سگکشی!
امیر هاشمی مقدم؛ وبسایت خبری-تحلیلی فرارو:
بیشتر ایرانیانی که به ترکیه میروند، همینکه چشمشان به خیابانهای پهن، پاساژهای بزرگ و سواحل زیبای این کشور میافتد، افسوس میخورند که چرا ایران هم اینچنین نیست.
به باور نگارنده، بهعنوان کسی که سالها است در ترکیه زندگی میکند، فاصله ما با ترکیه بیش از اینها است. خیابان را پهن کردن، پاساژ بلند و بزرگ ساختن و سواحل را زیباسازی نمودن، کار دشواری نیست و خیلی زود میتوان به آنها رسید؛ بهویژه برای مسئولین ما که علاقه زیادی به ساختن «بلندترین»، «بزرگترین»، «پهنترین»، «عظیمترین» و... پروژهها دارند.
اینگونه نگاهها را نمیتوان در راستای توسعه پایدار دید. چه بسا همین بلندترین و بزرگترین سدهایی که هیجان بسیاری در بین مسئولینمان ایجاد میکرد، اکنون یکی از دلایل خشک شدن دریاچهها و تالابها و مراتع و... شدهاند.
امروزه شاخصهای توسعه در جوامع، بیش از اینکه مهندسی و کمی باشند، انسانی و کیفی است. برای نمونه در یکی از تعاریف توسعه، چهار شاخص را برای سنجش میزان توسعه در یک جامعه بر میشمارند: وضعیت معلولین و ناتوانان جسمی، محیط زیست/جانوران، سالخوردگان و زنان.
آنچه نگارنده در جامعه ترکیه دیده، در دو گروه نخست (وضعیت ناتوانهای جسمی و محیط زیست/جانوران) خیلی جلوتر از ایران است، در گروه سوم (سالخوردگان) شبیه ایران بوده و در گروه چهارم (زنان) اگرچه قوانین این کشور حقوق بیشتری را برای زنان در نظر گرفته، اما تعصبات دینی و فرهنگی همچنان در بسیاری موارد در آنجا رایج است و از همین رو، آمار خشونت علیه زنان بالا است.
در اینجا اشارهمان تنها به تفاوت زیاد دو کشور در زمینه حقوق جانوران و محیط زیست است. عکسها و کلیپهای بسیاری از کشتارهای فجیع جانوران در ایران (که شوربختانه بخش زیادی از آنها به دست پیمانکاران و اجیرشدگان شهرداریها است و نه مردم عادی) میتوان یافت: کشتار با تزریق سم، نصب بیلبورد توسط شهرداریها برای همکاری در کشتار سگها، پرداخت دستمزد برای کشتار جانوران بیپناه و خیابانی و... برای همهمان صحنههای آشنایی است. و اینها، علیرغم درخواستها، نامهنگاریها و تجمعات گروههای ایرانی طرفدار حقوق حیوانات است.
اما شهرداریها در ترکیه موظفاند همه جانوران خیابانی را واکسینه و شمارهگذاری کرده، در پارکهای شهری برایشان سرپناه ساخته، بهطور روزانه خوراک و آب تمیزشان را تأمین کرده، بیمارستان ویژه با خدمات رایگان ساخته و در مواقع ضروری، نازا و عقیمشان کنند. سگها در خیابانهای شهرهای بزرگ، آزادانه قدم میزنند و دست نوازش شهروندان را بر خود حس میکنند. بدون اینکه کسی از دیدنشان چندشاش شود. همچنین مساجد بسیاری در این کشور رفتهام که امام جماعت و نمازگزاران در حال نمازند، و گربههایی نیز در گوشهای از مسجد، بر روی منبر و یا حتی جلوی نمازگزاران دراز کشیدهاند، و کسی هم مدعی نمیشود که خانه خدا را کثیف میکنند.
در بیشتر دانشگاههای ترکیه، گروههای دانشجویی بهصورت داوطلب، پسمانده غذاهای دیگر دانشجویان را در غذاخوریهای دانشگاه جمع کرده و به حیوانات خیابانی یا حتی جنگلی و بیابانی (همچون روباهها و شغالها) میرسانند. مسئولین دانشگاهها نیز در این زمینه خود را مکلف به همکاری با دانشجویان میبینند.
البته مشکل تنها از شهرداریهای ما نیست؛ بلکه در ذهنیت ما ایرانیان است. در ایران اگر کسی خواهان رسیدگی به وضعیت جانوران شود، با واکنش بخش قابل توجهی از جامعه روبرو میگردد که «مگر در این کشور وضعیت انسانها مناسب است که حالا وضعیت جانوران را رسیدگی کنیم؟» یا «همه چیزمان درست شد و حالا همین جانوران ماندهاند؟» و جملات و توجیهاتی دیگر از این دست. و چه بسیارند کسانی که بیکاری یا نداشتن شغل مناسب را بهانه میکنند برای شغل کثیف کشتن جانوران خیابانی. یادمان باشد که یکی از شیوههای جذب نیرو توسط داعش و طالبان و...، همین فریبهای مالی بود. شگفت اینکه این گروهها آموزش سر بریدن دشمن را، با بریدن سر جانوران تمرین میکنند.
دیگر نوشتههای رسانهای مرا میتوانید در کانال تلگرامی مقدمه بخوانید:
https://t.me/moghaddames
Post #73
969