
Post #98
853