کارکردهای شوخی در فرهنگ سیاسی ایرانیان
امیر هاشمی مقدم
امریکا از برجام بیرون شده و در کنار همه نگرانیها، بازار جوک و شوخیهای ایرانیان با این مسئله که میتواند پیامدهای سیاهی بر زندگیشان داشته باشد، داغ است. یکی از ویژگیهای فرهنگی ما گویا این شده که همه مسائل جدی را به شوخی بگیریم. بسیاری بر این ویژگی ایرانیان خرده گرفته و آنرا نکوهش میکنند.
اتفاقا بر این باورم که این ویژگی، تا اندازه زیادی (و نه لزوما در همه جا) برای ایرانیان لازم و بایسته است. اجازه دهید با وام گرفتن بخشی از مقدمه کتاب «بررسی متون طنز عامیانه ایرانی» که حاصل پژوهش انسانشناسانهای است که سالها پیش با همراهی دکتر نعمتالله فاضلی انجام دادیم، دیدگاهم را روشنتر بنویسم.
بهطور کلی، دو دسته دیدگاه محافظهکارانه و رادیکال درباره طنز وجود دارد. در دیدگاه محافظهکارانه گفته میشود که آرمان غایی طنز رشد ارزشهای اخلاقی پذیرفتهشده اجتماعی است و طنز در کنار معارف اخلاقی و دینی، آرمانی جز افزایش معنویت و کمالات اخلاقی ندارد. به بیان دیگر، طنز را گونهای ابزار خود اصلاحی معنوی و اخلاقی میداند که به یاری آن، فرد به بدیهای خود پی میبرد.
اما دیدگاه دوم، شوخی را نه در خدمت پیراستن اخلاق فردی، بلکه در خدمت خردهگیری و نقد اجتماعی و مبارزه میداند. برای نمونه، پلارد بر این باور است که «طنز، زاده غریزه اعتراض است؛ اعتراضی که تبدیل به هنر شده است [...] طنز همیشه به تفاوت میان وضعیت، چنان که هست و چنان که باید باشد به شدت آگاه است [...] طنزنویس شادمانه به بزرگنمایی مغایرت حرف و عمل میپردازد. تزویر و ریا همیشه موضوعهای دم دست اوست، بهویژه وقتی که ریاکاران بهواسطه حرفه خود متعهد به معیارهای رفتاری کاملا متفاوتی باشند. به همین دلیل است که روحانیان و مقدسمآبها و مقدسنماها، از موضوعات محوری طنز بهشمار میروند».
همچنین گفته میشود که در کنار دو دیدگاه یادشده، طنز میتواند کارکردهای روانشناختی نیز داشته باشد. این دیدگاه اساسا دگرگونی و اصلاح اجتماعی یا فردی را بنیان طنز قرار نمیدهد، بلکه پیامدهای درونی و روانی طنز در بیننده، شنونده یا خواننده را در نظر دارد. پژوهشگرانی همچون باختین، پلارد و مرچنت، به درمانگری و تسکین¬بخشی طنز و شوخی بهعنوان یکی از کارکردهای اصلی این پدیده میپردازند که در مسائل مهم، به یاری انسانها میآید. از این رو هر جا و در هر زمینهای که انسان به نیروی آرامش¬بخش نیاز داشته باشد، طنز و شوخی هم حضور دارد.
با این توصیف، حقیقتا طنز یکی از اصلیترین نیازهای ایرانیان امروزی است. آنچه میتواند ترس و دلشوره ایرانیان را که نه هر سال، نه هر ماه، نه هر هفته، بلکه هر روز با چندین مسئله بزرگ روبرو میشوند، چیره کند، همین سلاح شوخیها است. شوخی به ایرانیان یاری میرساند از مسائل دشوار زندگی، سادهتر بگذرند. طنز به ایرانیان این فرصت را میدهد تا در گذرگاههای دشوار (که شوربختانه تعدادشان در زندگیمان اندک هم نیست و همین است که همیشه «در این برهه حساس از زمان» به سر میبریم)، زیر فشارها خرد نشوند و با سلاح شوخی، به مقابله با مسائلی بپردازند که بیرون از توان و اختیار آنها است. بهویژه وقتی گفتار با کردار با یکدیگر فاصله داشته و ریا و دو رویی در جامعهای گسترش یابد، طنز نیز نقش فعالتری به دوش میگیرد تا این دو رویی را آشکار سازد.
ایرانیان بهوسیله همین پیامهای شوخی و جوک در شبکههای اجتماعی است که هم نسبت به یکسان نبودن گفتار و رفتار برخی مسئولین انتقاد کرده، هم نسبت به برخی سیاستهای ریز و درشتشان اعتراض کرده، و از همه مهمتر، هم خود را به این شیوه تخلیه روانی میکنند. آن هم در فضایی که معمولا هیچگونه انتقادی بر تافته نمیشود.
انبوه جوکهای سیاسی در ایران، نشان از آن دارد که انتقادات به کدام بخش کشور بیشتر است و مردم با شوخیهایشان در شبکههای اجتماعی، خشمشان را نسبت به کدام بخش فعلا فرو مینشانند. بیان این شوخیها و طنزها، موهبتی است برای مسئولین کشورمان تا عملکرد خود را در آینه جامعه بنگرند. بیتوجهی و نادیده گرفتن این شوخیها که تنها در حد «لودهبازی» و «مسخرهبازی» ایرانیان فرو کاسته و نادیده گرفته میشود، پیامدهایی کاملا جدی خواهد داشت.
پینوشت: این نوشتار البته به معنای توجیه هر گونه شوخی و طنز در میان ایرانیان نیست و در اینجا تنها به شوخیهای سیاسی، بهویژه آنچه پس از بیرون رفتن امریکا از پیمان برجام مربوط بود توجه داشته است. اتفاقا برخی شوخیها (همچون جوکهای قومی) میتواند پیامدهای ناگوار برای جامعه داشته باشد. اهمیت بررسی آنها هم کمتر از جوکهای سیاسی نیست.
(دیگر یادداشتهای مرا میتوانید در کانال «مقدمه» بخوانید)
https://t.me/moghaddames
Post #88
609