افغانستانیها را باید زد!
امیر هاشمی مقدم: انصافنیوز
دوباره کلیپی دیگر از توهین و تحقیر افغانستانیها توسط نیروی انتظامی ایران. مامور پلیس راه در استان سیستان و بلوچستان که با تمام توان به صورت راننده افغانستانی کشیده میزند؛ آن هم نه یک بار، که دو بار. مقامات ناجا بعدا مدعی شدند که راننده افغان بوده و قصد رشوه دادن داشته است و همین مایه عصبانیت مامور شده! در این باره بیان چند نکته لازم است:
1- این نخستین بار نیست که مسئولین و مامورین تلاش میکنند با بیان اینکه طرف مقابل «افغان/افغانی بوده»، از حساسیت عمومی بکاهند. گویا همین که طرف افغانستانی باشد، به خودی خود برخی از حقوقش از میان میرود و نباید زیاد حساس بود.
2- در کلیپ آنچه کاملا آشکار است، سیلیهایی است که پلیس به صورت راننده افغانستانی میزند. اما چیزی از ادعای ناجا مبنی بر پرداخت رشوه از سوی راننده به پلیس دیده نمیشود. لازم است پلیس این ادعایش را اثبات کند. وگرنه میتوان مامور خاطی را به جرم ایراد اتهام نادرست، مورد پیگرد دو چندان قرار داد.
3- ناجا گفته مامور یادشده را شناسایی و از کار معلق کرده است. برای آرام شدن خاطر جمعی جامعه ایرانی و افغانستانی، نیاز است تا مدارک درستی این ادعا منتشر و به مردم اطمینان خاطر داده شود.
4- این نخستین باری نیست که پلیس با شهروندان افغانستانی رفتار توهینآمیز دارد: پیش از این هم چندین بار کلیپهایی از این دست رفتارهای رقتباری که نشان از مرگ اخلاق داشت، منتشر شده بود. هر چند برخلاف این بار، دفعات پیشین کلیپها را خود ماموران پلیس در کمال آرامش ضبط کرده بودند. در موارد پیشین هم نهایتا مسئولین ناجا قول دادند با مامور خاطی برخورد شود، مدارک لازم در این زمینه منتشر نشد.
5- پیرو مطلب بالا، باید یادآوری کرد که نوشدارویی که هر بار مسئولین ناجا پس از مرگ سهراب میآورند، سودی ندارد. که اگر داشت، پس از بیانیههای نیروی انتظامی در موارد پیشین، اکنون نباید شاهد تکرار همان رفتارها میبودیم. پیش از این هم در یادداشتهای دیگر نوشتهام که نیروی انتظامی لازم است دستورالعملهای ویژه درباره برخورد با شهروندان افغانستانی به ماموران خود بدهد. بسیاری از ما شاهد صحنههای برخورد نامناسب پلیس با شهروندان افغانستانی (بهویژه در طرحهای ضربتی معروف به «افغانگیری») بودهایم. اینکه مسئولین نیروی انتظامی هر بار منتظر بمانند تا یک صحنه دلخراش اینگونه رخ بدهد و سپس تلاش کنند با یک بیانیه سر و ته ماجرا را هم آورده، بدون اینکه تغییری ساختاری در این نگاه به وجود آورند، سودی ندارد و میتوان پیشبینی کرد که باز هم تکرار شود.
6- شخصا در پژوهشی که در سال 1393 درباره رانندگان ترانزیتی افغانستانی در استان سیستان و بلوچستان، برای یکی از نهادهای دولتی انجام دادم، با تعداد زیادی از این رانندگان زحمتکش گفتگوی رو در رو کردم. تقریبا همهشان خاطرات ناخوشایندی از این دست داشتند. به جز این، خود نیز شاهد چنین رفتارهایی بوده و در همانجا به ماموران اعتراض کردم. نهایتا در گزارشی که به نهاد دولتی مربوطه دادم، نسبت به تداوم این وضعیت غیراخلاقی هشدار داده و خواهان رسیدگی فوری به آن شده بودم. نمیدانم تا چه اندازه این مسئله رسیدگی شده است، اما با توجه به نتایج، بعید میدانم توجه خاصی به این مهم کرده باشند.
7- به جز نیاز به تغییر نگرش کلی و ساختاری نیروی انتظامی به شهروندان افغانستان (بهعنوان کسانی که پشتوانه حقوقی و سیاسی محکمی نداشته و بنابراین میتوان هرگونه که خواست، با آنها برخورد کرد)، لازم است در اینگونه موارد، از افراد آسیبدیده دلجویی شود. بارها صحنههایی دیدهایم که ماموران پلیس یا شهرداری به یک شهروند ایرانی توهین میکنند. اما پس از واکنشها در شبکههای اجتماعی و رسانهها، با آب و تاب و در حضور رسانهها از فردی که مورد ظلم قرار گرفته دلجویی میشود. اگر کرامت انسانی در همه جا یکسان است، و اگر اعتبارمان در نزد جهانیان مهم است، نیاز است همین شیوه رفتار نسبت به شهروندان بیدفاع افغانستانی هم انجام بشود. و در این مورد خاص، حتما راننده مورد نظر را پیدا کرده و از او دلجویی کنند.
(دیگر یادداشتهای رسانهای مرا میتوانید در کانال «مقدمه» بخوانید)
https://t.me/moghaddames
Post #74
543