گردشگران ایرانی ترکیه را ساختند، اما...
فرارو: امیر هاشمی مقدم؛
دوباره نوروز شد و حرف و حدیث درباره سفر میلیونی ایرانیان به ترکیه. برخی از ایرانیان، مخالف سفر هممیهنانشان به ترکیهاند. بخش عمدهای از استدلال این مخالفان، به برخورد نادرست ترکیهایها با گردشگران ایرانی باز میگردد. گردشگران ایرانیای که به زعم این مخالفان، چرخ گردشگری ترکیه را میچرخانند و ترکیهایها با اینگونه رفتارهای ناشایست، ناسپاسی میکنند. بنابراین چکیده یادداشتی که سال پیش در همین باره در فرارو نوشتهام را اینجا بازنشر میکنم.
بهعنوان کسی که چند سال است در ترکیه زندگی میکنم و بیشتر مطالعات و پژوهشهای دانشگاهیام درباره ارتباط بین قومگرایی/ملیگرایی با گردشگری است، لازم دیدم نکاتی را در این باره بیان کنم:
1- این تصور کاملا نادرستی است که ما گمان میکنیم چرخ گردشگری ترکیه به ما وابسته است. ما این سخن را پیشتر درباره دبی و عربستان هم داشتیم و بارها گفته و شنیده بودیم که اگر ایرانیها نبودند، دبی اینقدر پیشرفت نمیکرد و اگر حج را تحریم کنیم، عربستان به غلط کردن میافتد. اما دیدیم که دبی با انگشتنگاری و چشمنگاری گردشگران ایرانی و برخوردهای سفت و سخت با آنها، تحقیرمان کرد و کاری هم از پیش نبردیم. همانگونه که عربستان هم به نوجوانان ایرانی در فرودگاه آزار جنسی رساند و پانصد حاجیمان را کشت و برای خج رفتنمان شرایط دشواری گذاشت، تا جایی که سال پیش ایرانیان نتوانستند به حج بروند و آب هم از آب تکان نخورد. به همین نسبت اینکه فکر کنیم گردشگران ایرانی هستند که چرخ گردشگری ترکیه را میچرخانند، نادرست است. سهم ایرانیها در گردشگری ترکیه 4درصد است.
2- درست است ما 4درصد گردشگران ترکیه را تشکیل میدهیم، اما آنها به همین 4درصد هم اهمیت میدهند و برنامهریزی میکنند. از همین رو است که رضایت داشتن ایرانیها از سفر به ترکیه برایشان مهم است و همان مامور خاطی در مرز را هم بلافاصله اخراج کردند. در بیشتر مکانهای گردشگری ترکیه، پلیس گردشگری مستقر است که اگر یک گردشگر به آنها مراجعه و شکایت کند، خیلی سریع رسیدگی و با قانونشکن میکنند، بدون اینکه وقت چندانی از گردشگر بگیرند. اینکه ما با حقوق خودمان و امکانات مقصد گردشگری آشنا نبوده یا حوصله پیگیری نداریم، بحث دیگری است.
3- «همهمان مسلمانیم». این جملهای است که اگر یک ترکیهای بفهمد شما ایرانی هستید، سریعا بر زبان میآورد تا دیگر تفاوتها را نادیده بگیرد. «ایرانیها خیلی زیبا هستند»، «ایران تمدن و ادبیات خیلی غنیای دارد»، «سینمای ایران قوی است»، «فرهنگ ترکیه و ایران خیلی به هم نزدیک است» و... هم جملات دیگری است که بارها ازشان میشنوید.
4- برخورد ترکیهایها با گردشگران ایرانی، خیلی بهتر از برخوردهایی است که در جمهوری آذربایجان، دبی یا برخی جاهای دیگر با ایرانیان میشود. در جمهوری آذربایجان (که از نظر تاریخی، فرهنگی و مذهبی بسیار نزدیکتر از ترکیه است)، به جز توهین و آزار و جریمههای عجیب و غریب ایرانیان، رشوه گرفتن هم تقریبا پای ثابت بسیاری از مامورینشان است. هیچ یک از این رفتارها را در ترکیه نمیتوان دید.
5- حالا واقعا چه کنیم که ایرانیها به ترکیه نروند؟ خب پاسخ ساده اینکه اصلا چنین چیزی شدنی نیست. بهتر است به جای امر و نهی کردن، بررسی کنیم و ببینیم چرا این همه ایرانی همهساله به ترکیه میرود:
الف) ترکیه مقصدی ارزانتر از برخی مقاصد گردشگری داخلی است (گاهی یک تور دو شب و سه روز استانبول با بلط هواپیما و هتل سهستاره واقعی را میشود با ششصد هزارتومان پیدا کرد)؛
ب) بسیاری برای مصرف فرهنگ ایرانی به ترکیه میروند؛ از کنسرت خوانندگان لسآنجلسی گرفته تا استاد شجریان و ناظری و نامجو و کلهر و... . شخصا آخرین اجرای استاد شجریان (که عمرش دراز باد) را در پاییز 1394 در قونیه دیدم.
ج) بسیاری از گردشگران ایرانی، یکی از اصلیترین هدفهایشان، خرید پوشاک ترکیه است. یعنی با یک سفر به ترکیه، برای یکسالشان پوشاک میخرند که اگر تفاوت بهای همان پوشاک را در ترکیه با ایران مقایسه کنیم، میبینیم عملا هزینه سفرشان هم در آمده است.
(دیگر یادداشتهای انسانشناسی گردشگری را در کانال «مقدمه» بخوانید).
https://t.me/moghaddames
Post #47
516