گزارشی از سگهای خیابانی در مازندران
امیر هاشمی مقدم: انصافنیوز
چهارشنبه دو هفته پیش ساعت ۷ شب در پارک هلستان در نوشهر مازندران مشغول ورزش بودم که سگی از پشت حمله کرد و پای چپم را گاز گرفت. وقتی برای دور کردن او از خودم با لگد زدمش پای راستم را هم محکمتر گاز گرفت. شلوارم پاره شد و هر دو پایم خون افتاد. اکنون که دو هفته از آن داستان میگذرد جای هر دو گاز روی ساق پاهایم کبود است همچنان. بعدا فهمیدم چون در حال دویدن بودم، یگ تحریک شده و فکر کرده دارم فرار میکنم. برای همین دوید و از پشت مرا گاز گرفت. این رویداد بهویژه برای کسانی که سوار موتور یا دوچرخه هستند زیاد رخ میدهد. در حالت عادی سگها، بهویژه اگر یک سگ تنها باشد به کسی حمله نمیکنند.
فردا صبح که برای واکسن هاری به خانه بهداشت چالوس رفتم، از همانجا پژوهشم را آغاز کردم. یعنی با مسئولان خانه بهداشت، شهرداری، پناهگاه سگهای خیابانی و گروههای طرفدار حقوق حیوانات در دو شهر نوشهر و چالوس گفتگو کردم و از برخی جاها هم بازدید داشتم.
گزارش حاصل این پژوهش نسبتا مفصل است و در انصافنیوز (اینجا) منتشر شده. اما چکیده اینکه در این دو شهر هم آمار سگگزیدگی نسبتا بالاست (در هر کدام بهطور متوسط ماهانه بین صد تا صد و پنجاه مورد) که برخیشان جراحات جدی ایجاد میکند.
بین شهرداری و دیگر نهادها هماهنگی لازم وجود ندارد. شهرداری میگوید بودجه لازم برای این کار را ندارد و بخشی از آنچه انجام میدهد اصلا در حیطه مسئولیتش نیست. طرفداران حقوق حیوانات باور دارند شهرداری برای این کار بودجه دریافت میکند، اما همه آن را در این راه هزینه نمیکند.
دو پناهگاه برای سگهای خیابانی در نوشهر و چالوس داریم که ظرفیتشان تقریبا پر است و بهویژه پناهگاه چالوس وضعیت چندان مناسبی ندارد.
نه خیرین طرفدار حیوانات و نه شهرداری و دیگر نهادها بودجه برای عقیمسازی ندارند؛ در حالیکه این برنامه باید در اولویت باشد. هزینه هر عقیمسازی بیش از یک میلیون تومان میشود.
چه در میان طرفداران حقوق سگهای خیابانی و چه در میان منتقدان آنها برخی شدیدا احساسی عمل کرده و همین مانع بررسی دقیق موضوع میشود. برای نمونه، همان شب که توضیح کوتاهی درباره آنچه رخ داده بود در صفحات اجتماعیام نوشتم، طرفداران حقوق حیوانات زخم ایجاد شده در پایم را مسخره میکردند و میگفتند چنین جراحتی ارزشش را نداشت که دربارهاش بنویسم. اینان به این نکته توجه ندارند که حتی یک خراش سطحی هم میتواند باعث انتقال هاری شود و چنانچه کسی به هاری مبتلا شود، مرگ او حتمی است (یعنی هاری قابل پیشگیری هست، اما قابل درمان نیست). در نقطه مقابل، منتقدان حضور سگها در شهرها هم مرا به خاطر مواقع پیشینم در انتقاد از کشتار سگها توسط شهرداری مواخذه میکردند. یک درگیری لفظی شدید هم بین این دو گروه زیر نوشتهام در اینستاگرام پیش آمد.
آنچه مشخص است اینکه چه از نگاه طرفداران و چه از نگاه منتقدان، وضعیت سگهای خیابانی در نوشهر و چالوس بحرانی است. منتقدان حضور این سگها را بیش از اندازه دانسته و آنرا مایه نگرانی و وحشت خانوادهها میدانند. در نقطه مقابل، طرفداران میگویند وضعیت خود این سگها هم بحرانی است و کسی به داد آنها نمیرسد. حتی شهرداریها هم به باور این افراد گاهی اوقات به نام زندهگیری، آنها را معدوم میکنند.
آنچه مشخص است اینکه کشتن سگها اگر جوابگو بود در سالیان گذشته که شهرداریها بر معدومسازی این زبانبستهها تمرکز داشتند به نتیجه میرسید.
باید عقیمسازی در اولویت قرار بگیرد. یکبار و برای همیشه باید بودجهای برای این کار در نظر گرفته شده و نتیجه را طی چند سال آینده که زاد و ولد این حیوان کاهش مییابد و به طبع آن حضورش در خیابانها نیز کمرنگتر میشود دید.
شاید بهتر باشد به دور از احساساتگرایی، از حضور سگها در برخی فضاهای شهری که امکان حادثهآفرینی وجود دارد، جلوگیری شود.
گزارش کامل را به همراه تصاویری از جراحت و کبودی پاهایم پس از دو هفته و پناهگاه سگهای نوشهر با لمس کردن دکمه instant در زیر بخوانید.
@moghaddames
Post #479
3.54K